نظم نوین جهانی و پیامدهای آن برای امنیت ملی اسرائیل
گذار از نظم لیبرال به جهان چندقطبی، با بازتعریف موازنههای قدرت در منطقه غرب آسیا، چالشهای ساختاری تازهای را پیش روی جایگاه و برتری راهبردی اسرائیل قرار داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نظم نوین جهانی پیامدها برای اسرائیل» به قلم بنی میلر (Benny Miller) در مرکز مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies) منتشر شده است. این نوشتار چالشهای دوگانه فروپاشی نظم لیبرال بینالمللی و تضعیف چتر حمایتی آمریکا را بررسی میکند و فرصتها و تهدیدهای برآمده از قدرتگیری محورهای اقتدارگرا و طرحهای صلح ترامپ را برای امنیت ملی اسرائیل واکاوی مینماید. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
نظم بینالمللی لیبرال که برای سه دهه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بر جهان حاکم بود، اکنون جای خود را به نظمی نوین بر پایه ملیگرایی، پوپولیسم و تجدیدنظرطلبی داده است. این نظم پیشین که بر هژمونی ایالات متحده و ترویج دموکراسی و بازارهای آزاد استوار بود، با مقاومت جدی نیروهای غیرلیبرال در خارج و جریانهای ناسیونالیست در داخل غرب، بهویژه با ظهور دونالد ترامپ، مواجه شده است. در سطح جهانی، شکلگیری محور اقتدارگرای متشکل از چین، روسیه، کره شمالی و ایران، جدیترین چالش را علیه هژمونی آمریکا و ارزشهای غربی ایجاد کرده است. تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، پایههای ثبات مرزی و هنجارهای بینالمللی را بهشدت متزلزل کرد و نشان داد که وابستگی متقابل اقتصادی دیگر مانعی برای وقوع جنگهای بزرگ نیست.
این تحولات چالشهای دوگانهای را پدید آورده است؛ از یکسو ریسک جنگهای میانکشوری با شدت بالا افزایش یافته و از سوی دیگر، چتر امنیتی آمریکا بر سر متحدانش تضعیف شده است. این وضعیت منجر به یک مسابقه تسلیحاتی شتابان و بازگشت اولویتهای امنیت ملی به مرکز برنامههای سیاسی کشورها شده است. برای اسرائیل، این تغییرات پیامدهای متناقضی بههمراه دارد. از منظر توانمندیها، افزایش بیثباتی جهانی میتواند فرصتی برای صنایع دفاعی پیشرفته اسرائیل باشد، چرا که کشورهای بسیاری، بهویژه در اروپا، به دنبال بهرهگیری از تجربه رزمی و فناوریهای اسرائیل هستند. با این حال، وابستگی عمیق نظامی و سیاسی اسرائیل به واشنگتن، ضرورت توجه به رویکردهای متغیر دولت ترامپ و جریانهای داخلی آمریکا را دوچندان میکند.
رویکرد دولت ترامپ نسبت به اسرائیل آمیزهای از حمایت و تردید است. در حالی که پایگاه ترامپ اسرائیل را خط مقدم مقابله با اسلام رادیکال و مدافع ارزشهای یهودیـمسیحی میداند، جریان انزواطلب «آمریکا اول» نگران است که اسرائیل ایالات متحده را به جنگهای بیپایان در غرب آسیا بکشاند. این جریان حتی با مداخله آمریکا در جنگ دوازدهروزه با ایران در ماه ژوئن ۲۰۲۵ مخالفت کرد. علاوه بر این، تضعیف ارزشهای دموکراتیک مشترک و اولویت یافتن رهبران مقتدر در سیاست خارجی ترامپ، ممکن است جایگاه استثنایی اسرائیل را بهعنوان تنها دموکراسی منطقه تحتالشعاع قرار دهد. فروش هواپیماهای پیشرفته به عربستان بدون در نظر گرفتن برتری نظامی کیفی اسرائیل، نمونهای از این تغییر اولویتهاست که میتواند آزادی عمل نظامی این کشور را بهطور جدی محدود کند.
در حوزه تهدیدات، تقویت اتحاد میان دشمنان منطقهای و جهانی اسرائیل، بهویژه تجهیز ایران به سامانههای پیشرفته هواپیما و پدافند هوایی توسط روسیه و چین، یک چالش راهبردی است. همچنین قدرتگیری محور اخوانالمسلمین با محوریت قطر و ترکیه، ابعاد جدیدی به تهدیدات منطقهای افزوده است. حضور احتمالی نیروهای ترکیه در مرزهای اسرائیل بهعنوان بخشی از نیروهای چندملیتی در غزه و پیوند آنها با رژیم جدید سوریه، نقاط اصطکاک جدیدی ایجاد کرده است. با این حال، تعهد ترامپ به توافقات صلح بارقههایی از امید برای کاهش تهدیدات ایجاد کرده است. پایان جنگ در غزه، آزادی گروگانها و توافق آتشبس ماه نوامبر ۲۰۲۴ در لبنان، گامهای مهمی در این مسیر تلقی میشوند.
در نهایت، موفقیت امنیت ملی اسرائیل در این نظم نوین به نتایج عادیسازی روابط با عربستان و پیشرفت در مسیر راهحل دو کشوری بستگی دارد. محمد بن سلمان عادیسازی را به پیشرفت ملموس در مسئله فلسطین مشروط کرده است که در صورت تحقق، میتواند اسرائیل را بهطور کامل در ساختار منطقهای ادغام کند. وابستگی بالای اسرائیل به دولت ترامپ و تمایل رئیسجمهور آمریکا برای حل منازعات از طریق ابزارهای صلحآمیز، فرصتی برای مهار تهدیدات فراهم کرده است، هرچند ابهامات ساختاری در نظم در حال ظهور همچنان به قوت خود باقی است./ منبع



