اشغال غزه میتواند برای همیشه به تهدید حماس پایان دهد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اشغال غزه میتواند برای همیشه به تهدید حماس پایان دهد؟» نوشته جاناتان ساسردوتی (Jonathan Sacerdoti) و منتشرشده در اسپکتیتور (Spectator)، به بررسی تصمیم راهبردی دولت اسرائیل برای اشغال نظامی غزه و پایاندادن به حاکمیت حماس از طریق خلعسلاح کامل، کنترل امنیتی و ایجاد ساختار جایگزین سیاسی میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در تصمیمی سرنوشتساز، دولت اسرائیل طرحی را برای گسترش عملیات نظامی و تسلط کامل بر نوار غزه تصویب کرده است. این تصمیم با وجود مخالفت ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش، اتخاذ شد که در جلسهای طولانیمدت هشدارهایی جدی در این زمینه ارائه کرد. در نهایت، کابینه سیاسی-امنیتی با اکثریتی قاطع به پیشنهاد نتانیاهو برای شکست کامل حماس از طریق اشغال نظامی، خلعسلاح راهبردی و مدیریت غیرنظامی پساجنگ رای مثبت داد.
بر اساس بیانیه دفتر نخستوزیری، پنج اصل بنیادین برای پایان جنگ تعیین شده است: خلعسلاح حماس، بازگرداندن تمامی گروگانها، غیرنظامیسازی کامل غزه، برقراری کنترل امنیتی دائم اسرائیل و ایجاد یک حکومت غیرنظامی جایگزین که نه حماس باشد و نه تشکیلات خودگردان فلسطین.
این اهداف بازتابی از اجماع فزاینده در اورشلیم هستند که نشان میدهند وضعیت موجود دیگر قابل تحمل نیست و راهحلهای جزئی مانند دیپلماسی و فشار بینالمللی بیاثر شدهاند. ارتش اسرائیل پیشتر بخشهای زیادی از غزه مانند رفح، بیتحنون، بیتلاهیا، خانیونس و جبالیا را تحت کنترل درآورده، اما منطقه شمالی و شهر غزه همچنان محل درگیری است و تمرکز عملیات آینده بر همین مناطق خواهد بود.
با وجود پیشرویهای میدانی، حماس همچنان توان عملیاتی خود را حفظ کرده و گروگانهای حمله ۷ اکتبر، به ابزاری برای جنگ روانی بدل شدهاند. گروههای مسلح فلسطینی از انتشار ویدئوهای تبلیغاتی تکاندهنده با محتوای اسرا، بهرهبرداری میکنند تا اراده اسرائیل را در هم شکنند. با این حال، دولت اسرائیل تصمیم گرفته تا با واردشدن به فاز نظامی گستردهتر، ساختار حماس را بهطور کامل در هم بکوبد.
در این مرحله، ارتش اسرائیل برنامهریزی کرده که نزدیک به یکمیلیون نفر از ساکنان شمال غزه را به مناطق مرکزی منتقل کند. این انتقال با هدف حفاظت غیرنظامیان از مناطق درگیری و ارائه کمکهای انساندوستانه، تحت نظارت نظامی انجام خواهد شد. با اینحال، چالشها بسیار است؛ از ورود به منطقهای با ساختارهای پیچیده زیرزمینی گرفته تا مبارزه با تاکتیکهای چریکی حماس.
از منظر سیاسی، ایجاد کنترل امنیتی بدون اشغال رسمی، مسالهای حلنشده باقیمانده است. اگرچه نتانیاهو اعلام کرده که هدف اسرائیل حکمرانی مستقیم بر غزه نیست، اما رد گزینه تشکیلات خودگردان و نبود طرحی روشن برای جایگزینی آن، خلایی نگرانکننده ایجاد کرده است. طرحهایی مبنی بر استقرار نیروهای عربی یا خارجی در منطقه نیز هنوز از حمایت یا هماهنگی بینالمللی کافی برخوردار نیستند.
تغییر در محاسبات امنیتی اسرائیل، ناشی از حمله ۷ اکتبر و پیامدهای آن است. اکنون هدف نه بازدارندگی، بلکه انهدام کامل ساختارهای حماس است. تجربه عقبنشینی یکجانبه از غزه در سال ۲۰۰۵ که منجر به قدرتگیری حماس و افزایش خشونت شد، اکنون بهعنوان نمونهای از شکست سیاست «فاصله برای صلح» در نظر گرفته میشود. تلاش فعلی در واقع تلاشی برای اصلاح این اشتباه تاریخی است: بازگشت به غزه نه برای اشغال همیشگی، بلکه برای نابودی زیرساختهای شبهنظامی و جایگزینی آن با نظمی متفاوت.
این مسیر ممکن است پیچیده، طولانی و حتی ناموفق باشد، اما از نگاه دولت اسرائیل، هیچ گزینه دیگری باقی نمانده است. در شرایطی که جامعه اسرائیل، با وجود شکافها، تمایلی به بازگشت به وضعیت پیش از ۷ اکتبر ندارد، نتانیاهو و کابینهاش این مسیر را تنها راه باقیمانده تلقی میکنند./ منبع



