ضرورت روشنگری بعد از جنگ
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ضرورت روشنگری بعد از جنگ» به قلم اکبر فیجانی، منتشرشده در اندیشکده دیپلماسی ایرانی، تحولات جنگ ترکیبی علیه ایران و نقش رسانهها را در شکلدهی به افکار عمومی بررسی میکند و بر لزوم واکنش جدی جامعه ایرانی برای مقابله با هجمههای تبلیغاتی و جنگ روانی تأکید دارد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
جنگ سرشار از ویرانی و رنج است و همواره منافع آن نصیب گروهی اندک از سرمایهداران و قدرتطلبان میشود، درحالیکه اغلب مردم آسیب میبینند. ایران در سالهای اخیر با وجود تلاش برای حفظ صلح، با شکل جدیدی از جنگ ترکیبی مواجه شده که علاوه بر حملات نظامی، در حوزه شناختی و روانی هم بهشدت در معرض تهدید قرار دارد. دشمنان کشور با تخریب شخصیتها، تشویش اذهان عمومی و انتشار اخبار ناامیدکننده، سعی در تضعیف روحیه ملی دارند و میکوشند شکست ایرانیان را در ذهن جامعه حک کنند.
تجارب تاریخی نشان داده است پیروزی در جنگ فقط به میدان نظامی محدود نمیشود و جبهه روایت و کنترل افکار عمومی اهمیت اساسی دارد. بخش زیادی از جامعه ایران، همانند بسیاری از ملل جهان، اطلاعات سیاسی خود را عمدتاً از شبکههای اجتماعی و رسانههای وابسته به نظام سلطه کسب میکند؛ این منابع عموماً تحت سیطره سرمایهداران بزرگ جهانی یا جریانهای رسانهای مرتبط با آنها اداره میشوند.
بررسی وضعیت رسانهها در فضای داخلی و بینالمللی نشان میدهد مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی و حتی گفتوگوهای روزمره مردم، اغلب بهطور مستقیم یا غیرمستقیم متأثر از رسانههایی چون بیبیسی و نیویورکتایمز است. این وضعیت باعث شده نسل امروز، در بسیاری موارد به سربازان ناخواستهای در راستای منافع استعمارگران تبدیل شوند و نقش مهمی در بازتولید شبهات و تبلیغات منفی علیه منافع ملی ایفا کنند.
در حوزه جنگ نرم هنوز نقطه ضعفها و کاستیهایی وجود دارد و تغییر وضعیت، نیازمند آگاهی جمعی و همکاری مشترک دولت و مردم است. ساختار رسانهای قدرتهای سلطهگر غالباً در خدمت منافع اسرائیل و اهداف غربی است و با تحریف واقعیتها، تصویر یکسویهای از ایران و منطقه را ارائه میدهد. به همین جهت لازم است همگان بخشی از وقت خود را به روشنگری و مقابله با شایعات و تبلیغات سوء اختصاص دهند و آگاهی عمومی نسبت به اهداف و عملکرد بازیگران خارجی در غرب آسیا ارتقا یابد.
تأمین این هدف بهویژه برعهده فرهنگیان، دانشجویان، اساتید و روحانیون است که میتوانند با افزایش سطح سواد رسانهای و بصیرت سیاسی جامعه، زمینه مقابله مؤثر با جنگ روانی را تقویت کنند. معرفی منابع معتبر بیطرف و ضدجنگ، بهجای بازتولید مطالب تکراری و اشتراکگذاری آنها در قالب نوشتاری یا کلیپهای صوتی و تصویری در فضای مجازی، اقدامی مؤثر در این مسیر محسوب میشود.
اداره هدفمند و گروهی این تلاشها میتواند نتایج بهتری بهدنبال داشته باشد؛ به نحوی که افراد متخصص و آگاه محتوای متناسب را گردآوری و خلاصهنویسی کرده و دیگران آن را توزیع و بازنشر نمایند. این تلاشی جمعی است که باید همزمان با سرعت و دقت همراه باشد تا تأثیر مطلوب خود را بر افکار عمومی بگذارد.
در حوزه تبلیغات، تأکید بر این گزاره اهمیت دارد که هدف اصلی دشمنان، نهتنها ساختار نظام بلکه تمامیت ایران و جامعه ایرانی است. ریشههای ژئوپلتیکی، منابع غنی و استقلال سیاسی ایران موجب شده این کشور هدف خصومت سیستماتیک نظام سلطه قرار گیرد. برنامهریزی مداوم برای تضعیف، تجزیه و بیثباتسازی منطقه به دست قدرتهای خارجی از سالها قبل در دستور کار بوده و تشکیل رژیم اسرائیل نیز با هدف غالبیت و آشوبآفرینی در غرب آسیا صورت گرفته است.
تحلیل سیاستهای کشورهای غربی نشان میدهد که این کشورها، بهرغم تبلیغ حقوق بشر و آزادی، عمدتاً به دنبال تثبیت سلطه و منافع خود هستند و غالباً با تحریک اختلافات قومی و مذهبی سعی دارند فضای منطقه را ملتهب کنند. در این شرایط، شکلدهی اتحاد منطقهای و افزایش آگاهی و بصیرت سیاسی برای مقابله با ترفندهای دشمنان ضروری است.
تقویت سواد رسانهای و پرهیز از بازنشر مطالب تفرقهانگیز یکی از مهمترین راههای مقابله با جنگ نرم است. احترام به تمام نژادها، اقوام و مذاهب و دوری از دامنزدن به اختلافات قومی و دینی، لازمه تأمین صلح و آرامش در غربآسیا و جهان بهشمار میرود. برای حل بحرانهای منطقهای، تکیه به گفتمان آگاهی، توسعه اخلاق و معنویت و افزایش سطح شناخت جامعه حیاتی است.
در جهان امروز، رسانهها ابزار اصلی قدرتها برای کنترل افکار عمومی هستند و شرکتهای بزرگ بینالمللی و نخبگان جهانی، مدیریت و تولید محتوا را در راستای منافع قومی خود هدایت میکنند. اکثریت مردم جهان به سبب تسلط تبلیغاتی رسانههای غربی، غالباً کشورهای مستقل منطقه مانند ایران، روسیه و چین را مسئول مشکلات جاری معرفی میکنند، حال آن که ریشه مسائل عمدتاً در ساختار نظام سلطه و سیاستهای استعماری نهفته است.
از تاکتیکهای رایج رسانههای سلطهگر، تخریب شخصیت کنشگران مستقل و تحریف آموزههای ادیان و مکاتب مخالف منافع خویش است. اسلامهراسی و ایرانهراسی نیز بخش ثابتی از پروژه تبلیغاتی این رسانههاست که با هدف کاهش اقتدار منطقهای ایران و منزویسازی آن دنبال میشود.
شایعات و اطلاعات نادرست میتواند پیامدهای اجتماعی و فردی مخربی به دنبال داشته باشد؛ بنابراین هر فرد در قبال صحت آنچه نقل میکند، مسئول است و باید از انتقال اطلاعات فاقد اعتبار اجتناب کند. تمایز میان اعتراض مدنی سازنده و آشوب نیز برای پایداری و رشد جامعه اهمیت دارد، زیرا خشونت و اغتشاش زمینه هرجومرج و آسیبپذیری ملی را فراهم میسازد و جلوی اصلاحات واقعی را میگیرد.
در نهایت، اتحاد کشورها و جریانهای صلحطلب منطقهای و جهانی، تدوین برنامههای پیشگیرانه و افزایش همکاری برای مقابله با تهدیدهای مشترک، از اساسیترین راهکارهای مقابله با بحرانها در این برهه حساس بهشمار میرود./ منبع



