چرا کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایالات متحده وابسته خواهند ماند
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایالات متحده وابسته خواهند ماند» نوشته جیمز جفری (James Jeffrey) و الیزابت دنت (Elizabeth Dent) در موسسه واشنگتن (Washington Institute) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل وابستگی امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایالات متحده و نبود جایگزینهای عملی برای تأمین امنیت در منطقه پرداخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
حمله اسرائیل به رهبران حماس در دوحه قطر در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۳، منطقه را تکان داد و موجی جدید از تردید در مورد ارزش تعهدات امنیتی ایالات متحده به وجود آورد. ایالات متحده همیشه بهدنبال یک محیط منطقهای پایدار بوده که در آن شرکای آمریکایی یکدیگر را هدف قرار ندهند، اما این حمله نشان داد که چنین محیطی به راحتی مختل میشود. با این حال، غرب آسیا در حال حاضر هیچ جایگزین قابل اعتمادی برای تلاشهای امنیتی ایالات متحده ندارد. قطر و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس با حملات دیگری روبهرو شدهاند که ایالات متحده نتوانسته از آنها جلوگیری کند یا بهسرعت مجازات کند، مانند حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات نفتی سعودی آرامکو در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ که اتفاق افتاد.
سیستم امنیت دستهجمعی که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرد، اکنون شامل حدود هفتاد کشور است. در این سیستم، ایالات متحده تنها به پاسخ به بحرانهای عمده و بیثباتکننده مانند جنگ کره در سال ۱۹۵۰، جنگ کویت در سال ۱۹۹۰ و بحران اوکراین امروز میپردازد و چالشهای نظامی کماهمیتتر را به دیپلماسی یا اقدامات خود کشورها واگذار میکند. این رویکرد در ماده پنج پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بهوضوح دیده میشود که از اعضای ناتو میخواهد در صورت حمله به یکی از اعضا، اقداماتی را انجام دهند که ضروری میدانند، از جمله استفاده از نیروی نظامی. این رویکرد نشان میدهد که ایالات متحده هرگز به وضوح مشخص نکرده است که چه مواردی منجر به پاسخ نظامی آمریکا میشود و چه مواردی نه.
این واقعیت نباید برای کشورهای حاشیه خلیج فارس شگفتآور باشد. ایالات متحده از سال ۱۹۵۳ با کره جنوبی پیمان دفاعی الزامآور دارد، اما هرگز به بسیاری از حملات کره شمالی که شدیدتر از حمله اسرائیل به دوحه بود، واکنش نظامی نشان نداده است. بهعنوان مثال، حمله به محل اقامت رئیسجمهور کره جنوبی در سال ۱۹۶۸ یا غرق شدن یک ناوچه کره جنوبی در سال ۲۰۱۰ که منجر به کشته شدن ۴۶ نفر شد. حتی ایالات متحده معمولاً به حملات به پرسنل خود و تأسیساتش پاسخ نظامی نمیدهد، مانند توقیف کشتی یواساس پوبلو در سال ۱۹۶۸ یا حمله به کشتی یواساس لیبرتی در سال ۱۹۶۷.
این تمایل بهعدم پاسخگویی نظامی به حملات به این معنا نیست که تعهدات امنیتی ایالات متحده بیارزش هستند. این تعهدات بهویژه برای بازدارندگی طراحی شدهاند و در صورت شکست بازدارندگی، برای مهار و شکست تجاوزات بینالمللی عمده عمل میکنند. ایالات متحده همچنین تعهداتی در زمینه همکاریهای دیپلماتیک مشترک، مشاورهها و در برخی موارد اقدامات نظامی برای ارتقای صلح و ثبات منطقهای یا بینالمللی دارد. این نوع زبان در بسیاری از توافقات امنیتی ایالات متحده از جمله پیمان ناتو و توافقات راهبردی مختلف دیده میشود. اما با وجود این اقدامات، هیچ جایگزینی برای امنیت ایالات متحده در منطقه غرب آسیا پیدا نشده است. حضور نظامی ایالات متحده در منطقه گسترده و متنوع است و هر جایگزینی به سختی قابل تصور است. پایگاههای کلیدی مانند پایگاه هوایی العدید در قطر و فعالیتهای مختلف مشترک اطلاعاتی، دفاع موشکی و آموزشهای نظامی از جمله اقداماتی است که بهسختی میتوان آنها را به راحتی یا بهسرعت جایگزین کرد.
یکی از گزینههای مطرح شده، چین است که بهعنوان شریک تجاری و دیپلماتیک در منطقه در حال گسترش روابط خود است، اما چین سیاست مداخلهگری ندارد و هیچگاه توانایی یا تمایل برای ارائه تضمینهای امنیتی مشابه ایالات متحده در منطقه نداشته است. گزینه دیگر روسیه است که درگیر جنگ در اوکراین است و منابعش محدود شده است. علاوه بر این، حضور نظامی روسیه در منطقه غرب آسیا محدود است و اعتبار بلندمدت آن هنوز اثبات نشده است. برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به اتحادیه اروپا یا کشورهای اروپایی بهعنوان رقبای احتمالی نگاه میکنند، اما اتحادیه اروپا منابع نظامی و فرهنگ راهبردی لازم برای ارائه تضمینهای امنیتی به منطقه را ندارد.
در نهایت، برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس در تلاشاند تا با مدرنسازی نیروهای مسلح خود و ایجاد راهبردهای دفاعی جدید، به استقلال امنیتی برسند. اما این تلاشها هنوز در مراحل ابتدایی خود هستند و هماهنگی منطقهای نیز بهشدت وابسته به زیرساختها و سیستمهای دفاعی ایالات متحده است. جدایی از ایالات متحده نهتنها نیازمند یافتن شرکای جدید، بلکه بازسازی زیرساختهای دفاعی منطقه از صفر خواهد بود. پاسخهای کشورهای حاشیه خلیج فارس به حمله اسرائیل بیشتر بهمنظور افزایش اهرم فشار بر واشنگتن است تا نشانهای از وفاداری به طرفهای دیگر. این کشورها ممکن است از گزینههایی مانند دیدارهای عمومی با چین یا روسیه و انجام تمرینات نظامی مشترک استفاده کنند تا واشنگتن را به یادآوری این نکته وادار کنند که کشورهای حاشیه خلیج فارس گزینههای دیگری نیز دارند. این اقدامات عمدتاً بهمنظور یادآوری این نکته است که در صورت عدم محدود کردن اسرائیل، کشورهای حاشیه خلیج فارس میتوانند از دیگر گزینهها بهرهبرداری کنند.
با وجود افزایش ناامیدیها، رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس میدانند که ایالات متحده همچنان تنها بازیگری است که توان، منابع و تعهدات بلندمدت برای ارائه تضمینهای امنیتی در منطقه را دارد. با این حال، آنها همچنان در تلاش هستند تا این همکاری را بازنگری کرده و برای هماهنگی شفافتر و تضمینهای امنیتی قویتر فشار بیاورند./ منبع



