خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

مهم‌ترین شرط بازدارندگی در برابر آمریکا؛ «پیش‌بینی‌ناپذیری» است

 بازدارندگی ایران در برابر آمریکا نیازمند رفتار غیرقابل پیش‌بینی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «مهم‌ترین شرط بازدارندگی در برابر آمریکا؛ پیش‌بینی‌ناپذیری است» به قلم محمد مونسان در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است؛ این یادداشت استدلال می‌کند که تداوم تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران ناشی از قابل پیش‌بینی و ملایم‌بودن واکنش‌های دفاعی تهران در برابر تهاجمات گذشته است و بازدارندگی مؤثر تنها با ایجاد عاملی غیرقابل پیش‌بینی در دکترین نظامی محقق می‌شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تهاجمات مکرر مقامات آمریکایی مبنی بر احتمال بمباران ایران، به مهم‌ترین ژست قدرت ترامپ تبدیل شده است؛ این جسارت ناشی از این باور است که کشورهای هدف، توان نظامی لازم برای ضربه‌زدن به آمریکا را ندارند، یا اگر دارند، جرأت و جسارت پاسخگویی ندارند و رفتاری قابل پیش‌بینی و ملایم از خود نشان می‌دهند. در یک سال اخیر، ترامپ کشورهای مختلفی از جمله یمن، سوریه، لبنان، عراق، ایران و ونزوئلا را بدون تلفات برای آمریکا بمباران کرده که این روند، اعتمادبه‌نفس او را افزایش داده است.

با وجود توان بالای نظامی ایران در سطح جهان، عکس‌العمل‌ها در برابر ضربات مستقیم آمریکا اغلب ملایم و برای حفظ آبرو ارزیابی شده است، درسی که دشمنان به‌خوبی درک کرده و حملات خود را تشدید کرده‌اند. این در حالی است که در دوران دفاع مقدس، ایران به‌دلیل ضعف نظامی توان پاسخگویی تلافی‌جویانه به حملاتی مانند انهدام سکوهای نفتی یا سرنگونی هواپیمای مسافربری را نداشت؛ اما متأسفانه ۳۵ سال پس از آن، باز هم عکس‌العمل تنبیهی مناسبی علیه جنایات آمریکا صورت نگرفته است.

جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته، جایگاه نظامی خود را منطقه‌ای تعریف کرده، در حالی که مواجهه محتمل همواره با قدرت‌های جهانی بوده است. تهاجمات گسترده به محور مقاومت و حمله مستقیم به خاک ایران در چند ماه گذشته، نقایص دکترین دفاعی ایران را نمایان ساخت. غفلت از اصلاح فوری دکترین دفاعی و هسته‌ای پس از ترور سردار سلیمانی در سال ۱۳۹۸، که خود با هدف تحقیر ایران انجام شد، زمینه‌ساز تکرار حوادث تلخ بعدی شد. ساختار دکترین نظامی ایران دچار صلبیت و جمود است و حاضر به تغییر نیست، حقیقتی که به تاوان‌های سنگین منجر شده است. سیر صعودی ضربات از ترور سلیمانی تا حملات اسرائیل به ایران و حمله آمریکا به تأسیسات اتمی ایران کاملاً مشهود است. پاسخ ایران به حمله آمریکا به سایت‌های هسته‌ای، که کارشناسان غربی آن را ضعیف ارزیابی کردند، صرفاً شلیک چند موشک به یک پایگاه آمریکایی در قطر بود که خسارات چندانی نداشت و این خود عامل تهییج بیشتر دشمن خواهد بود.

انتقادها به این واکنش‌های ملایم حتی از سوی جناح‌های موافق سیاست‌های دفاعی نیز شنیده شده است؛ حمید رسایی، نماینده مجلس، اشاره کرد که غرب، ایران را قابل پیش‌بینی می‌داند و تنها در صورت غیرقابل پیش‌بینی بودن، حساب می‌برد. فؤاد ایزدی نیز بیان کرد که آمریکا به ایران حمله کرد چون متقاعد شد هزینه‌ای نخواهد داد و تأکید کرد که فرصت بازبینی در دکترین هسته‌ای وجود دارد، زیرا مقابله صرفاً با سلاح‌های متعارف در برابر قدرتی با بودجه دفاعی صد برابر، امنیت مردم را تضمین نمی‌کند.

علل اصلی عکس‌العمل‌های ملایم ایران شامل ترس از نابودی زیرساخت‌ها (خسارت پانصد میلیارد دلاری در جنگ دوازده‌روزه تخمین زده شده)، ترس از حمله اتمی آمریکا و ترس از عدم بازدارندگی مطمئن به‌دلیل نداشتن سلاح هسته‌ای است. همچنین، ترس از تلفات سنگین انسانی که در اظهارات شهید حجازی نیز منعکس شد (“ما یک سری کشته از آنان می‌گرفتیم و آنان هم ۱۰ تا پانزده هزار کشته از ما می‌گرفتند”)، و نیز ترس از به‌خطر افتادن منافع عده‌ای خاص با دارایی‌های خارجی، مطرح است. علاوه‌بر این، پیر بودن فرماندهان و مقامات منجر به تفکرات محافظه‌کارانه و عدم باور به حوزه‌های جدید فناوری جنگ شده است.

راهکار اساسی، ایجاد «پیش‌بینی‌ناپذیری» است. ایران در دکترین دفاعی خود اشتباهاتی نظیر محدودکردن برد موشک‌ها و تمرکز بیش از حد بر خلیج فارس داشته، اما مهم‌ترین نقص، قابل پیش‌بینی بودن رفتار ایران است. در شرایطی که سلاح هسته‌ای برای ایران تعریف نشده، اگر در استفاده مؤثر از تسلیحات متعارف نیز تردید کنیم، باید منتظر تهاجمات سنگین‌تر باشیم./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا