امنیت و دفاعخاورمیانه

جنگ با ایران دیگر یک عملیات کوتاه‌مدت نیست

طرفین مخاصمه به دنبال اتمام جنگ با تمایلات خودشان هستند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ با ایران دیگر یک عملیات کوتاه‌مدت نیست» نوشته خالد ابوزهر (Khaled Abou Zahr) در عرب‌نیوز (Arab News)، به بررسی ورود روابط آمریکا و ایران به مرحله‌ای طولانی و مبهم می‌پردازد که نه جنگ تمام‌عیار است و نه صلح پایدار. این وضعیت نوعی رویارویی فرسایشی در «منطقه خاکستری» است که از طریق فشار مستمر، اقدامات محدود نظامی و چانه‌زنی دیپلماتیک مدیریت می‌شود. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

روابط آمریکا و ایران وارد مرحله‌ای طولانی و مبهم شده است که در آن نه جنگ کامل و نه صلح پایدار حاکم است. این تقابل از طریق حملات محدود، مذاکرات و تاکتیک‌های فشار مستمر ادامه دارد و وضعیتی میان درگیری آشکار و دیپلماسی ایجاد کرده است. در این چارچوب، ایده یک عملیات نظامی سریع و قاطع جای خود را به رویارویی فرسایشی داده که در آن هر دو طرف بدون عبور از آستانه جنگ گسترده، حدود یکدیگر را می‌آزمایند.

یکی از محورهای اصلی این تقابل، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی برای انرژی جهانی که بخش بزرگی از نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند. ایران در پی افزایش کنترل و تثبیت جایگاه خود بر این آبراه راهبردی است و از موقعیت جغرافیایی خود به‌عنوان اهرمی در برابر آمریکا و متحدانش استفاده می‌کند. اگرچه تهران سال‌ها تهدید به اخلال در این مسیر کرده، وضعیت کنونی به‌گونه‌ای توصیف می‌شود که نشان‌دهنده تلاش‌های ملموس‌تر برای اعمال محدودیت یا تأثیرگذاری بر تردد دریایی است. با توجه به اهمیت تنگه برای بازارهای جهانی انرژی، به‌ویژه برای کشورهایی مانند چین که به واردات غرب‌آسیا وابسته‌اند، هرگونه بی‌ثباتی در آن پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای دارد.

در واکنش به این شرایط، تلاش‌های بین‌المللی برای تأمین امنیت مسیرهای دریایی برجسته شده است. پیشنهادهایی در سطح سازمان ملل با هدف تضمین آزادی ناوبری و کاهش حملات به کشتی‌ها مطرح شده و ابتکارات امنیتی چندملیتی، از جمله مأموریت‌های اسکورت کشتی‌های تجاری، عملیات پاکسازی مین و گشت‌های دریایی هماهنگ میان چند کشور مورد بحث قرار گرفته است. آمریکا نیز طرح‌های مستقلی برای حفاظت دریایی توسعه داده که ترکیبی از هماهنگی دیپلماتیک و حضور دریایی است، هرچند برخی از این اقدامات بنا بر شرایط سیاسی متوقف یا تعدیل شده‌اند.

راهبرد ایران بر ابزارهای نامتقارن تکیه دارد نه رویارویی متعارف مستقیم. این ابزارها شامل فشار بر مسیرهای کشتیرانی، اقدامات غیرمستقیم از طریق گروه‌ها یا شبکه‌های همسو و رخدادهای محدود اما اخلال‌گر است که سطحی از عدم‌قطعیت ایجاد می‌کند بی‌آنکه واکنش قاطع و گسترده‌ای را برانگیزد. این اقدامات بخشی از تلاش گسترده‌تر برای حفظ اهرم فشار و تأثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای بدون ورود به جنگ تمام‌عیار تلقی می‌شود.

در مقابل، آمریکا و شرکایش راهبردی بلندمدت را دنبال می‌کنند که هدف آن تضعیف تدریجی نفوذ ایران است. این رویکرد به‌جای استقرار نیروهای زمینی گسترده، بر عملیات اطلاعاتی، فعالیت‌های سایبری، حملات هدفمند و حمایت از گروه‌های مخالف داخلی تکیه دارد. فشار اقتصادی و تلاش برای اخلال در زیرساخت‌های کلیدی نیز بخشی از این راهبرد است که با هدف کاهش تدریجی توانایی نظام برای اعمال قدرت دنبال می‌شود.

در مجموع، وضعیت کنونی به‌عنوان گذار به یک منازعه در «منطقه خاکستری» ترسیم می‌شود که رقابت در آن از طریق ابزارهای غیرمستقیم، اقدامات نظامی محدود و فشار راهبردی مداوم جریان دارد. هیچ‌یک از طرفین قادر به دستیابی به نتیجه‌ای قاطع نیستند و همین امر باعث می‌شود تقابل در ظاهر باثبات اما در واقع پایدار و ادامه‌دار باشد. پرسش اصلی این است که این توازن تا چه زمانی دوام خواهد داشت، در حالی که هم تشدید تنش و هم مهار آن همچنان امکان‌پذیر است، اما الگوی غالب، تقابل مدیریت‌شده به‌جای حل‌وفصل نهایی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا