امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

ابهام در موفقیت عملیات آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «ابهام در موفقیت عملیات آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران» نوشته‌ آندریاس کلوت (Andreas Kluth) و منتشرشده در بلومبرگ (Bloomberg)، به ارزیابی واقع‌بینانه عملیات نظامی اخیر آمریکا علیه تأسیسات هسته‌ای ایران می‌پردازد. مقاله، با مقایسه این رخداد با جنگ عراق، به تداوم روایت‌سازی سیاسی در برابر داده‌های اطلاعاتی متناقض اشاره دارد و بر نبود شواهد قطعی درباره موفقیت راهبردی این عملیات تأکید می‌کند. در ادامه، بهره سخن این مطلب را می‌خوانید.


آیا ایالات متحده توانسته برنامه هسته‌ای ایران را نابود کند؟ این پرسش هنوز پاسخی قطعی ندارد و شاید برای مدتی طولانی هم نداشته باشد. مسئله اساسی درباره عملیات «چکش نیمه‌شب» (Midnight Hammer) نه قدرت نظامی یا شجاعت خلبانان آمریکایی، بلکه موفقیت راهبردی آن است. هدف اعلام‌شده این عملیات، پایان دادن به توانایی ایران برای تولید سلاح هسته‌ای یا تعلیق طولانی‌مدت آن بود. با وجود این، ارزیابی نتایج آن همچنان مبهم و مورد اختلاف است.

پس از این حمله، دولت ایالات متحده، به‌ویژه رئیس‌جمهور، این عملیات را موفقیتی کامل معرفی کرد و مدعی شد که تأسیسات هسته‌ای ایران به‌طور کامل نابود شده‌اند. در همین راستا، رسانه‌هایی که گزارش‌هایی در تضاد با این روایت منتشر کرده‌اند، به دشمنی با کشور و نیروهای نظامی متهم شدند. در حالی که هیچ‌یک از این گزارش‌ها تردیدی در شجاعت و توانمندی خلبانان ابراز نکرده‌اند، استفاده از چنین اتهاماتی نشان از تلاش برای انحراف افکار عمومی دارد.

برخی از مقام‌های ارشد دولت، مانند وزیر دفاع، در این فضای رسانه‌ای نقش برجسته‌ای دارند و سعی می‌کنند هرگونه تردید درباره موفقیت راهبردی عملیات را حمله‌ای به میهن‌دوستی و اقتدار نظامی آمریکا جلوه دهند. سخنان آنان بیش‌تر از آنکه بر داده‌های اطلاعاتی استوار باشد، تکرار شعارهای سیاسی است که هدفشان تثبیت روایت رسمی است. همچنین، تأکید بر منحصربه‌فردبودن توانایی‌های نظامی ایالات متحده، به‌جای پاسخ به پرسش اصلی درباره نتیجه راهبردی عملیات، گویای تمرکز بر جلوه‌های تبلیغاتی است.

مدیر اطلاعات ملی که پیش‌تر به کنگره گفته بود ایران در حال حاضر به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، نیز پس از مواجهه با انتقاد رئیس‌جمهور، موضع خود را تغییر داد و در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که اطلاعات جدید نشان می‌دهد تأسیسات هسته‌ای ایران نابود شده‌اند. او همچنین تردیدها درباره این ارزیابی را تلاشی برای تضعیف رهبری رئیس‌جمهور و نیروهای مسلح دانست.

در میان مقام‌های ارشد امنیتی، رئیس ستاد مشترک ارتش با احتیاط بیش‌تری سخن گفته و در نخستین اظهارنظر خود پس از عملیات، اعلام کرده بود که ارزیابی کامل به زمان نیاز دارد. در به‌روزرسانی دوم خود نیز اطلاعات جدیدی ارائه نکرد و بیش‌تر به توصیف جزئیات عملیات و تقدیر از نظامیان پرداخت. این سکوت اطلاعاتی در حالی ادامه دارد که افکار عمومی و رسانه‌ها خواستار پاسخ روشن درباره میزان موفقیت عملیات هستند.

طبق ارزیابی اولیه آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، عملیات «چکش نیمه‌شب» تنها ممکن است برنامه هسته‌ای ایران را چند ماه به تعویق انداخته باشد، نه چند سال. این گزارش همچنین تأیید می‌کند که ایران بخش عمده‌ای از اورانیوم غنی‌شده خود را پیش از حمله به مکان‌های دیگری منتقل کرده بود. نهادهای اطلاعاتی چند کشور اروپایی نیز به نتایج مشابهی رسیده‌اند.

در مقابل، برخی گزارش‌ها از جمله ارزیابی منابع اطلاعاتی اسرائیل، حاکی از آن‌اند که حملات آمریکا توانسته برنامه هسته‌ای ایران را برای سال‌ها به عقب بیندازد. تفاوت قابل‌توجه این گزارش‌ها باعث شده دولت آمریکا تنها به آن دسته از ارزیابی‌هایی استناد کند که با روایت رسمی‌اش هماهنگ‌اند و گزارش‌های دیگر را نادیده بگیرد یا مورد حمله قرار دهد.

یادآوری وضعیت مشابه در سال ۲۰۰۳، در آستانه جنگ عراق که ایالات متحده بر اساس اطلاعات نادرست و روایت‌های اغراق‌شده به این کشور حمله کرد، زنگ خطر جدی را به صدا درمی‌آورد. آن زمان نیز دولت وقت با استناد به وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق که بعداً وجود آن‌ها اثبات نشد، دست به اقدام نظامی زد. اکنون نیز خطر تکرار همان اشتباه وجود دارد؛ به‌ویژه اگر مقامات سیاسی به‌جای مواجهه صادقانه با داده‌های اطلاعاتی، به دنبال تثبیت روایتی از پیش تعیین‌شده باشند.

در این وضعیت، بررسی واقع‌گرایانه وضعیت برنامه هسته‌ای ایران نیازمند پذیرش امکان بقای توانمندی‌های فنی این کشور پس از حمله است. چنین ارزیابی‌ای مستلزم فروتنی فکری و آمادگی برای پذیرش داده‌هایی است که ممکن است با خواسته‌های سیاسی یا تبلیغاتی هم‌راستا نباشند؛ اما به‌نظر می‌رسد چنین رویکردی در حال حاضر در اولویت نیست، نه برای کاخ سفید و نه برای بسیاری از منتقدان سیاسی و رسانه‌ای آن.

در شرایطی که شواهد قطعی در دست نیست و ارزیابی‌های اطلاعاتی متناقض‌اند، عجله در قضاوت می‌تواند به اشتباهات پرهزینه منجر شود. بهترین تصمیم در این مقطع آن است که هیچ روایت قطعی‌ای را نپذیرفت و منتظر روشن‌شدن کامل شواهد باقی ماند. تنها نتیجه صادقانه‌ای که اکنون می‌توان به آن رسید، این است که؛ هنوز نمی‌دانیم این عملیات چه اثری بر برنامه هسته‌ای ایران داشته و احتمالاً برای مدتی طولانی نیز نخواهیم دانست./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا