امنیت و دفاعخاورمیانه

چرخش ترامپ در جنگ ایران، رؤیای غرب‌آسیایی اسرائیل را پایان داد

عقب‌نشینی ترامپ از جنگ علیه ایران، پروژه هژمونی منطقه‌ای اسرائیل بزرگ را با شکستی تاریخی مواجه کرد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان «چرخش ترامپ در جنگ ایران، رؤیای غرب‌آسیایی اسرائیل را پایان داد» به قلم دیوید هرست (David Hearst) در میدل ایست آی (Middle East Eye) منتشر شده است؛ تبیین پیامدهای توقف جنگ چهارماهه میان محور غربی-صهیونیستی و تهران، بیان می‌کند که تصمیم دونالد ترامپ برای پایان دادن به درگیری، نه تنها بقای ساختار سیاسی ایران را تضمین کرد، بلکه کلان‌پروژه اسرائیل برای تبدیل شدن به قدرت برتر غرب‌آسیا در پسابرجامِ ابراهیم را نابود ساخت و تل‌آویو را با بزرگ‌ترین شکاف راهبردی ۲۵ سال اخیر در روابطش با واشنگتن روبرو کرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

فرجام جنگ چهارماهه علیه ایران، سنگین‌ترین و مؤثرترین شکست نظامی آمریکا در منطقه طی ربع قرن گذشته به شمار می‌رود. برخلاف مداخلات پیشین واشنگتن در عراق، افغانستان و سوریه، این نبرد فراتر از تغییر یک حکومت، با هدف بازطراحی ساختار هندسه غرب‌آسیا به رهبری «اسرائیل بزرگ» طراحی شده بود؛ رؤیایی که با امتناع عربستان از پذیرش توافقات ابراهام به بن‌بست رسید و برای جبران آن، شعله‌های جنگ با ایران برافروخته شد. با این حال، بروز تورم بی‌سابقه، جهش هزینه‌های انرژی، سقوط محبوبیت داخلی ترامپ و خطر شکست در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرد تا از این قمار پرهزینه عقب‌نشینی کند. این چرخش ناگهانی، بزرگ‌ترین ناکامی امنیتی تل‌آویو پس از وقایع هفتم اکتبر محسوب می‌شود؛ چرا که در موازنه جدید، ایران به عنوان قدرت مسلط و تعیین‌کننده منطقه ظهور کرده است.

عقب‌نشینی واشنگتن، جایگاه نظامی و موازنه قوا را به شدت دگرگون ساخت. ارزیابی ناظران نظامی نشان می‌دهد که با وجود حملات سنگین، ایران نه تنها دانش هسته‌ای و توان موشکی خود را به عنوان ابزار بازدارندگی حفظ کرد، بلکه پیوندهای عملیاتی‌اش با متحدان غیردولتی نظیر حزب‌الله لبنان مستحکم‌تر شد. در سوی مقابل، اعتبار اسرائیل در واشنگتن به عنوان یک متحد راهبردی ضربه سختی خورد و لابی‌های صهیونیستی (مانند آیپک) با انتقادات دوحزبه در کنگره روبرو شدند. تلاش‌های سراسیمه کنونی برای گنجاندن لوایحی در قانون بودجه دفاعی آمریکا (NDAA) جهت تضمین برتری نظامی تل‌آویو و اشتراک اجباری اطلاعات، در واقع تلاشی نومیدانه برای نهادینه‌سازی توافقاتی است که اکنون تحت نظارت و بی‌اعتمادی شدید لایه‌های سیاسی آمریکا قرار دارد.

از سوی دیگر، این تحول ژئوپلیتیک، پادشاهی‌های حوزه خلیج فارس را به ورطه نااطمینانی عمیقی سوق داده و حباب امنیت پوشالی ناشی از چتر حمایتی پایگاه‌های آمریکایی را ترکانده است؛ امری که ناکارآمدی ساختار شورای همکاری را بیش از پیش نمایان ساخت. کشورهایی مانند امارات با درک واقعیت جدید، به جای تکیه بر بازدارندگی واشنگتن، مسیر پرداخت باج مالی و تعامل پنهان با سپاه پاسداران را برگزیده‌اند، چرا که امنیت کلان اقتصادی و جریان صادرات انرژی آنان اکنون کاملاً به اراده ایران به عنوان نگهبان تنگه هرمز وابسته است. در نهایت، هرچند نتانیاهو ممکن است برای جبران این شکست منطقه‌ای، فشار بر باریکه‌ غزه و کرانه باختری را تشدید کند، اما گسست راهبردی میان تل‌آویو و واشنگتن، صعود قدرت نرم تهران و ایستادگی ساختار اجتماعی فلسطین، نشان می‌دهد که پروژه توسعه‌طلبی نظامی اسرائیل به بن‌بست رسیده و عقب‌نشینی تاریخی آن آغاز شده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا