خروج آمریکا از عراق: حفاظت از نیروها یا قدرتبخشی به ایران؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خروج آمریکا از عراق: حفاظت از نیروها یا قدرتبخشی به ایران؟» نوشته امیر العقیلی (Ameer Al-Auqaili) در سایت فارن پالیسی این فوکس (Foreign Policy In Focus) منتشر شده است که بررسی میکند چگونه خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از عراق ضمن کاهش خطر برای نیروهای خود، خلأ امنیتی ایجاد میکند و فرصت نفوذ بیشتر ایران و تقویت موقعیت کردها را فراهم میآورد. این یادداشت با نگاهی تحلیلی نشان میدهد که انتقال نیروها بیش از آنکه نشانه تحقق حاکمیت عراق باشد، بازتوزیع قدرت در داخل کشور و منطقه را رقم میزند. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
در ماه جولای ۲۰۲۵، بغداد و واشنگتن چارچوبی را برای خروج تدریجی نیروهای آمریکایی نهایی کردند. نیروهای رزمی ایالات متحده تا پایان سال از مناطق مرکزی و غربی عراق خارج میشوند، در حالی که عملیات مقابله با تروریسم و آموزش نیروهای محلی در اقلیم کردستان ادامه خواهد یافت. این توافق پس از فشار مداوم مجلس عراق و گروههای وابسته به ایران حاصل شد و بهطور رسمی بهعنوان یک سازش جشن گرفته شد.
اگرچه توافق ظاهراً نشانهای از خوداتکایی عراق و پایان جنگهای طولانی آمریکا بهنظر میرسد، اما بیثباتیهای بنیادی کشور، شامل شکافهای فرقهای، نهادهای ضعیف و تأثیرگذاریهای خارجی همچنان پابرجاست. نیروهای آمریکایی با جابهجایی به کردستان، در مناطقی مستقر میشوند که پذیرای آنها هستند و از مناطق با امنیت شکننده خارج میشوند. حدود ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در عراق باقی میمانند و عمدتاً نقش مستشاری ایفا میکنند. این جابهجایی، ضمن حفاظت از جان نیروهای آمریکایی، میتواند زمینه را برای تقویت نفوذ ایران فراهم کند.
نخستوزیر عراق با فشار سیاستمداران ملیگرا و شبهنظامیان مورد حمایت ایران روبهرو است و تلاش میکند خروج نیروهای خارجی را بهعنوان پیروزی در حاکمیت نشان دهد و در افکار عمومی امتیاز کسب کند. این رویکرد باعث میشود تصویر سیاسی او قویتر بهنظر برسد، اما تحقق حاکمیت واقعی با این تصویر متفاوت است. گروههای مسلح و باقیماندههای داعش همچنان به حملات خود ادامه میدهند و برای بسیاری از عراقیها، حاکمیت ظاهری با ناامنی همراه است.
برای آمریکا، تمرکز بر کاهش خطرات بهجای راهبرد بلندمدت است. پایگاههای این کشور در بغداد و الانبار همواره هدف حملات موشکی و پهپادی شبهنظامیان بودهاند و هر تلفات احتمالی میتواند واکنش سیاسی شدیدی در واشنگتن ایجاد کند. با انتقال نیروها به اربیل، ایالات متحده سطح آسیبپذیری خود را کاهش داده و همچنان امکان رصد فعالیتهای داعش و دسترسی به سوریه را حفظ میکند. این حرکت را میتوان بازگشت نامید، اما در واقع جابهجایی تحت فشار امنیتی است.
اقلیم کردستان از این وضعیت بهرهمند میشود. میزبانی از نیروهای آمریکایی امنیت اربیل را تقویت و قدرت چانهزنی آن در مسائل نفت و اختلافات سرزمینی با بغداد را افزایش میدهد. کردها با این رویکرد، هم از تهدیدات خارجی محافظت میشوند و هم نشان میدهند شریک قابل اعتماد برای غرب باقی ماندهاند. این جابهجایی، موقعیت سیاسی اربیل را در میان کشمکشهای فدرال عراق تقویت میکند.
خطر اصلی به مناطقی مربوط میشود که نیروهای آمریکایی از آن خارج میشوند. مناطق مرکزی و جنوبی عراق آسیبپذیری بیشتری پیدا کردهاند و داعش، گرچه شهرها را کنترل نمیکند، اما نیروهای خفته خود را فعال کرده و حملاتی برنامهریزی میکند. شبهنظامیان مورد حمایت ایران نیز در حال پرکردن این خلأ هستند و علاوه بر اعمال خشونت، حضور سیاسی خود را تثبیت میکنند. قوانین اخیر نقش رسمی بیشتری برای نیروهای بسیج مردمی در امنیت کشور قائل شده و به تثبیت نفوذ تهران کمک میکند.
جابهجایی نیروها به شمال نهتنها حفاظت از آمریکاییها را فراهم میکند، بلکه فرصت نفوذ تهران را نیز افزایش میدهد. شبهنظامیان مورد حمایت ایران قادرند نفوذ خود در سیاست، امنیت و اقتصاد عراق را گسترش دهند. شبکههای قاچاق سوخت مرتبط با این گروهها سالانه حدود یک میلیارد دلار درآمد ایجاد میکنند که منابع مستقیم به ایران و گروههای همپیمان آن میرساند و تسلیحات و شبکههای حمایتی را تأمین میکند.
این الگو پیشتر نیز تکرار شده است. پس از خروج آمریکا در سال ۲۰۱۱، داعش خلأ را پر کرد و عراق را به بحران بازگرداند. همانند گذشته، نیروهای عراق آماده برای مدیریت امنیت تلقی شدند، اما اختلافات سیاسی در بغداد زمینه را برای گروههای افراطی فراهم کرد و شبهنظامیان مورد حمایت ایران بهعنوان جایگزین نفوذ آمریکایی ظاهر شدند. وضعیت کنونی نیز با همان خطرات مواجه است: استانهای آسیبپذیر، بازگشت شبهنظامیان و تلاش برای تثبیت قدرت./ منبع



