باید به سوریه فرصت داد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «باید به سوریه فرصت داد» نوشته دیوید زایکین (David Zaikin)، در نشریه جروزالم پست (The Jerusalem Post)، منتشر شده است. با بررسی تحولات پس از سقوط بشار اسد، اسرائیل و هم پیمانانش باید با نگاهی واقعگرایانه، از وضعیت سیّال سوریه به مثابه فرصتی راهبردی برای مهار نفوذ ایران و باز طراحی نظم منطقهای بهره بگیرند. در ادامه، خلاصه این یادداشت آمده است.
سقوط بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ رویدادی تکاندهنده بود که پیامدهای آن تازه در حال آشکار شدن است. پس از بیش از یک دهه جنگ داخلی، اشغال خارجی و انسداد ژئوپولیتیکی، سوریه وارد مرحلهای گذار شده است. در چنین شرایطی، اسرائیل و متحدانش باید از هرگونه سکون یا نگاه نوستالژیک پرهیز کرده و دست به بازتنظیم راهبردی بزنند.
پرسش اصلی دیگر بازگشت سوریه به گذشته نیست، بلکه این است که آیا میتوان به آن کمک کرد تا از ویرانههای خود ساختاری بهتر و باثباتتر بسازد یا خیر.
ظهور احمد الشرع، رهبر پیشین جهادی و رئیس دولت انتقالی کنونی سوریه، نشانهای از تغییراتی مهم است. اگرچه او دموکراتی غربی نیست، اما واقعگرایی سیاسی دارد و دریافته است که بقای سوریه به مشروعیت داخلی، بازسازی کشور و تعامل محتاطانه با همسایگان بستگی دارد. اقدامات اولیه او نظیر کاهش محدودیتها بر سازمانهای غیردولتی، آغاز مجدد گفتگوهای اصلاح قانون اساسی و وعده اخراج شبهنظامیان خارجی، حاکی از تمایل شکننده اما واقعی برای تثبیت وضعیت کشور است.
دمشق دیگر پایگاه مستحکمی برای تهران یا مسکو نیست؛ این شهر اکنون ضعیف، متفرق و در معرض نفوذ است و همین وضعیت فرصتی فراهم کرده تا نیروهایی غیر از دشمنان سنتی اسرائیل نیز بتوانند بر آن اثر بگذارند.
رویکرد سنتی اسرائیل در قبال سوریه بر بازدارندگی نظامی و خطوط قرمز استوار بوده، چرا که رژیم اسد به مثابه پل ارتباطی تسلیحاتی با حزبالله و پایگاه عملیاتی نیروهای نیابتی ایران عمل میکرد. اما اکنون با حذف اسد، این معادله نیازمند بازنگری است. گرچه ملاحظات امنیتی اسرائیل همچنان پابرجاست، ابزار تحقق آن باید متناسب با شرایط جدید تغییر کند.
سوریهای که در وضعیتی شکست خورده باقی بماند، تهدیدی بزرگتر از سوریهای است که به تدریج در مسیر باز پیوستن مشروط به نظم منطقهای قرار گیرد. در نبود نهادهای مؤثر، ایران بار دیگر تلاش خواهد کرد نفوذ خود را احیا کند، گروههای افراطی جای خالی حاکمیت را پر خواهند کرد و شبکههای قاچاق به ویژه در زمینه داروی کاپتاگون امنیت مرزهای اردن و اسرائیل را تهدید خواهند کرد.
این یادداشت از سادهانگاری دفاع نمیکند، بلکه از واقعگرایی راهبردی سخن میگوید. اکنون اسرائیل فرصتی دارد تا بر شکلگیری سوریه آینده اثرگذار باشد، نه از طریق کنفرانسهای صلح پرزرق و برق، بلکه با موقعیتیابی سنجیده و آرام.
برخی اقدامات عملی نیز وجود دارد که اسرائیل میتواند مستقیم یا از طریق واسطههایی قابل اعتماد از آن حمایت کند؛ از جمله پشتیبانی از برنامههای بینالمللی تثبیت وضعیت که نخبگان رژیم را دور میزنند، تشویق به کاهش تنش در مناطق مرزی از طریق مجاری آمریکایی یا خلیجی و کمک بی سر و صدا به برنامههای بازسازی که برای مردم سوریه جایگزینی برای وابستگی به ایران فراهم میآورند.
نقش عربستان سعودی نیز تعیینکننده است. عربستان که روز به روز در بازسازی سوریه فعالتر میشود، با در اختیار داشتن اهرمهای اقتصادی، سیاسی و مذهبی، میتواند سوریه را به جای ادامه وابستگی به ایران، به سوی بازگشت به جهان عرب هدایت کند. موفقیت ریاض در این مسیر، برای اسرائیل به معنای همسایهای متوازنتر و کمتر رادیکال در شمال خواهد بود.
اسرائیل نیازی به هماهنگی رسمی ندارد؛ کافی است نشان دهد که سوریهای باثبات، ولو بهواسطه دیپلماسی عربی مدرن، بر سوریهای درگیر بحرانهای دائمی و مداخلات خارجی ارجحیت دارد.
اگر اسرائیل از این روند گذار غفلت کند، به طور پیشفرض مدیریت اوضاع را به تهران واگذار خواهد کرد. این به معنای بازگشت تهدیدهای نامتقارن، شبکههای قاچاق و تشدید تقابل نیابتی در بلندیهای جولان خواهد بود. همچنین فرصتی نادر برای اثرگذاری بر نتیجه یک منازعه پس از پایان درگیری از دست خواهد رفت.
حتی اگر الشرع شکست بخورد، نشانههای اولیه از تلاش برای فاصلهگیری از نفوذ ایران و روسیه گویای خستگی منطقه از اتحادهای پیشین است؛ خستگیای که میتواند به اهرم سیاسی تبدیل شود.
اسرائیل باید همچنان هوشیار، بیتسامح در برابر تهدیدهای امنیتی و محتاط در قبال عادی سازی زودهنگام دیپلماتیک باشد. اما این شکگرایی نباید جای راهبرد را بگیرد.
سوریه امروز کشوری سیال است نه یک دولت شکستخورده و نه هنوز دولتی کارآمد. در خاورمیانه، سیال بودن به معنای فرصت است. به نفع منافع ملی اسرائیل است که در شکلدادن به آینده سوریه نقش ایفا کند؛ از طریق همکاری با کشورهای خلیج فارس، هماهنگی با سیاستگذاران غربی و حفظ بازدارندگی حساب شده در برابر هرگونه تهدید مرزی احتمالی.
در نهایت، خروج از وضعیت سکون گذشته ضروری است. اسد رفته است. منطقه در حال تحول است. گر چه اسرائیل تعهدی به دادن «فرصت دوم» به سوریه ندارد، اما نادیدهگرفتن این فرصت برای خود اسرائیل هزینهساز خواهد بود.
فرصت دادن به سوریه به معنای اعتماد نیست؛ بهمعنای ایجاد اهرم فشار است./ منبع



