امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

چرا اسرائیل گروه‌های تبهکار غزه را مسلح می‌کند؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا اسرائیل گروه‌های تبهکار غزه را مسلح می‌کند؟»به قلم احمد نجار         (Ahmed Najar)  از نشریه الجزیره  (Al Jazeera)، به بررسی ادعای اسرائیل مبنی بر سرقت کمک‌های بشردوستانه توسط حماس می‌پردازد و افشا می‌کند که اسرائیل خود در حال تسلیح و حمایت از باندهای تبهکار در غزه برای ایجاد هرج‌ومرج و تضعیف جامعه فلسطینی است. این یادداشت استدلال می‌کند که این رویکرد بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای جلوگیری از تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی و مخدوش کردن اعتبار آرمان آن‌هاست. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


برای ماه‌ها، اسرائیل و مدافعانش اصرار داشتند که حماس در حال سرقت کمک‌های بشردوستانه است. آن‌ها از این ادعا برای توجیه گرسنگی دادن به دو میلیون نفر در غزه، برای بمباران نانوایی‌ها، مسدود کردن کاروان‌های غذایی و شلیک به فلسطینی‌های ناامیدی که در صف نان ایستاده بودند استفاده کردند. به ما گفته شد که این جنگی علیه حماس است و فلسطینی‌های عادی فقط در میانه این درگیری گرفتار شده‌اند.

اکنون حقیقت را می‌دانیم و آن‌هم این است که اسرائیل در حال مسلح کردن و محافظت از باندهای جنایتکار در غزه بوده که به سرقت کمک‌های بشردوستانه و ارعاب غیرنظامیان مشغول‌اند. یک گروه به رهبری یاسر ابوشاباب که گفته می‌شود با شبکه‌های افراطی مرتبط است و در فعالیت‌های مجرمانه مختلفی دست داشته که مستقیماً از دولت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اسلحه دریافت می‌کند. نتانیاهو با افتخار به این موضوع اعتراف می‌کند. وقتی از او در این باره پرسیدند، گفت: «چه مشکلی دارد؟ جان سربازان [اسرائیلی] را نجات می‌دهد.» چه مشکلی دارد؟ همه چیز آن مشکل است.

این فقط یک تصمیم تاکتیکی نیست، بلکه اعتراف به نیت واقعی است. اسرائیل هرگز نمی‌خواست از غیرنظامیان فلسطینی محافظت کند. می‌خواهد آن‌ها را بشکند، گرسنگی دهد، آن‌ها را علیه یکدیگر برگرداند و سپس آن‌ها را مقصر هرج‌ومرج و رنج حاصله بداند. این استراتژی جدید نیست. این اساس استعمار است: ایجاد هرج‌ومرج و سپس استفاده از آن به‌عنوان دلیلی بر ناتوانی مستعمره‌شده‌ها در اداره خودشان. در غزه، اسرائیل فقط در تلاش برای شکست حماس نیست. در تلاش برای نابودی هر آینده‌ای است که فلسطینی‌ها بتوانند جامعه خود را اداره کنند.

برای ماه‌ها، رسانه‌های غربی ادعای تأییدنشده مبنی بر سرقت کمک توسط حماس را تکرار کردند. هیچ مدرکی ارائه نشد. سازمان ملل بارها اعلام کرد که هیچ مدرکی وجود ندارد. اما این مهم نبود. این روایت هدف خود را دنبال کرد، محاصره را توجیه کرد، گرسنگی را یک تاکتیک امنیتی جلوه داد و مجازات جمعی را سیاست نشان داد.

اکنون حقیقت آشکار شده است. باندهایی که مسیرهای کمک‌رسانی را به وحشت می‌انداختند، همان‌هایی بودند که اسرائیل حمایتشان می‌کرد.

اعتراف آشکار نتانیاهو فقط از سر غرور نیست بلکه اعتماد به نفساو را نیز نشان‌ می‌دهد. او می‌داند که می‌تواند حقیقت را با صدای بلند بگوید. او می‌داند که اسرائیل می‌تواند قوانین بین‌المللی را نقض کند، باندهای جنایتکار را مسلح کند، مدارس را بمباران کند، غیرنظامیان را گرسنگی دهد و همچنان در صحنه جهانی مورد استقبال قرار گیرد و اسلحه دریافت کند، همچنان به عنوان یک «متحد» ستایش شود. این همان چیزی است که مصونیت کامل به نظر می‌رسد.

و این بهای باور به دستگاه تبلیغاتی اسرائیل است؛ بهایی که به آن اجازه می‌دهد خود را به عنوان یک اشغالگر بی‌میل، یک ارتش بشردوست، یک قربانی شرایط معرفی کند. در حقیقت، این رژیمی است که نه تنها جنایات جنگی را تحمل نمی‌کند بلکه آن‌ها را مهندسی، تأمین مالی و سپس از آن‌ها به عنوان تبلیغات استفاده می‌کند. این فقط جنگی علیه پیکر، خانه‌ها و حتی بقای فلسطینی‌ها نیست. این جنگی علیه رؤیای فلسطینی، رؤیای داشتن یک دولت، ساختن آینده‌ای با کرامت و خودگردانی است.

برای دهه‌ها، اسرائیل به طور سیستماتیک برای جلوگیری از هرگونه رهبری منسجم فلسطینی تلاش کرده است. در دهه ۱۹۸۰، به آرامی ظهور حماس را به عنوان یک وزنه مذهبی و اجتماعی در برابر سازمان آزادیبخش سکولار فلسطین (PLO) تشویق کرد. ایده ساده بود: سیاست فلسطین را تقسیم کنید، جنبش ملی را تضعیف کنید و هرگونه تلاش برای تشکیل دولت را از هم بپاشید. مقامات اسرائیلی معتقد بودند که حمایت از سازمان‌های اسلام‌گرا در کرانه باختری و غزه اشغالی، درگیری داخلی بین فلسطینی‌ها ایجاد می‌کند و همین‌طور هم شد. تنش‌ها بین گروه‌های اسلام‌گرا و سکولار رشد کرد و منجر به درگیری در دانشگاه‌ها و در عرصه سیاسی شد.

سیاست اسرائیل ناشی از یک سوءتفاهم نبود. راهبردی بود. می‌دانست که قدرت بخشیدن به رقبای سازمان آزادی‌بخش سکولار فلسطین، وحدت فلسطینی را از هم می‌پاشد. هدف صلح نبود بلکه فلج کردن بود. همان راهبرد امروز نیز ادامه دارد؛ نه تنها در غزه بلکه در کرانه باختری اشغالی نیز. دولت اسرائیل به طور فعال در حال از بین بردن توانایی تشکیلات خودگردان فلسطینی (PA)  برای انجام وظایفش است. درآمد مالیاتی را که بخش عمده بودجه تشکیلات خودگردان فلسطینی را تشکیل می‌دهد، مسدود می‌کند و آن را به آستانه فروپاشی می‌کشاند.

جهان باید دست از رفتار با غزه و کرانه باختری به‌عنوان آزمایشگاهی برای دکترین نظامی، تبلیغات و بی‌تفاوتی ژئوپلیتیکی بردارد. مردم فلسطین یک آزمایش شکست‌خورده نیستند. آن‌ها مردمی تحت محاصره هستند که به‌طور بی‌امان از حاکمیت محروم شده‌اند. و با این حال، آن‌ها تلاش می‌کنند؛ تلاش برای سیر کردن فرزندانشان، دفن مردگانشان و انسان ماندن در برابر انسانیت‌زدایی.

اگر دولت نتانیاهو می‌تواند به تسلیح باندهای جنایتکار اعتراف کند و همچنان با هیچ عواقبی روبرو نشود، پس مشکل فقط اسرائیل نیست. این ما هستیم؛ به اصطلاح جامعه بین‌المللی که به بی‌رحمی پاداش می‌دهد و بقا را مجازات می‌کند. آنچه فوری لازم است، اقدامات ملموس برای محافظت از جان فلسطینی‌ها و حفظ حق تشکیل کشور فلسطین است پیش از آنکه به‌طور کامل از بین برود. تهدید به شناسایی یک دولت فلسطینی کافی نخواهد بود.

اگر جهان به نادیده گرفتن ادامه دهد، نه تنها فلسطین نابود خواهد شد بلکه اعتبار خود قوانین بین‌المللی، حقوق بشر و هر اصل اخلاقی که ادعا می‌کنیم از آن دفاع می‌کنیم نیز از بین خواهد رفت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا