آتشبسی در غزه وجود ندارد
تشدید خشونتها و امتیازات بی قید و شرط آمریکا به اسرائیل در بحبوحه آتشبس.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آتشبسی در غزه وجود ندارد» به قلم الکساندر لانگلوا (Alexander Langlois) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این تحلیل تأکید میکند که از سرگیری کوتاه «جنگ تمامعیار» توسط اسرائیل در روز ۲۸ اکتبر، به هرگونه «توهم» در مورد وجود آتشبس در غزه پایان داد. نویسنده هشدار میدهد که تا زمانی که ایالات متحده فشار پایدار بر اسرائیل وارد نکند، قواعد عدم تقارن قدرت غالب خواهند بود و این توافق صرفاً به «کلمات بیمعنی روی کاغذ» تبدیل خواهد شد، در حالی که غیرنظامیان فلسطینی با شرایط «نزدیک به آخرالزمانی» مواجه هستند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
هرگونه شباهتی به آتشبس در غزه، با از سرگیری مختصر جنگ تمامعیار اسرائیل علیه حماس در روز ۲۸ اکتبر، از بین رفت. اگرچه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، فردای آن روز بهطور یکجانبه اعلام از سرگیری آتشبس کرد، اما واقعیت این است: هر توافقی که به یک طرف اجازه دهد بهطور سیستماتیک شرایط آن را نقض کند، تنها کلمات بیمعنی روی کاغذ است. بدون فشار مستمر ایالات متحده، این پویایی بدتر خواهد شد.
نقضهای اسرائیل قبل از حملات این هفته نیز نگرانیهای جدی در مورد پایداری آتشبس ایجاد کرده بود. از زمان آغاز آن در روز ۱۰ اکتبر، اسرائیل به محدود کردن کمکهای بشردوستانه (یکی از مؤلفههای اصلی توافق) ادامه داده، بهطور منظم به نوار غزه حمله کرده و با استناد به گزارشهای تأیید نشده حملات حماس، بیش از صد نفر را کشته است. اسرائیل همچنین از باز کردن گذرگاههای اضافی که میتوانست جریان کمکها را تقویت کند، خودداری میکند.
اگرچه حماس نیز بازیگری است که باید مسئول اعمال خود باشد و احتمالاً در تلاش برای بازیابی قدرت است، اما در اینجا عدم تقارن قدرت و نفوذ آمریکا بر اسرائیل بسیار اهمیت دارد. این واقعیت که حملات جدید اسرائیل در روز ۲۸ اکتبر بیش از صد نفر از جمله ۴۶ کودک را کشت، هرگونه ایده در مورد وجود یک آتشبس واقعی را از بین میبرد. در عوض، همان قوانینی که دههها تخفیف استثنایی به اسرائیل دادهاند، حاکم هستند. این وضعیت را میتوان شبیه «آتشبس» اسرائیل و حزبالله در لبنان دانست که با بمبارانهای مداوم و اشغال غیرقانونی سرزمین مستقل لبنان همراه است.
این آینده برای غزه نیز رقم خورده است، اما در شرایط «نزدیک به آخرالزمانی» برای غیرنظامیان فلسطینی. تقریباً همه آوارگان، با زیرساختهای عمومی ویران و با شرایط قحطی مواجهاند. تحت «طرح صلح بیستمادهای» دونالد ترامپ و آتشبس، اسرائیل همچنان تقریباً ۵۳ درصد غزه را کنترل میکند و زبان مبهم طرح، عقبنشینی آینده به ۸ درصد (که «منطقه حائل» نامیده میشود) را منوط به خلع سلاح حماس میکند. مقامات اسرائیلی و آمریکایی بهطور آشکار از بازسازی تنها مناطق تحت کنترل اسرائیل صحبت میکنند که یادآور مناطق به اصطلاح «بشردوستانه» یا «اردوگاههای کار اجباری» است.
هیچیک از حماس یا اسرائیل بهنظر نمیرسد علاقهمند به اجرای کامل این طرح باشند و هر دو بهدنبال کسب اهرم فشار هستند، در حالی که واشنگتن به بدترین عادات خود بازگشته است: حمایت بیقید و شرط از اسرائیل.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، بههمراه ترامپ ادعا کرد که اسرائیل حق حمله به اهداف در غزه را دارد و چنین اقداماتی را تحت جزئیات آتشبس معتبر میدانند. این ادعاها تعریف بنیادین آتشبس را به چالش میکشند: «یک آتشبس یکجانبه، اصلاً آتشبس نیست».
اینکه چنین مقامات ارشد آمریکایی چنین ادعاهایی را مطرح میکنند، منطق را به چالش میکشد، بهویژه با توجه به سرمایه سیاسی گسترده که دولت ترامپ برای دستیابی به این چارچوب صلح به اصطلاح «نسلی» اختصاص داده است. با این حال، دولت ترامپ همچنان منافع اسرائیل را بهطور کلی تأمین میکند و نباید از نقش فعال و مستقیم آن در ویران کردن غزه چشمپوشی کرد.
برای موفقیت یک آتشبس واقعی، دولت ترامپ باید فشار مستمر بر نتانیاهو وارد کند و همه طرفها را بهدلیل نقض آتشبس پاسخگو بداند. اگر واشنگتن به بدترین انگیزههای خود بازگردد، آتشبس و هرگونه شانس صلح گستردهتر شکست خواهد خورد. برای فلسطینیان در غزه که با نسلکشی روبرو هستند، این نتیجه حکم مرگ را دارد./ منبع



