امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

آینده غزه پس از جنگ و فروپاشی توهمات خارجی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «آینده غزه پس از جنگ و فروپاشی توهمات خارجی» نوشته محمد ال‌ایوبی (Mohammad al-Ayoubi) در کریدل (Cradle) منتشر شده است. این مقاله استدلال می‌کند که پرسش اصلی پس از پایان جنگ غزه نه درباره آتش‌بس یا بازسازی، بلکه درباره مشروعیت و حاکمیت است؛ این‌که چه کسی و با چه مبنایی غزه را اداره خواهد کرد: مردم آن یا قدرت‌های خارجی که در ویرانی‌اش نقش داشتند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


در پی جنگ ویرانگر غزه، مسئله اساسی تعیین حاکمیت و مشروعیت در این منطقه است. هر بار درهای «بازسازی» و «کمک» گشوده می‌شود، پنجره‌های حاکمیت بسته می‌ماند و نظمی استعماری بازتولید می‌شود که در آن «واقع‌گرایی سیاسی» جای عدالت و «تکنوکراسی» جای مقاومت را می‌گیرد. ایهم شَنَعانَه، از مقام‌های ارشد حماس، می‌گوید این جنگ را باید نه در قالب منازعه میان دولت‌ها، بلکه به‌مثابه نبردی موجودیتی میان مردمی در پی آزادی و اشغالگری مورد حمایت غرب دانست. او بقای حماس در عرصه سیاسی را پیروزی راهبردی می‌داند، زیرا اسرائیل با وجود پشتیبانی بی‌سابقه خارجی نتوانست اهدافش را محقق کند. هِیثَم ابوالغَزلان، از جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز معتقد است که مقاومت ریشه‌دارتر از همیشه است و پیروزی در ناتوانی صهیونیسم در شکستن اراده فلسطینیان نهفته است. شنعانه مقاومت را بازیگری کلیدی می‌خواند که بدون آن نمی‌توان درباره آینده غزه سخن گفت و آن را از نیرویی نظامی به پروژه‌ای ملی با چشم‌انداز سیاسی بدل‌شده می‌داند. او از «تغییر آگاهی جهانی» سخن می‌گوید که در حمایت بی‌سابقه مردمی از فلسطین و تغییر نگرش غرب نسبت به اشغال نمود یافته است.

طرح‌های بین‌المللی برای اداره غزه از دولت تکنوکرات تا نهاد موقت پوششی برای تداوم اشغال است. به‌گفته ابوالغزلان، بازسازی حق انسانی است نه اهرم سیاسی و نباید به خلع سلاح مقاومت مشروط شود. او و شنعانه هر دو تأکید دارند هر توافقی باید نتیجه گفت‌وگوی ملی فلسطینی باشد نه قیمومت خارجی. بحث درباره امکان گذار از «اقتدار مقاومت» به «حکمرانی تکنوکراتیک» نیز مطرح است، اما شنعانه صریح می‌گوید سلاح مقاومت خط قرمز است و تا اشغال ادامه دارد، حفظ آن الزامی است. او با وجود پذیرش اداره مدنی برای زندگی روزمره، امنیت را بخشی از حاکمیت غیرقابل‌مذاکره می‌داند. این دیدگاه در جهاد اسلامی نیز تکرار می‌شود. الگوی «اداره موقت غیرنظامی» در واقع حکومتی بی‌قدرت است که ظاهر خودگردانی دارد اما در عمل زیر سقف اشغال عمل می‌کند.

سه سناریوی محتمل برای آینده غزه ترسیم می‌شود: نخست، حاکمیت مقاومت به رهبری حماس با احتمال ۶۰ درصد، که بر واقعیت میدانی و کنترل امنیتی این جنبش بر حدود ۷۰ درصد نوار غزه استوار است و می‌تواند تا تشکیل دولت وحدت ملی ادامه یابد. دوم، بازگشت به سازوکار پیش از سال ۲۰۰۵ با هماهنگی امنیتی میان اسرائیل، تشکیلات خودگردان و نهادهای نظارتی بین‌المللی به رهبری آمریکا، با احتمال ۲۵ درصد که به دلیل بی‌اعتمادی عمومی به تشکیلات خودگردان و امتناع حماس از عقب‌نشینی، غیرواقعی است. سوم، «آشوب مهندسی‌شده» با احتمال ۱۵ درصد که در صورت فروپاشی آتش‌بس می‌تواند به درگیری‌های داخلی و فرسایش مقاومت بینجامد، اما به‌دلیل تلاش مصر و قطر بعید به نظر می‌رسد.

بحران سیاسی اسرائیل و سقوط قریب‌الوقوع بنیامین نتانیاهو، نشانه شکست پروژه صهیونیستی است. اهداف جنگ از نابودی حماس تا آزادی اسرا با زور محقق نشد و آتش‌بس اعترافی به شکست بود. شنعانه می‌گوید دولت نتانیاهو مشروعیت خود را از دست داده و تنها حمایت آمریکا آن را موقتاً سر پا نگه داشته است. در نهایت، پرسش از اینکه چه کسی غزه را اداره می‌کند، مسئله‌ای وجودی است: مشروعیت از میان ویرانه‌ها و در میدان مقاومت زاده می‌شود، نه از امضای توافق‌نامه‌ها؛ زیرا به گفته شنعانه، «هیچ بازسازی‌ای بدون حاکمیت و هیچ اقتداری بالاتر از مقاومت وجود ندارد.»/ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا