پیامدهای معکوس تهدیدهای نظامی علیه ایران در راهبرد مقابله با زیرساختها
تلفات غیرنظامیان و گسترش اهداف جنگی تمایل ملتها را برای مقاومت در برابر حملات تقویت میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیامدهای معکوس تهدیدهای نظامی علیه ایران در راهبرد مقابله با زیرساختها» نوشته دیوید ویپمن (David Wippman) و گلن سی. آلچولر (Glenn C. Altschuler) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی خطاهای راهبردی رهبران سیاسی در گسترش اهداف نظامی به زیرساختهای غیرنظامی و شکست حملات هوایی صرف در وادار کردن دولتها به تسلیم میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
جنگهای مدرن اغلب با حملات به اهداف نظامی آغاز میشوند اما با تخریب زیرساختهای حیاتی و حیات غیرنظامیان تداوم مییابند. ایالات متحده و اسرائیل نیز تهاجم خود علیه ایران را با هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و مراکز فرماندهی شروع کردند، اما با گذر زمان دایره حملات را به پلها، خطوط ریلی، بنادر و زیرساختهای انرژی گسترش دادند. تجربههای تاریخی نشان میدهد رهبران سیاسی معمولاً انتظار پیروزیهای برقآسا را دارند و هنگامی که حملات اولیه به اهداف ازپیشتعیینشده دست نمییابد، با تشدید فشارهای اقتصادی و غیرنظامی تلاش میکنند حریف را به زانو درآورند.
با این حال، شواهد تاریخی از درگیریهای پیشین مانند بمبارانهای جنگ جهانی دوم، جنگ ویتنام و حملات روسیه به زیرساختهای انرژی اوکراین حاکی از آن است که بمباران گسترده زیرساختها بهندرت به تسلیم سیاسی منجر میشود. برعکس، اینگونه اقدامات با افزایش رنج غیرنظامیان، احساس قربانیشدن مشترک را در میان شهروندان تقویت کرده و عزم عمومی برای حمایت از حکومت هدف را دوچندان میکند. حملات ائتلاف به زیرساختهای عراق در جنگ ۱۹۹۱ یا بمبارانهای ناتو در یوگسلاوی نمونههایی هستند که نشان میدهند تغییر کاربری اهداف دوگانه نظامی و غیرنظامی تا چه اندازه مرزهای حقوق بینالملل و قوانین جنگ را به چالش میکشد.
در شرایط کنونی، تهدیدهای مکرر مقامات ارشد ایالات متحده مبنی بر نابودی زیرساختهای حیاتی ایران و استفاده از ادبیات تند، نگرانیهای حقوقی و بینالمللی جدی درباره احتمال وقوع جرایم جنگی برانگیخته است. اگرچه ارتش بر اهداف نظامی تمرکز دارد، اما گسترش روزافزون فهرست اهداف و پنهانکاری درباره جزئیات عملیات، خطرات انسانی را بهشدت افزایش داده است. سیاستگذاران آمریکایی باید ارزیابی کنند که آیا تشدید درگیریها با بمب و موشک واقعاً به پایان بحران میانجامد، یا تنها بحران را عمیقتر کرده و اقتصاد جهانی و ثبات منطقه را با مخاطرات بزرگتری روبهرو میسازد. توجه به پیامدهای انسانی این جنگ وظیفهای است که نباید نادیده گرفته شود./منبع



