نبرد خاموش بنزایدها بر سر آینده امارات
تمرکز قدرت در ابوظبی شتاب میگیرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نبرد خاموش بنزایدها بر سر آینده امارات» به قلم قبس زعفرانی و منتشرشده در خبرگزاری فارس، به بررسی روند گذار نظام حکمرانی امارات از الگوی سنتی تقسیم قدرت میان برادران آلنهیان به مدل متمرکز پدر-پسری میپردازد و نشان میدهد محمد بن زاید با بازآرایی صندوقهای ثروت ملی و مهار نرم برادران، در پی تثبیت جانشینی فرزندش و پیشگیری از بحران انتقال قدرت است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تحولات کنونی در کاخهای ابوظبی ریشه در ساختار سنتی قدرت در امارات دارد؛ ساختاری که از زمان تأسیس کشور، بر تقسیم قدرت میان فرزندان شیخ زاید استوار بود. در این الگو، هر یک از برادران مسئول بخشی از حوزههای کلیدی همچون امنیت، اقتصاد یا سیاست خارجی بودند و تصمیمگیریها در قالب نوعی حکمرانی شورایی انجام میشد. این مدل در دهههای گذشته ثبات سیاسی را تضمین کرده بود، اما نشانههای فزایندهای از فروپاشی آن مشاهده میشود. گزارشهای معتبر نشان میدهد محمد بن زاید در حال پیشبرد تغییرات بنیادینی است که هدف آن کنارزدن تدریجی برادران قدرتمند و تمرکز کامل قدرت در یک مسیر پدر به پسر است.
در چارچوب این تغییر، انتقال قدرت نه به یکی از برادران، بلکه به پسر محمد بن زاید، شیخ خالد، در مرکز قرار گرفته است. این روند یادآور الگوی مشابهی است که پیشتر در عربستان اجرا شد و در آن قدرت از میان برادران به یک خط جانشینی مستقیم منتقل شد. در امارات نیز حرکت از مدل «تیم برادران» بهسمت «حکمرانی پدر و پسری» بهعنوان نبردی خاموش اما تعیینکننده بر سر آینده ثروتمندترین امارت منطقه توصیف میشود.
کانون اصلی این بازآرایی در ساختار صندوقهای ثروت ملی قرار دارد. تأسیس نهاد جدیدی با نام «لعماد» به ریاست شیخ خالد بن محمد، تغییر شکلی ساده نیست، بلکه بیانگر انتقال واقعی اهرمهای اقتصادی است. واگذاری نظارت بر صندوق ADQ با دارایی حدود ۲۶۰ میلیارد دلار از شیخ طحنون به شیخ خالد، بهمعنای سپردن شریانهای حیاتی اقتصاد به ولیعهد جوان است. این نهاد اکنون کنترل مجموعهای از بخشهای راهبردی از جمله هواپیمایی اتحاد، سازمان انرژی هستهای و زیرساختهای کلیدی را در اختیار دارد و در معاملات بزرگ بینالمللی نیز نقش فعالی ایفا میکند.
در مقابل، شیخ طحنون بن زاید با وجود حفظ مدیریت داراییهای گستردهای در ADIA و حوزه هوش مصنوعی، از پروژههای زیرساختی داخلی و مدیریت ADQ کنار گذاشته شده است. این محدودسازی قلمرو، بدون تقابل علنی، پیام روشنی درباره کاهش نقش او در عرصه عمومی قدرت دارد و حوزه نفوذش را به زمینههای تخصصی و فنی تقلیل میدهد.
منطق این بازآرایی بر پیشگیری از بحران انتقال قدرت استوار است. همپوشانی حوزههای امنیتی، مالی و سیاست خارجی در مدل پیشین میتوانست در دوره جانشینی به تنش داخلی منجر شود. رقابت منطقهای، بهویژه با عربستان سعودی، نیز ضرورت یکپارچگی جبهه داخلی را تقویت کرده است. تمرکز منابع مالی و معرفی شیخ خالد بهعنوان مخاطب اصلی در دیدارهای دیپلماتیک، جایگاه او را در سطح بینالمللی تثبیت میکند.
با وجود پوشش اداری و مدرنسازی، این تغییرات حامل مخاطرات بلندمدت است. تضعیف توازن سنتی خانوادگی، نقش شبکه نفوذ شیخ طحنون و تمرکز کامل مشروعیت بر شخص ولیعهد، میتواند در شرایط بحرانی آینده به چالشهای جدی برای انسجام خاندان آلنهیان منجر شود./ منبع



