چرا دونالد ترامپ در توقف حملات به حوثیها درست عمل کرد
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا دونالد ترامپ در توقف حملات به حوثیها درست عمل کرد» که بهقلم ویل اِی. اسمیت (Will A. Smith)، در مجله نشنال اینترست (National Interest)، منتشر شده است، استدلال میکند که تصمیم توقف عملیات نظامی علیه حوثیهای یمن، بهرغم انتقادات، تصمیمی منطقی بود که از هزینههای بیثمر و ریسکهای فزاینده جلوگیری کرد.
عملیات نظامی آمریکا علیه حوثیهای یمن، موسوم به «عملیات سوارکار خشن» ((Rough Rider) که در اواسط مارس آغاز شد، از ابتدا ناکارآمد و پرهزینه بود. حوثیها پیش از این عملیات، کشتیهای اسرائیلی را هدف قرار میدادند، اما به کشتیهای آمریکایی حملهای نداشتند. پس از صرف حدود یک میلیارد دلار، این وضعیت تغییری نکرد و آتشبس اعلامشده توسط دونالد ترامپ صرفاً وضعیت پیش از عملیات را بازگرداند. این تصمیم هر چند با انتقاداتی مواجه شد، اما از تداوم یک کارزار نظامی بیثمر با هزینههای رو به افزایش و خطر تشدید تنش جلوگیری کرد.
این عملیات از ابتدا غیرضروری و ناکارآمد بود، زیرا حملات حوثیها به کشتیها اختلال اقتصادی محدودی ایجاد کرده بود که نیازی به مداخله نظامی نداشت. شرکتهای کشتیرانی با تغییر مسیر کشتیها به دور آفریقا، بدون افزایش چشمگیر قیمتها برای مصرفکنندگان، بهویژه در آمریکا، با این حملات سازگار شدند. حتی پس از آتشبس، اکثر شرکتهای کشتیرانی اعلام کردند تا پایان جنگ غزه به دریای سرخ بازنمیگردند. عملیات نظامی نیز نتوانست برتری هوایی برقرار کند یا توانایی حوثیها برای حمله به کشتیها یا اسرائیل را بهطور معناداری کاهش دهد. گزارشهای اطلاعاتی نشان داد که حوثیها قادر به بازسازی سریع توان خود هستند و حتی پس از آتشبس، همچنان «قابلیتهای قابلتوجهی» دارند.
حوثیها سالها در برابر حملات ائتلاف عربستان مقاومت کرده و روشهایی برای پراکندهسازی، حفاظت و جایگزینی تسلیحات خود توسعه دادهاند. تلاش برای حذف رهبران ارشد حوثیها نیز بارها ناکام مانده بود. بنابراین، صرفنظر از مدتزمان یا شدت حملات هوایی، توانایی حوثیها برای تهدید کشتیرانی منطقهای از طریق حملات هوایی قابل حذف نبود. این عملیات منابع و توجه آمریکا را به منطقهای معطوف کرد که دولتهای اخیر، از جمله دولت ترامپ، قصد کاهش حضور در آن را داشتند. استفاده از موشکهای گرانقیمت برای نابودی پهپادهای ارزانقیمت حوثیها، فشار زیادی بر پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا وارد کرد و استقرار ناوهای هواپیمابر و سامانههای دفاع هوایی پاتریوت، آمادگی نظامی آمریکا در منطقه هند-آرام را تضعیف کرد.
خطر گسترش دامنه عملیات و تشدید تنش با حوثیها و ایران نیز نگرانی جدی ایجاد کرده بود. پیشنهادهایی برای عملیات طولانیمدت، از جمله ترورهای هدفمند مشابه عملیات اسرائیل علیه حزبالله، مطرح شده بود. برخی مقامات حتی حمایت از نیروهای یمنی ضدحوثی را در نظر داشتند که میتوانست به درگیری گستردهتر منجر شود. نزدیک شدن حوثیها به هدف قرار دادن پرسنل نظامی آمریکا و تهدیدات علیه ایران به دلیل حمایت از حوثیها، خطر درگیری با ایران را افزایش داد و مذاکرات هستهای را در مقطعی حساس به خطر انداخت. این ریسکها یکی از عوامل کلیدی در فشار برای برقراری آتشبس بود.
با ادامه حملات حوثیها به اسرائیل و دوری کشتیها از دریای سرخ، فشارها برای ازسرگیری حملات نظامی افزایش یافته است. آتشبس کنونی شامل اسرائیل نمیشود و برخی، از جمله سناتورهایی مانند ریک اسکات و لیندسی گراهام، خواستار اقدامات سختتر علیه حوثیها و حتی ایران شدهاند. خود ترامپ نیز تهدید کرده است که در صورت حمله حوثیها به کشتیهای آمریکایی، حملات را از سر خواهد گرفت. با این حال، راهحل پایدار برای توقف حملات حوثیها، نه ازسرگیری کارزار نظامی، بلکه دستیابی به آتشبس در غزه است. حوثیها اعلام کردهاند که حملاتشان برای فشار بر اسرائیل جهت توقف جنگ غزه است و در ژانویه، طی یک آتشبس در غزه، حملات خود را متوقف کردند. با تشدید عملیات اسرائیل در غزه، احتمال ازسرگیری حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ افزایش یافته است. پایان جنگ غزه که به نفع منافع آمریکا نیز هست، بهترین فرصت برای توقف اقدامات حوثیهاست.
تصمیم برای توقف عملیات، هرچند نمیتواند خطای اولیه آغاز این کارزار را جبران کند، اما نشاندهنده تشخیص درست ناکارآمدی آن و تغییر مسیر بود. این اقدام از تداوم تفکر مبتنی بر هزینههای هدررفته، نگرانیهای غیرواقعی درباره «اعتبار» و ترس از واکنشهای سیاسی جلوگیری کرد. اکنون، مقاومت در برابر فشارها برای بازگشت به این کارزار بیثمر، برای حفظ منابع و جلوگیری از تشدید تنش ضروری است. منبع



