در حالی که ناسیونالیسم اقتدارگرا جایگزین نئولیبرالیسم شده است، اکثریت مردم جهان همچنان همکاریهای بینالمللی را تنها راهکار عملی برای عبور از بحرانهای معیشتی و امنیتی میدانند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چندجانبهگرایی هنوز نمرده است» به قلم گوردون براون (Gordon Brown) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. این یادداشت با تکیه بر آمارهای جدید به بررسی شکاف میان سیاستهای ملیگرایانه دولتها و تمایل تودههای مردم به همکاریهای جهانی برای مقابله با بحرانهای اقلیمی، اقتصادی و بهداشتی میپردازد. این تحلیل نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، ریشه حمایت از چندجانبهگرایی نه در ایدئالیسم، بلکه در نیازهای ملموس زندگی روزمره نهفته است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
جهان در آغاز سال ۲۰۲۶ با واقعیتهای تلخی دستوپنجره نرم میکند؛ درگیری در بیش از پنجاه کشور، جنگهای تعرفهای که به یک هنجار غیرعادی بدل شدهاند و رشد اقتصادی که به کندترین سطح خود در نسلهای اخیر رسیده است. در این فضای تیره، تنها پیشبینی واقعبینانه، تداوم غیرقابلپیشبینی بودن شرایط است. ریشه اصلی این تلاطم در سه تغییر بنیادین نهفته است: گذار از جهان تکقطبی به چندقطبی، جایگزینی نظم قانونمحور با نظم قدرتمحور و چرخش از باز بودن اقتصادی به سمت حمایتگرایی و سیاستهای صنعتی با محوریت امنیت داخلی. اکنون این سیاست است که اقتصاد را هدایت میکند، نه برعکس.
ارکان نظم جهانی که پس از جنگ جهانی دوم بنا شده بود، در حال فروپاشی است. پایبندی به حاکمیت قانون، حقوق بشر و دموکراسی رنگ باخته و اکنون تعداد اتوکراسیها در جهان به ۹۱ مورد رسیده که از ۸۸ دموکراسی موجود پیشی گرفته است. ناسیونالیسم تهاجمی و اقتدارگرا جایگزین نئولیبرالیسم شده و پیامد آن، نقض آشکار قوانین بشردوستانه در اوکراین، سودان و اتیوپی است. با این حال، تاریخ نشان داده است که در دل تاریکترین لحظات، پتانسیل بازسازی وجود دارد؛ همانطور که در سال ۱۹۴۱ منشور آتلانتیک راه را برای تولد سازمان ملل، نهادهای برتون وودز و اعلامیه جهانی حقوق بشر هموار کرد.
شواهد جدید نشان میدهد که برخلاف لفاظیهای رهبران سیاسی، افکار عمومی جهان لزوماً به دنبال انزواطلبی نیستند. نظرسنجی از ۳۶ هزار بزرگسال در ۳۴ کشور فاش میکند که اکثریت مردم پیوند میان جوامع محلی خود و پویاییهای جهانی را به خوبی درک میکنند. ۷۷ درصد مردم همچنان نسبت به امنیت بهداشت جهانی حساس هستند و اکثریت قاطع پیامدهای تغییرات اقلیمی و اختلال در زنجیره تأمین غذا را لمس میکنند. این گرایش نه از یک ایدئالیسم رویایی، بلکه از واقعیتهای ملموس زندگی نشأت میگیرد. مردم میدانند که همکاری بینالمللی میتواند امنیت غذایی آنها را تأمین کرده و فقر و نابرابری را به شکل موثری کاهش دهد.
نکته جالب اینجاست که حتی در کشورهایی با موجهای پوپولیستی قوی، تمایل به همکاری بر انزواطلبی برتری دارد. ناسیونالیستهای تندرو که موفقیت خود را صرفاً در گرو شکست دیگران میبینند، تنها شانزده درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند. بقیه مردم در گروههایی جای میگیرند که میتوان آنها را چندجانبهگرایان بشردوست، مصلحتگرا یا منفعتمحور نامید. این گروهها زمانی از تلاشهای بینالمللی حمایت میکنند که نتایج آن را در زندگی روزمره خود، از جمله در بهبود سلامت و امنیت شغلی، مشاهده کنند. در واقع، همکاری باید در متن زندگی مردم ریشه داشته باشد تا پایداری خود را حفظ کند.
احیای همکاریهای چندجانبه لزوماً نیازمند تایید تمامعیار نهادهای موجود نیست؛ جالب است که اعتماد به سازمان جهانی بهداشت و سازمان ملل متحد همچنان در سطحی بالاتر از بسیاری از دولتهای ملی قرار دارد. کلید موفقیت در بازسازی نظم جهانی، تعریف سیاستها بر اساس منفعت متقابل و ارائه نتایج ملموس است. مردم به دنبال عقبنشینی از جهان نیستند، بلکه خواهان چشماندازی روشن برای صلح و پیشرفت هستند. رهبران باید بر اساس ارزشهای مشترک و برنامههای بلندمدت، نظم نوینی را بر پایه حقوق بشری، پایداری محیط زیستی و حاکمیت قانون بنا کنند تا از تبخیر حمایتهای مردمی جلوگیری شود. جهان امروز بیش از قدرت عریان، به یک بینش عمیق و مشترک نیاز دارد. صلح و رفاه پایدار تنها در سایه اتحاد به دست میآید./ منبع



