امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

«سیاست انتحاری» یا «انعطاف دیپلماتیک»

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «سیاست انتحاری یا انعطاف دیپلماتیک» در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. در این یادداشت نویسنده با بررسی اقدام سه کشور اروپایی برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، مواضع ایران، اروپا، آمریکا، روسیه و اسرائیل را تحلیل کرده و پیامدهای امنیتی و دیپلماتیک پیش ‌روی تهران را تبیین می‌کند. او دو مسیر سیاست سخت‌گیرانه یا تعامل حساب‌شده را ترسیم و پیامدهای هرکدام را یادآور می‌شود. در ادامه، چکیده این مطلب را می‌خوانید.


با ارسال نامه سه کشور اروپایی به شورای امنیت برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه، روند بازگشت قطعنامه‌های پیشین علیه ایران آغاز شده و مهلتی ۳۰روزه برای تصمیم‌گیری تهران ایجاد شده است؛ تصمیمی که می‌تواند بر آینده پرونده هسته‌ای و جایگاه منطقه‌ای و جهانی ایران اثرگذار باشد. ایران در برابر دو مسیر متفاوت قرار دارد: «اتخاذ سیاست‌های تند و اقدامات متقابل که پرهزینه خواهد بود یا نمایش انعطاف و همکاری حساب‌شده برای ایجاد فرصت جدید دیپلماتیک». پیش از این اقدام، اروپا سه خواسته مشخص از ایران مطرح کرده بود: «آغاز گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا، همکاری مؤثر با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شفاف‌سازی درباره سرنوشت بخشی از اورانیوم غنی‌شده». ایران پیش‌تر تمایل به مذاکره با آمریکا را نشان داده بود، اما کارشکنی‌های دولت ترامپ و مواضع متناقض کاخ سفید مانع پیشرفت آن شد.

در زمینه همکاری با آژانس، ایران تاکنون امکان دسترسی بازرسان را فراهم کرده و حتی در نیروگاه بوشهر هنگام تعویض سوخت، اجازه حضور ناظران خارجی را داده است، هرچند در تأسیسات آسیب‌دیده به‌دلیل ملاحظات ایمنی و امنیتی، از بازرسی فوری جلوگیری شده است. درباره اورانیوم باقی‌‌مانده نیز اطلاعات کامل در دسترس نبوده و زمان برای تعیین‌تکلیف آن لازم است. ضعف ایران در این حوزه، ناتوانی در عرضه این همکاری‌ها به‌عنوان امتیاز قابل مذاکره با اروپا عنوان شده، به‌نحوی که طرف مقابل اقدامات انجام‌شده را بدیهی دانسته است.

روسیه پیشنهادی به شورای امنیت ارائه کرده بود که بر اساس آن قطعنامه ۲۲۳۱، ۶ ماه تمدید و پس از آن استفاده از مکانیسم ماشه منتفی شود، اما اروپا با آن مخالفت کرد تا امتیازی به روسیه ندهد و فشار تحریم بر ایران حفظ شود. پیش‌بینی می‌شود حتی با اصلاح این پیشنهاد، کشورهای اروپایی در فضای پساجنگ اوکراین و روابط پرتنش با مسکو نیز آن را نپذیرند. هرگونه قطعنامه برای توقف روند ماشه محتوایی تلقی می‌شود و در معرض وتوی دائم اعضا قرار می‌گیرد، بنابراین بدون همراهی آمریکا، توافق با اروپا هم ناپایدار خواهد بود.

فعال‌سازی دوباره قطعنامه‌های شورای امنیت لزوماً به‌معنای همراهی همه کشورها نیست و تجربه مواردی مانند موضوع غزه نشان داده که روسیه و چین گاه از اجرای مصوبات سازمان ملل سرباز زده‌اند. در بعد امنیتی، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که اسرائیل در جنگ دوازده‌روزه اخیر به قدرت بازدارندگی ایران پی برده و هرگونه مواجهه مستقیم با تهران را پرهزینه می‌داند. با این حال، در مهلت ۳۰روزه باقی‌مانده، احتمال کارشکنی اسرائیل و افزایش تنش برای دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی وجود دارد، اما وقوع جنگ تمام‌عیار در کوتاه‌مدت بعید است.

با لغو محدودیت‌های قطعنامه ۲۲۳۱، ایران قادر به خرید و فروش تسلیحات خواهد بود؛ ظرفیتی که می‌تواند منبع درآمد و ابزار دیپلماتیک در تعاملات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای محسوب شود. مواضع غرب علیه ایران عمدتاً برای جلوگیری از تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه تفسیر می‌شود و مسائلی چون جنگ اوکراین یا همکاری محدود نظامی با روسیه بهانه‌ای برای پیگیری این هدف به‌شمار می‌آید. پرونده مکانیسم ماشه بار دیگر ایران را در آستانه انتخابی مهم قرار داده است: «اتخاذ مسیر پرمخاطره تقابل یا بهره‌گیری از فرصت انعطاف و امتیازدهی حساب‌شده برای پیشبرد دیپلماسی و تأمین منافع ملی»./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا