ترامپ و نتانیاهو این بار واقعاً خود را به دردسر انداختهاند.
واشنگتن و تلآویو با تداوم اشتباهات محاسباتی خود، دستاوردهای تاکتیکی گذشته را به یک شکست راهبردی تمامعیار در برابر تهران تبدیل کردند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان « ترامپ و نتانیاهو این بار واقعاً خود را به دردسر انداختهاند.» به قلم دیوید فرنچ (David French) در روزنامه نیویورک تایمز (The New York Times) منتشر شده است. این نگارش تحلیلی با نگاهی به پیشینه موازنه قوا در منطقه، مفاد یادداشت تفاهم اخیر میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران را نشانی از ناکامی استراتژیک مشترک آمریکا و اسرائیل با وجود برتریهای نظامی اولیه ارزیابی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
بررسی پویاییهای نظامی خاورمیانه در سالهای اخیر نشان میدهد که دستاوردهای تاکتیکی اولیه لزوماً تضمینکننده پیروزی نهایی در یک نبرد راهبردی نیستند. در مقاطعی از زنجیره تنشها، تلآویو به واسطه انجام یک سری عملیاتهای اطلاعاتی پیچیده و حذف فیزیکی رهبران ارشد گروههای حامی تهران در منطقه، دست برتر را در میدان نبرد در اختیار داشت. در آن برهه، توانمندیهای دفاعی مشترک ایالات متحده، بریتانیا و سایر متحدان غربی در خنثیسازی حملات موشکی و پهپادی ایران، این تصور را ایجاد کرده بود که جبهه مقابل به شدت تضعیف و آسیبپذیری آن آشکار شده است؛ تصویری که تحلیلگران بینالمللی را به این نتیجه رساند که خطاهای تاکتیکی در غزه تحتالشعاع این انزوای راهبردی تهران قرار خواهد گرفت.
با این حال، تداوم رویکردهای خشونتآمیز و تهاجمی تکراری، این موازنه را به شدت تغییر داد. راهبردهای اتخاذشده در نبردهای زمینی، مشابه اشتباهات تاریخی ایالات متحده در جریان اشغال عراق بود؛ عدم پاکسازی کامل، تثبیت نکردن مواضع و ناتوانی در حفظ اراضی تصرفشده، نیروهای نظامی را مجبور ساخت تا برای کنترل محلهها و شهرهای یکسان، بارها و بارها وارد درگیریهای فرسایشی شوند. این فرسایش تدریجی مانع از آن شد که برتریهای اولیه به یک دستاورد سیاسی پایدار تبدیل شود. اصرار فزاینده واشنگتن و تلآویو بر تشدید تنشها و جلو بردن کارزار نظامی، در نهایت وضعیت را به نقطهای رساند که بر اساس مفاد یادداشت تفاهم اخیر، باید از آن به عنوان یک ناکامی نظامی بزرگ برای دو طرف یاد کرد.
در محاسبات سرد و واقعبینانه نظامی، زمانی که یک ائتلاف به هیچیک از اهداف اعلامشده خود در جنگ دست نمییابد، ادعای پیروزی کاملاً بیمعنا خواهد بود. برآیند نهایی این دور از تنشها نشان میدهد در حالی که واشنگتن و متحد منطقهای آن در تحقق استراتژیهای خود ناکام ماندند، طرف مقابل توانسته است به بخش عمدهای از مقاصد راهبردی خود دست یابد. این تحول، برآمده از نادیده گرفتن قواعد کلان حاکم بر جنگهای فرسایشی و ترجیح دادن نمایشهای قدرت کوتاهمدت بر دکترینهای امنیت ملی پایدار است؛ اشتباهی محاسباتی که اکنون رهبران دو کشور را با بحرانی عمیق و جدی مواجه ساخته است./منبع



