امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

ایران با حملات قاطع پیروز شد؛ اسرائیل شکست خورد

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران با حملات قاطع پیروز شد؛ اسرائیل شکست خورد» از مارکو کارنلوس (Marco Carnelos)، در میدل‌ایست‌آی (Middle East Eye)، منتشر شده است. در این یادداشت، تحولات اخیر میان ایران، اسرائیل و آمریکا روایت شده است و با تأکید بر ناکامی نظامی و سیاسی اسرائیل، به نظر می‌رسد ایران توانسته مقاومت مؤثری نشان دهد. در ادامه، بهره سخن این مطلب را می‌خوانید.


در شام‌گاه دوشنبه هفته پیش، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از توافق آتش‌بس میان ایران و اسرائیل خبر داد که در مدت چند ساعت اجرایی شد. هرچند طبق معمول باید در مواجهه با وعده‌های ترامپ احتیاط به خرج داد، اما این تحول، ظاهراً به دو هفته تنش که با حمله اسرائیل به ایران آغاز شده بود، پایان داده است. در ادامه، تهران به این حمله پاسخ داد، آمریکا وارد ماجرا شد و تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داد و سپس ایران واکنشی عمدتاً نمادین به پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه نشان داد.

اسرائیل از آخر هفته گذشته خواهان کاهش تنش شده بود؛ شاید برنامه‌ریزان اسرائیلی واکنش شدید ایران را پیش‌بینی نکرده بودند یا بیش از حد به اثرگذاری ضربات اولیه خود بر توان نظامی جمهوری اسلامی اعتماد کرده بودند. هم‌زمان مشخص شد که استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، در تمام مدت با طرف ایرانی در تماس مستقیم بوده است. از این منظر، آنچه میان تهران و واشنگتن در روزهای اخیر رخ داد، بیش‌تر به نمایشی هماهنگ شباهت داشت تا جنگی واقعی؛ همانند سناریوی مشابهی که پنج سال پیش، پس از ترور قاسم سلیمانی شاهد بودیم.

در حالی که مقام‌های سیاسی آمریکا با لفاظی‌های بزرگ از حملاتی مخرب به تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان سخن گفتند، ارزیابی‌های نظامی با احتیاط بیش‌تری به مسئله نگریستند، به‌ویژه درباره سایت فردو که در دل کوه ساخته شده است. افکار عمومی نیز چندان خوش‌بین به اثربخشی این حملات نیست.

تأسیسات فردو، مرکز اصلی برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران است و سانتریفیوژهای پیشرفته آن قادرند اورانیوم را تا غنای ۹۰ درصد، یعنی آستانه نظامی، غنی کنند. ایران هم ‌اکنون حدود چهارصد کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد. رسیدن به سطح ۹۰ درصد، از لحاظ فنی دور از دسترس نیست، اما این به معنای دستیابی سریع ایران به بمب اتمی نیست. به باور برخی تحلیل‌ها، ایران امکان ساخت چند بمب را دارد، ولی این فرایند ممکن است چند سال به طول انجامد.

در ماه مارس، جامعه اطلاعاتی گسترده آمریکا از طریق مدیر خود، تولسی گابارد، به کنگره اطمینان داد که ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست؛ ارزیابی‌ای که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز با وجود برخی عملکردهای ضعیف، آن را تأیید کرده است. با این حال، ترامپ با دستور حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، این گزارش‌ها را نادیده گرفت. مارکو روبیو، وزیر خارجه او نیز در پاسخ به خبرنگاران اعلام کرد که ارزیابی‌های اطلاعاتی بی‌اهمیت است. این در حالی است که سالانه ده‌ها میلیارد دلار از مالیات‌دهندگان آمریکایی صرف بزرگ‌ترین دستگاه اطلاعاتی جهان می‌شود، ولی مقامات ارشد، به‌راحتی یافته‌های آن را کنار می‌گذارند.

ساعات اندکی پس از واکنش نمادین ایران، توافق آتش‌بس اعلام شد. اگر این آتش‌بس پابرجا بماند و زمینه‌ای برای توافق هسته‌ای جدید شود، ترامپ بار دیگر خود را به عنوان مرد صلح و معامله‌گر موفق معرفی خواهد کرد و شاید جایگاهش را در میان پایگاه انتخاباتی مأیوس‌شده‌اش بازیابد.

در این میان، شاید بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بزرگ‌ترین بازنده باشد. او نه‌‌تنها در نابودی برنامه هسته‌ای ایران ناکام ماند، بلکه نتوانست آمریکا را وارد جنگی طولانی ‌مدت با جمهوری اسلامی کند. بعید است رؤیای دیرینه‌اش برای تغییر حکومت در تهران به واقعیت بپیوندد.

ورای روایت‌های رسانه‌های غربی، شاید پیروز واقعی این رخداد که البته به رسمیت شناخته نخواهد شد، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران باشد. ایران با تحمل فشار نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا، توانست توان بالای خود در پاسخ‌گویی را نشان دهد و سامانه دفاع موشکی اسرائیل را تا حد زیادی تضعیف کند. این پیام مهمی برای منطقه و برای جهانیان، به‌ویژه در جنوب جهانی خواهد بود.

در مورد اروپا نیز، بیانیه‌های ناراست و ریاکارانه رهبران اروپایی پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، به زباله‌دان تاریخ سپرده خواهد شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا