خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

چرا برخی از «متحدان» مسلمان ترامپ، بیشتر از اینکه از خود ایران بترسند، نگران از دست‌دادن این کشور هستند؟

مخالفت برخی متحدان عرب آمریکا با اقدام نظامی علیه ایران، ناشی از ترس از بی‌ثباتی نیست، بلکه از ترس افشای دورویی ایدئولوژیک خودشان است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا برخی از «متحدان» مسلمان ترامپ، بیشتر از اینکه از خود ایران بترسند، نگران از دست‌دادن این کشور هستند؟» به قلم پیر رِهوف (Pierre Rehov) در موسسه گیت‌استون  (Gatestone Institute) منتشر شده است. این یادداشت این فرضیه را مطرح می‌کند که مقاومت متحدان خاصی از آمریکا، به‌ویژه قطر و ترکیه، در برابر رویارویی قاطع با ایران، ناشی از این ترس است که فروپاشی ایران، حمایت دوگانه آن‌ها از شبکه‌های تروریستی اسلام‌گرا را افشا کرده و ابهام راهبردی‌شان را تضعیف کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

اینکه متحدان عرب خلیج ‌فارس دونالد ترامپ با حمله آمریکا به ایران مخالفند، در ظاهر ممکن است معتبر به نظر برسد، اما یک واقعیت عمیق‌تر و ناراحت‌کننده‌تر وجود دارد. برای چندین حکومت از این دست، خطر واقعی فروپاشی ایران نیست، بلکه افشاگری ایدئولوژیکی است که می‌تواند به دنبال یک اقدام قاطع آمریکا رخ دهد.

یک رویارویی جدی با ایران، نه‌تنها توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر می‌دهد، بلکه تعدادی از کشورهای عربی را مجبور می‌کند مواضعی را که برای دهه‌ها برای مبهم نگه داشتنشان جنگیده‌اند، روشن کنند. ایران از سال ۱۹۷۹، هسته ایدئولوژیک و عملیاتی جنگ‌افروزی اسلام‌گرایان مدرن در غرب آسیا بوده است. این کشور سازمان‌های نیابتی را با هدف صریح تضعیف نفوذ غرب مسلح کرده، تأمین مالی کرده و آموزش داده است.

سیاست ترامپ در قبال ایران، که ترکیبی از فشار اقتصادی و بازدارندگی نظامی بوده، نه‌تنها حکومت ایران، بلکه برخی از متحدان منطقه‌ای واشنگتن را نیز که به بازی دادن واشنگتن عادت کرده‌اند، متزلزل کرده است. یک رویارویی قاطع با ایران ممکن است دورویی را که کشورهایی مانند قطر و ترکیه برای دهه‌ها با دقت پرورش داده‌اند، درهم بشکند. قطر خود را به‌عنوان یک میانجی بی‌طرف معرفی می‌کند، درحالی‌که در عمل، برای سال‌ها به تقریباً تمام گروه‌های تروریستی اسلامی پناهگاه، کانال‌های مالی و مشروعیت سیاسی داده است.

شبکه رسانه‌ای دولتی قطر، الجزیره، به‌طور مداوم روایت‌های اسلام‌گرایانه را تقویت، اسرائیل را اهریمنی و دولت‌های میانه‌روی عربی را تضعیف می‌کند. نبود یک طعمه غایب برای انحراف توجه، مانند حکومت ایران، می‌تواند نظارت‌ها را بیش از پیش به سمت قطر معطوف کند.

همچنین ترکیه تحت ریاست‌جمهوری رجب طیب اردوغان که مرتباً از لفاظی‌های جهادی و ضداسرائیلی استفاده می‌کند، میراث سکولار آتاتورک را به نفع اهداف آشکارا اسلام‌گرایانه و نئوعثمانی کنار گذاشته است. ترکیه میزبان عوامل حماس است و پوشش سیاسی برای اهداف اسلام‌گرایانه فراهم می‌کند. درحالی‌که ترکیه در عرصه‌های خاصی با ایران رقابت می‌کند، از نقش ایران به‌عنوان یک عامل برهم‌زننده منطقه‌ای که توجه را از جاه‌طلبی‌های نئوعثمانی خود اردوغان منحرف می‌کند، نیز سود می‌برد.

تضعیف جدی ایران، با حذف این طعمه انحرافی، دستور کار منطقه‌ای گسترده‌تر ترکیه در سوریه و غزه را با وضوح بیشتری افشا خواهد کرد. در مقابل، امارات متحده عربی تحت رهبری شیخ محمد بن زاید آل نهیان، نمونه‌ای الهام‌بخش از ثبات مبتنی بر همکاری به‌جای جنگ ایدئولوژیک ارائه داده است. وضوح استراتژیک بن زاید در تضاد کامل با دورویی دیگر کشورهای خلیج‌فارس قرار دارد. این ادعا که اسرائیل تهدید بزرگ‌تری برای ثبات منطقه نسبت به ایران است، واقعیت را معکوس می‌کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا