خارجیخاورمیانهفناوری و فضای مجازی

کارزار اسناد در جنگ اسرائیل و ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با ‌عنوان «کارزار اسناد در جنگ اسرائیل و ایران» به قلم دیوید سیمان-توف (David Siman-Tov)  در موسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies) منتشر شده است. این یادداشت به معرفی و تحلیل کارزار «اسناد» به‌عنوان یک شبکه تأثیرگذاری دیجیتال و روانی می‌پردازد که با بهره‌گیری از تاکتیک‌های جنگ شناختی و جعل هویت در فضای مجازی، تلاش می‌کند انسجام اجتماعی اسرائیل را در بحبوحه جنگ‌های غزه و ایران تضعیف کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


کارزار «اسناد» در دسامبر ۲۰۲۳ به ابتکار عزالدین داویدار، فعال مصری تبعیدی و هوادار اخوان‌المسلمین، آغاز شد. این کارزار خود را یک جنبش داوطلبانه مستقل معرفی می‌کند و مدعی است هزاران داوطلب از کشورهای مختلف دارد. هدف رسمی آن «حمایت از فلسطین از طریق فعالیت رسانه‌ای چندزبانه و شکستن محدودیت‌های سانسور» اعلام شده است. «اسناد» خود را «بازوی روانی مقاومت» می‌نامد و فعالیت‌هایش را مکمل مبارزه مسلحانه حماس معرفی می‌کند. این شبکه از ابزارهای دیجیتال پیشرفته مانند رسانه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی، سامانه‌های ردیابی و تحلیل داده و وی‌پی‌ان بهره می‌گیرد. استمرار فعالیت و پیگیری اهدافی فراتر از اسرائیل، به‌ویژه علیه مصر، احتمال حمایت یک بازیگر ناشناس را تقویت کرده است. در غرب، این نوع فعالیت‌ها تحت عنوان «دستکاری و مداخله اطلاعاتی خارجی» شناخته می‌شوند.

با شروع جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، فعالیت «اسناد» شدت گرفت. تاکتیک اصلی آن جعل هویت اسرائیلی‌ها و تولید محتوای عبری بود تا افکار عمومی اسرائیل را تحت فشار قرار دهد، شکاف‌های سیاسی و اجتماعی را تعمیق کند و اعتماد به دولت و ارتش را تضعیف نماید. بررسی محتوای منتشرشده از ۱۳ ژوئن نشان داد صدها حساب جعلی در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه ایکس (توییتر سابق)، فیس‌بوک و تیک‌تاک، با هماهنگی عمل کرده‌اند.

راهبرد عملیاتی «اسناد» شامل چند محور اصلی است: نخست، جعل هویت اسرائیلی‌ها با استفاده از پروفایل‌های عبری و تصاویر واقعی‌نما و اتکا به متن‌های کوتاه و آماده که از طریق ربات تلگرام در اختیار داوطلبان قرار می‌گیرد. دوم، غرق‌کردن گفتمان عمومی با تکرار پیام‌ها و پاسخ‌گویی گسترده به حساب‌های پرمخاطب مانند روزنامه‌نگاران و سیاست‌مداران. سوم، رادیکال‌سازی گفتمان از طریق نفوذ در میان معترضان ضد‌دولتی و سوق‌دادن آنان به مواضع تندتر، حتی فراخوان به سرپیچی نظامی. چهارم، انطباق‌پذیری در برابر حذف حساب‌ها از طریق بازسازی سریع شبکه، تغییر به شیوه غیرمتمرکز و استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوای مشابه اما غیرتکراری.

ساختار کارزار بر محور تیمی مدیریتی متشکل از چند ده هماهنگ‌کننده و کارشناسانی است که هزاران داوطلب، عمدتاً از ترکیه و مصر، را هدایت می‌کنند. داوطلبان بدون نیاز به دانش عبری یا مهارت فنی آموزش می‌بینند و محتوای آماده را در پلتفرم‌های مختلف منتشر می‌کنند. مدیران کارزار تحولات روز اسرائیل را رصد و محتوای واکنشی تهیه می‌کنند تا کارآمدی پیام‌ها افزایش یابد.

در جریان جنگ با ایران، پیام‌های «اسناد» متوجه چند محور شد: انتقاد شدید از دولت و شخص بنیامین نتانیاهو، القای احساس یأس و بی‌پناهی در جامعه، تشدید بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی و رسانه‌ها، و دامن‌زدن به شکاف‌های سیاسی تا حد تشویق به خشونت علیه نخست‌وزیر. برخی حساب‌ها حتی نقش جناح راست‌گرایان را بر عهده گرفتند تا هر دو سوی طیف سیاسی را تحت تأثیر قرار دهند. همزمان، «اسناد» علیه مصر و تا حدی اردن نیز فعالیت کرد و حکومت‌های آنان را متهم به همکاری با اسرائیل دانست، در حالی‌که مردم را به اعتراض و انتشار پیام‌ها فرا می‌خواند.

به‌رغم گستردگی عملیات، شواهد نشان می‌دهد پیام‌های این شبکه نتوانستند در گفتمان رسانه‌ای اسرائیل طی جنگ ایران نفوذ جدی بیابند، زیرا توجه عمومی بر حملات موشکی و فعالیت‌های جاسوسی ایران متمرکز بود. با این حال، تداوم چنین عملیات‌هایی می‌تواند انسجام اجتماعی و ساختارهای حکمرانی را در اسرائیل و دیگر دموکراسی‌ها تهدید کند.

در پایان، برای مقابله با این تهدید، راهکارهایی پیشنهاد می‌شود: شناسایی رسمی مداخله خارجی به‌عنوان تهدید راهبردی، ایجاد نهاد بین‌وزارتی ویژه برای پایش جنگ شناختی، تنظیم مقررات شفاف برای فعالیت‌های سیاسی آنلاین و مشارکت جامعه مدنی در رصد و ارتقای سواد رسانه‌ای شهروندان./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا