بحران فولکسواگن و صنعت خودروسازی آلمان، که ریشه در رقابت چین، هزینههای بالای انرژی و گذار شتابزده به خودروهای برقی دارد، هشداری جدی در مورد از دست رفتن یک صنعت راهبردی و وابستگی روزافزون اروپا است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فولکسواگن؛ نمادی از افول صنعتی اروپا» به قلم خاویر ویلامور (Javier Villamor) در یوروپین کنسرواتیو (European Conservative) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل بحران عمیق در شرکت فولکسواگن و صنعت خودروسازی آلمان میپردازد و استدلال میکند که این بحران، فراتر از یک بازسازی داخلی، نمادی از افول گستردهتر صنعتی در کل اروپا است که به دلیل تصمیمات شرکتی و سیاستهای اروپایی شتابزده و اشتباه، تشدید شده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
فولکسواگن دیگر با یک بازسازی داخلی ساده روبرو نیست. این گروه آلمانی در حال بررسی یک طرح کوچکسازی است که میتواند تا صد هزار شغل در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد و به تعطیلی چهار کارخانه در آلمان منجر شود. این رقم، بزرگترین شرکت صنعتی آلمان را در میانه شدیدترین بحران نیروی کار خود در دهههای اخیر قرار میدهد. مشکل فقط فولکسواگن نیست. بیامو تا یک میلیارد یورو برای هزینههای بازسازی اختصاص داده که تحلیلگران آن را به معنای کاهش ۱۰ هزار شغل و ۱۵ درصد کاهش تولید در اروپا تعبیر میکنند. مرسدس بنز نیز با کاهش حاشیه سود، در حال کاهش هزینههای داخلی است. برای سالها، مدل صنعت خودروسازی آلمان بر اساس یک فرمول روشن کار میکرد: موتورهای احتراقی با حاشیه سود بالا، صادرات انبوه، و چین به عنوان یک ماشین سودآوری. آن دوران به پایان رسیده است؛ زیرا شاگرد از استاد پیشی گرفته است. چین دیگر فقط خودروهای آلمانی نمیخرد؛ بلکه آنها را میسازد، بهبود میبخشد و صادر میکند. برندهایی مانند BYD، چری، و شیائومی با خودروهای برقی و هیبریدی ارزانتر و مجهزتر، سهم بازار را در اروپا به دست آوردهاند.
این پیشرفت با یک مزیت صنعتی قاطع پشتیبانی میشود: کنترل بر باتریها، مواد حیاتی، مقیاس تولید و حمایت دولتی. در چین، سهم بازار تولیدکنندگان خارجی از حدود ۵۷ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. فولکسواگن موقعیت غالب خود را به BYD واگذار کرده است. این زنجیره انتقال مشکل است: سود کمتر در چین، فشار قیمت در اروپا، تعرفهها و اصطکاک در ایالات متحده، هزینههای بالای انرژی در آلمان، و یک گذار به خودروهای برقی که دقیقاً زمانی که حاشیه سود در حال کاهش است، به سرمایهگذاری هنگفتی نیاز دارد. اما باید یک چیز را کاملاً روشن کرد: این طوفان تمامعیار از آسمان نیفتاده است. این وضعیت طی سالها با تصمیمات شرکتی سهلانگارانه و با سیاستی اروپایی که گذار به خودروهای برقی را بدون تضمین حاکمیت فناوری، باتریهای داخلی یا انرژی رقابتی تسریع بخشید، ساخته شده است. تقریباً همه کارشناسان معتقدند که این یک خودکشی بوده که همه در مورد آن هشدار داده بودند.
این بحران تنها به برندهای قابل مشاهده محدود نمیشود، بلکه کل زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار میدهد. فرانسه با رنو و استلانتیس با همین مشکل روبروست. ایتالیا از طریق سایتهای تولیدی فیات و استلانتیس در معرض خطر است. اسپانیا، اگرچه از نظر هزینه رقابتیتر از آلمان است، اما به تصمیماتی که در جای دیگری گرفته میشود، وابسته است. وضعیت آنقدر وخیم است که حتی فولکسواگن احتمال تولید خودرو توسط شرکای چینی در کارخانههای کماستفاده اروپایی را مطرح کرده است. به عبارت دیگر، اروپا ممکن است در نهایت ظرفیت صنعتی مازاد خود را به همان رقبایی اجاره دهد که باعث این بازسازی شدهاند. بحران فولکسواگن نه تنها آلمانی و نه تنها خودرویی است. این یک هشدار در مورد بهای از دست دادن یک صنعت راهبردی در حالی است که از استقلال اروپا لاف زده میشود. سؤال اکنون این نیست که چند شغل کاهش خواهد یافت، بلکه این است که پس از پایان شوک، چه کسی کارخانهها، فناوری و زنجیره ارزش را کنترل خواهد کرد. استقلال استراتژیک؟ بیشتر شبیه وابستگی مطلقی است که در دفاتر بروکسل ساخته شده است./منبع



