هزینه جنگ برای منطقه: نگاهی از خلیج فارس به سناریوی حمله به ایران
هرگونه تشدید نظامی در منطقه نه تنها تهدیدات امنیتی بلکه بحرانهای اقتصادی و سیاسی گستردهای را به همراه خواهد داشت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هزینه جنگ برای منطقه: نگاهی از خلیج فارس به سناریوی حمله به ایران» نوشته دکتر ابتسام آلکتبی (Dr. Ebtesam AlKetbi) در مرکز سیاست امارات (Emirates Policy Center) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی اثرات و پیامدهای احتمالی یک حمله نظامی به ایران از منظر کشورهای خلیج فارس میپردازد. در این یادداشت تأکید میشود که هرگونه تشدید نظامی در منطقه نه تنها تهدیدات امنیتی بلکه بحرانهای اقتصادی و سیاسی گستردهای را به همراه خواهد داشت. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در دنیای سیاست بینالملل، حمله نظامی هیچگاه صرفاً به عنوان یک تشدید محدود تلقی نمیشود. این یک تصمیم استراتژیک است که درهای بسیاری را میگشاید که بسته کردن آنها دشوار است و نقشههای ریسک را پیش از بهدست آوردن هرگونه پیروزی قطعی تغییر میدهد. در خصوص ایران، هر حمله احتمالی از سوی ایالات متحده نمیتواند به عنوان یک عملیات سریع «تنبیهی» در نظر گرفته شود، بلکه بهعنوان یک زلزله استراتژیک که پسلرزههای آن بهطور گسترده فراتر از جغرافیای ایران خواهد رفت و تمام منطقه را در بر خواهد گرفت.
از دیدگاه کشورهای خلیج فارس، امکان حمله آمریکا به ایران نه به عنوان یک رویداد دور از دسترس، بلکه به عنوان یک پدیدهای است که میتواند در درازمدت اثرات آن بر سیاستهای منطقهای محسوس باشد. در این منطقه، سیاستها بر اساس هزینهها و نه نیتها سنجیده میشود و بیشتر از آنکه به نمایش قدرت توجه داشته باشند، حفظ ثبات در اولویت است. بنابراین، هرگونه نزدیک شدن به رویارویی نظامی آشکار با ایران نگرانیهای مشروعی را در پی خواهد داشت که تنها به دفاع از یک طرف خاص مربوط نمیشود بلکه در راستای دفاع از کل منطقه است.
تجربیات منطقهای نشان دادهاند که جنگها بهندرت در مرزهای اعلامشده خود باقی میمانند. از دیدگاه پایتختهای کشورهای خلیج فارس، اولین خطر مربوط به آسیبپذیری مفهوم «ضربه محدود» است. تاریخ نشان داده است که جنگها معمولاً بهسرعت از مرزهای خود فراتر میروند. ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی و ابزارهای تأثیرگذاری که دارد، قادر است درگیریها را به دیگر جبههها منتقل کند و خلیج فارس را از منطقهای نسبتاً باثبات به عرصهای از تهدیدات فزاینده تبدیل نماید. این سناریو برای کشورهایی که سالها برای ایجاد امنیت دریایی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و مصونیت از جنگها تلاش کردهاند، تهدید مستقیمی به شمار میرود.
دومین خطر، اقتصادی است. خلیج فارس تنها یک صحنه جغرافیایی برای وقایع نیست، بلکه شریان اصلی اقتصاد جهانی است. هرگونه تشدید نظامی، سؤالات جدیدی را در زمینه امنیت کریدورهای دریایی مطرح میکند، عدم قطعیت شدیدی را در بازارهای انرژی وارد کرده و کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده را با تردیدهای تجاری دشواری روبهرو میکند. نگرانی در این بخش فراتر از قیمت نفت است و به اعتماد سرمایهگذاران، تابآوری زنجیرههای تأمین و اعتبار منطقه به عنوان یک محیط امن برای کسبوکار و توسعه بلندمدت مربوط میشود.
خطر سوم به سیاستها برمیگردد. بسیاری از کشورهای خلیج فارس در سالهای اخیر تلاش کردهاند تا تنشها را کاهش دهند، کانالهای گفتوگو را باز کنند و منطقه را مصون نگه دارند. حمله نظامی میتواند این دستاوردها را معکوس کرده، کشورهای منطقه را با انتخابهای ناخوشایند روبهرو کند و حاشیههای مانور آنها را که به دقت بین قدرتهای بزرگ رقیب پرورش یافتهاند، محدود سازد.
خطر چهارم، راهبردی و بلندمدت است. مشکل تنها به خود حمله محدود نمیشود بلکه به پیامدهای آن مربوط میشود. حملهای که نتواند بحران را حل کند و به جای آن موقعیت ایران را تقویت کند، در حالی که مسیرهای مذاکره را مسدود میسازد، منطقه را دشوارتر قابل مدیریت و مستعد بحرانهای مکرر خواهد کرد. این دقیقاً چیزی است که کشورهای خلیج فارس در پی اجتناب از آن هستند: منطقهای که دائماً در آستانه شعلهور شدن باشد.
از دیدگاه خلیج فارس، گزینههای نظامی باید به عنوان آخرین راهحل در نظر گرفته شوند. در بیشتر موارد، مهار ایران، هرچند که دشوار است، کمهزینهتر از ورود به جنگ آشکار با آن است. مدیریت اختلافات، به جای منفجر کردن آنها، گزینهای منطقیتر به نظر میرسد. از این رو، خودداری تنها یک موضع اخلاقی نیست، بلکه یک استراتژی بقا برای منطقهای است که نمیتواند بدون محاسبه دقیق به ریسکهای بزرگ وارد شود./ منبع



