باید ایران را در حوزه انرژی و برنامه هستهای تحت فشار قرار داد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «باید ایران را در حوزه انرژی و برنامه هستهای تحت فشار قرار داد» نوشتهی یاکوف لاپین (Yaakov Lappin)، و منتشرشده در جوئیش نیوز سیندیکیت (JNS)، فرصت راهبردی آمریکا برای اعمال فشار نظامی و اقتصادی بر ایران به منظور مهار برنامه هستهای و کاهش نفوذ منطقهای این کشور را بررسی میکند. مقاله ضرورت استفاده از قدرت نظامی و تحریمهای شدید در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ برای وادار کردن ایران به انتخاب بین بقای حکومت یا ادامه فعالیتهای هستهای و منطقهای را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، فرصت بیسابقهای برای ایالات متحده به وجود آمده است تا ایران را وادار کند بین بقای حکومت و ادامه برنامه هستهای و رفتارهای منطقهای تهاجمی خود یکی را انتخاب کند. ایران در حال حاضر در وضعیت آسیبپذیری استراتژیک بیسابقهای قرار دارد و امکان وارد کردن ضربات تعیینکننده به برنامه هستهای و بخشهای حیاتی اقتصادی و نظامی آن وجود دارد.
یکی از نقاط عطف مهم در منطقه، عملیات پهپادی ۳ ژانویه ۲۰۲۰ بود که منجر به کشته شدن فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، سردار قاسم سلیمانی، در بغداد شد. این عملیات از سوی مقامات ایرانی به عنوان یک ضربه بسیار جدی و مهلک توصیف شده است که بیش از نابودی یک شهر تأثیرگذار بوده است. این اقدام نشان داد که آمریکا تحت ریاستجمهوری ترامپ از به کارگیری قدرت نظامی علیه ایران ابایی ندارد و این واقعیت، نگرانی قابل توجهی در میان استراتژیستهای ایرانی ایجاد کرده است، به ویژه اکنون که ترامپ بار دیگر به قدرت بازگشته است.
تهدیدهای اصلی که میتوانند به طور جدی بقای حکومت ایران را به مخاطره بیندازند، شامل برنامه هستهای و بخشهای حیاتی اقتصادی مانند تولید و توزیع نفت، پالایشگاهها، نیروگاهها و خطوط انتقال برق است. این اهداف دوگانه هم نظامی و هم اقتصادی در صورت تصمیم به گسترش ضربات فراتر از برنامه هستهای باید در اولویت قرار گیرند تا اقتصاد ایران به سرعت از کار بیفتد. علاوه بر این، مراکز سرکوب حکومت از جمله مقرهای سپاه پاسداران نیز از اهداف کلیدی به شمار میروند.
در مراحل بعدی و در صورت ادامه تنشها، برخی اهداف میتوانند شامل افراد کلیدی درون حکومت شوند تا به آنها میزان خسارتی که متحمل خواهند شد، نشان داده شود. پایگاههای موشکی زیرزمینی ایران، که تهران از آنها بهعنوان ابزار تهدید علیه اسرائیل استفاده میکند، اهدافی قابل حمله و تضعیف هستند. این پایگاهها، بهویژه در مقایسه با سایتهای هستهای، از نظر عمق استقرار آسیبپذیرترند.
وضعیت فعلی ایران در بخش دفاع هوایی پس از حملات دقیق اسرائیل به شدت تضعیف شده است. همچنین توان موشکی و پهپادی ایران در مقابل اسرائیل که به عنوان شاخصی از قدرت منطقهای محسوب میشود، به دلیل ناکامیهای متعدد در حملات اخیر، ضعیف و پوچ شده است. علاوه بر این، نیروی نیابتی اصلی ایران یعنی حزبالله لبنان به شدت تضعیف شده و حمایت کلیدی از سوی سوریه که حکومت بشار اسد را شامل میشد، نیز کاهش یافته است. این عوامل باعث شدهاند بقای حکومت ایران در حال حاضر کمتر از هر زمان دیگری از سال ۱۹۸۸ که جنگ ایران و عراق به پایان رسید، مطمئن باشد.
بازگشت ترامپ به ریاست جمهوری و عملیات نظامی اخیر آمریکا علیه نیروهای تحت حمایت ایران در یمن، اعتبار نظامی ایالات متحده را در منطقه افزایش داده و فرصت ویژهای برای اعمال فشار بر ایران فراهم آورده است. پیامد این شرایط این است که آمریکا میتواند با تهدید به نابودی برنامه هستهای ایران، تهران را وادار کند «جام زهر» را بنوشد؛ یعنی بین بقای حکومت و ادامه برنامه هستهای و مداخلات منطقهای یکی را انتخاب کند.
ایران به طور سنتی حفظ بقای حکومت را بر هر هدف دیگری ارجح میداند و در صورتی که تهدید مستقیمی متوجه آن شود، احتمال تغییر رفتار وجود دارد. با این حال، این فرصت محدود است و ایران به سرعت در حال تقویت ساختارهای دفاعی و هستهای خود است، از جمله حفر تونلها و استحکامات عمیقتر برای سایتهای هستهای.
با توجه به تواناییهای نظامی ایالات متحده و اسرائیل، ضربات دقیق و موثری میتوانند به برنامه هستهای ایران وارد شود و آن را ماهها به عقب بیندازد، اگرچه نابودی کامل این برنامه در حال حاضر امکانپذیر نیست و این فرصت در حدود سال ۲۰۱۲ از دست رفته است. اسرائیل نیز ممکن است اقدام به حمله به این برنامه کند اما شدت و دقت این حملات به اندازه آمریکا نخواهد بود و بهترین گزینه، اقدام مشترک دو کشور است. شرایط فعلی نشان میدهد ایران گزینههای محدودی برای تلافی حملات علیه اسرائیل دارد.
این وضعیت همزمان با مذاکرات هستهای پنجم میان ایران و آمریکا است که با وساطت عمان در رم برگزار شده و برخی پیشرفتها در آن اعلام شده است، اما همچنان اختلافات جدی درباره توقف کامل غنیسازی وجود دارد. ایران با تأکید بر ادامه غنیسازی و رد توقف کامل آن، خطوط قرمز خود را مشخص کرده و آمریکا نیز خواستار توقف کامل است.
استراتژی پیشنهادی برای آمریکا شامل سه محور اصلی است: حفظ نیروهای نظامی کافی و مستقر در منطقه برای پایان دادن به سیاستهای ناپایدار و موقتی، اعمال فشار اقتصادی حداکثری از جمله اجرای مؤثر تحریمها به ویژه علیه صادرات نفت ایران به چین، و ارسال پیام روشن به ایران مبنی بر اینکه هرگونه حمله مستقیم یا توسط نیروهای نیابتی آن به اسرائیل یا متحدان آمریکا با پاسخ سخت و مستقیم از جمله ضربه به برنامه هستهای مواجه خواهد شد.
با تحقق این شرایط، ایران ممکن است به محدودیتهای قابل راستیآزمایی در برنامه هستهای خود تن دهد و حمایت از گروههای نیابتی خود را کاهش دهد. هدف نهایی ایجاد یک ایران پایدار، غیر هستهای و بدون مداخله در امور منطقهای است، اما اهداف کوتاهمدت باید به توقف برنامه هستهای با تضمینهای نظارتی محدود شود. اهداف بعدی شامل پایان حمایت از تروریسم و توقف تبلیغات علیه اسرائیل است.
در عین حال، ایران در مذاکرات ماهر است و احتمال دارد با طولانی کردن گفتگوها و بازی با زمان، آمریکا را خسته کند. بنابراین موفقیت در رسیدن به اهداف مستلزم اعمال قدرت واقعی و استراتژی مستمر و قوی در سراسر منطقه خاورمیانه است.
این شرایط و راهبردها در چارچوب بازدارندگی، فشار و پیامدهای مشخص برای رفتار ایران طراحی شدهاند تا فرصت فعلی برای مهار برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران به بهترین شکل استفاده شود./منبع



