امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

راهبرد صلح منطقه‌ای ترامپ شکست خواهد خورد

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «راهبرد صلح منطقه‌ای ترامپ شکست خواهد خورد» نوشته هشام جعفر (Hesham Gaafar)، در میدل ایست آی (Middle East Eye) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که رویکرد دولت ترامپ برای بازسازی غرب‌آسیا از طریق سلطه اسرائیل و فشار نظامی بر ایران، به‌دلیل موانع سیاسی و منطقه‌ای، به صلح پایدار منجر نخواهد شد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


دولت دونالد ترامپ با شعارهای «صلح از طریق قدرت» و «تجارت به‌جای آشوب» در پی بازسازی غرب‌آسیا است. این راهبرد پس از حملات نظامی اخیر به ایران آغاز شد و اگرچه عمل‌گرایانه معرفی می‌شود، اما خطر بی‌ثباتی منطقه را به‌نفع منافع نظامی و اقتصادی آمریکا و اسرائیل به همراه دارد. ترامپ که خود را معامله‌گری ماهر می‌داند، معتقد است حملات نظامی هدفمند اهرمی برای دستاوردهای دیپلماتیک به‌ویژه بازگرداندن ایران به میز مذاکره ایجاد می‌کند. این رویکرد بر نیروی نظامی قاطع اما کوتاه‌مدت تمرکز دارد، از درگیری‌های طولانی اجتناب نموده و مسئولیت ثبات منطقه را به شرکای محلی واگذار می‌کند.

با کاهش اهمیت منابع انرژی غرب‌آسیا برای آمریکا، این منطقه همچنان از نظر راهبردی حیاتی است. سه عامل اصلی اقدامات اخیر ایالات متحده را شکل می‌دهند؛ اتحاد ایدئولوژیک بین دولت‌های راست افراطی آمریکا و اسرائیل، حمایت از سلطه اسرائیل به‌عنوان ابزاری برای ثبات منطقه و منافع مالی شخصی ترامپ و خانواده‌اش که در سفر اخیر او به خلیج‌فارس آشکار بود. هدف فوری جنگ دوازده‌روزه، تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای ایران بود. ترامپ اعلام کرد سایت‌های کلیدی «تخریب» یا «تعطیل» شده‌اند، اما گزارش اطلاعاتی آمریکا نشان داد تنها یکی از سه تأسیسات هدف به‌طور کامل تخریب شده و دو تأسیسات دیگر ظرف چند ماه عملیاتی خواهند شد.

این حملات پویایی قدرت منطقه‌ای را تغییر داد و رویکرد عادی‌سازی روابط بین اسرائیل و کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان و احتمالا عمان، اندونزی، قطر و حتی سوریه را پیش برد. با این ‌حال، جنگ اسرائیل در غزه این تلاش‌ها را محدود کرده است. آتش‌بس و آزادی گروگان‌های اسرائیلی پیش‌نیازهای گسترش عادی‌سازی هستند. آمریکا با استفاده از بمب‌های «سنگرشکن» قدرت خود را به نمایش گذاشت، که هشداری به ایران و رقبایی مانند چین و روسیه بود. اسرائیل نیز خود را قدرتی نظامی و با نفوذ اطلاعاتی در ایران معرفی کرد، اما حملات با تلفات غیرنظامی بالا انتقادات گسترده‌ای را برانگیخت.

اسرائیل با موانع ساختاری و سیاسی برای سلطه پایدار مواجه است. این کشور به حمایت آمریکا وابسته است و مسئله حل‌نشده فلسطین خشم عمومی را برمی‌انگیزد. قدرت‌های منطقه‌ای مانند عربستان، ترکیه و مصر سلطه اسرائیل را نمی‌پذیرند. اراده ایران برای پیگیری برنامه هسته‌ای‌اش کاهش نیافته و حملات اخیر ممکن است آن را تسریع کند. رهبری ایران، به‌ویژه آیت‌الله خامنه‌ای، از موضع ضعف مذاکره نخواهد کرد. خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و کارزار «فشار حداکثری» بی‌اعتمادی ایران را تقویت کرده است. تحلیل‌گران معتقدند حملات اخیر تنها چند ماه تأخیر ایجاد کرده و ایران فعالیت‌های خود را به عمق بیش‌تری منتقل خواهد کرد.

مسئله فلسطین بزرگ‌ترین مانع گسترش توافق‌های آبراهام است. عربستان خواستار تعهد به تشکیل کشور فلسطین است، اما دولت نتانیاهو، تحت تأثیر نیروهای راست افراطی، اولویت را به برتری نظامی می‌دهد. حمله به غزه خشم عمومی اعراب را برانگیخته و عادی‌سازی را پرهزینه کرده است. بدون چشم‌انداز روشن برای غزه و آتش‌بس جامع، سلطه اسرائیل ناپایدار است. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نگران اتهام هم‌دستی با دولتی هستند که به نقض حقوق اعراب متهم است. جنگ طولانی در غزه تصویر جهانی اسرائیل را مخدوش کرده و حتی حمایت متحدان سنتی مانند اتحادیه اروپا را تضعیف نموده، هرچند این اتحادیه اقدامی انجام نداده است.

دکترین امنیت ملی اسرائیل تحت رهبری نتانیاهو، برتری نظامی را تنها ضامن صلح می‌داند، اما «پیروزی‌های» نظامی ادعایی هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگینی برای فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها به همراه دارد. اقدامات نظامی خارجی ممکن است به‌طور موقت حمایت داخلی را تقویت کند، اما تجربه نشان داده مداخلات خارجی معمولاً به جای ثبات، آشوب به‌دنبال دارند. فشارهای منطقه‌ای و داخلی، چالش‌های پیش روی جاه‌طلبی‌های اسرائیل را تشدید کرده‌اند. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس از فروپاشی ایران و پیامدهای آن، مانند بحران انسانی و گسترش تسلیحات هسته‌ای، نگرانند. نتانیاهو به‌دلیل ناکامی در دستیابی به آتش‌بس کامل در غزه یا آزادی همه گروگان‌ها، در داخل با فشار فزاینده‌ای مواجه است.

عربستان از پذیرش جاه‌طلبی‌های اسرائیل خودداری کرده و تأکید دارد که عادی‌سازی باید با تعهد به تشکیل کشور فلسطین همراه باشد. برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ضمن بازنگری رویکرد خود به اسرائیل، این سوال را مطرح می‌کنند که آیا اقدامات دولت یهود ثبات ایجاد می‌کند یا به درگیری دامن می‌زند. بسیاری ترجیح می‌دهند ایران و اسرائیل هر دو تضعیف شوند تا تهدیدی برای حکومت‌هایشان ایجاد نشود. عربستان و امارات با نزدیک‌شدن به ایران، از پیوستن به اتحاد ضدایرانی به رهبری اسرائیل اجتناب می‌کنند. ترکیه نیز سلطه اسرائیل را نمی‌پذیرد و با محکوم‌کردن اقدامات این رژیم در غزه، خود را به‌عنوان میانجی احتمالی در تنش‌های ایران و دولت یهود معرفی می‌کند. کارزار نظامی ترامپ شاید جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران را تضعیف کرده باشد، اما ثبات منطقه‌ای همچنان دور از دسترس است. صلح کنونی بیش‌تر یک آتش‌بس شکننده است تا تغییری پایدار. بدون حل مسئله فلسطین، تثبیت غزه و مدیریت رقابت‌های منطقه‌ای، صلح پایدار غیرممکن است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا