امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

آمریکا و اسرائیل چگونه فرصت حمله به ایران را مهندسی کردند؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آمریکا و اسرائیل چگونه فرصت حمله به ایران را مهندسی کردند؟» نوشته‌ چارلز همیلتون (Charles Hamilton) و منتشرشده در ریل‌کلیر‌دیفنس (RealClearDefense)، به تحلیل راهبردی حمله هماهنگ آمریکا به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران می‌پردازد. مقاله، این عملیات را حاصل تلاقی بی‌سابقه‌ ضعف دفاعی، ناتوانی تلافی‌جویانه و بحران فرماندهی در ایران می‌داند و آن را نقطه اوج دو دهه برنامه‌ریزی نظامی ایالات متحده ارزیابی می‌کند. در ادامه، بهره سخن این مطلب را می‌خوانید.


در بیش از دو دهه، ایالات متحده از تمام ابزارهای ممکن، به‌جز اقدام مستقیم نظامی، برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای استفاده کرده است؛ ابزارهایی همچون تحریم‌ها، خرابکاری، حملات سایبری و مذاکرات دیپلماتیک. با وجود این تلاش‌ها، جمهوری اسلامی ایران مسیر پیشرفت هسته‌ای خود را ادامه داده است. چهار دولت مختلف آمریکا از جمله دولت ترامپ در سال ۲۰۱۹، سناریوهای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را بررسی کرده‌اند اما در نهایت به دلیل خطرات گسترده‌ای که چنین اقدامی می‌توانست به همراه داشته باشد، از اجرای آن خودداری کرده‌اند.

حاکمیت ایران در منطقه بر سه پایه استوار است: شبه‌نظامیان، موشک و بازدارندگی هسته‌ای. ایران از طریق شبکه‌ای از گروه‌های متحد، همچون عصائب اهل‌الحق، سازمان بدر و کتائب حزب‌الله، اقدامات نظامی را در سراسر غرب‌آسیا سازماندهی و تأمین می‌کند. این گروه‌ها مستقیماً تحت حمایت مالی و تسلیحاتی ایران فعالیت می‌کنند. در سوی دیگر، حوثی‌ها در یمن به‌طور مستقل‌تری عمل می‌کنند و به‌عنوان نیرویی هم‌پیمان و نه کاملاً وابسته با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری دارند. دومین پایه قدرت منطقه‌ای ایران، توانایی موشکی گسترده آن است که پس از جنگ ایران و عراق، به‌عنوان جایگزین قدرت دریایی تضعیف‌شده‌ ایران در دریای سرخ توسعه یافته است. سومین پایه، ظرفیت فنی هسته‌ای است که نقش بازدارنده در برابر تهدیدات اسرائیل، عربستان و ایالات متحده ایفا می‌کند. با تضعیف دو رکن نخست، حمله اخیر می‌تواند ضربه نهایی به توانمندی‌های تهدیدآمیز ایران در منطقه تلقی شود.

حمله هماهنگ روز شنبه به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، حاصل یکی از طولانی‌ترین و دقیق‌ترین طرح‌های نظامی چند دهه اخیر بود. این تصمیم ناگهانی یا ناشی از شتاب‌زدگی نبود، بلکه نتیجه فراهم‌آمدن مجموعه‌ای از شرایط بی‌سابقه بود که شاید دیگر برای سال‌ها تکرار نشوند. برای درک اهمیت این لحظه خاص، باید سه عامل کلیدی که همواره اجرای چنین حملاتی را پرمخاطره کرده بودند، بررسی شوند.

اولین عامل تعیین‌کننده، تضعیف پدافند هوایی ایران بود. در هفته‌های اخیر، حملات دقیق اسرائیل سیستم‌های راداری و سامانه‌های موشکی پدافندی ایران را تا حد زیادی از کار انداخته بود. این امر باعث ایجاد گذرگاه‌هایی در آسمان ایران شد که نیروهای آمریکایی توانستند بدون مواجهه با آتش دشمن از آن عبور کنند. وزارت دفاع ایالات متحده تأیید کرد که هیچ‌یک از هواپیماهای آمریکایی در جریان عملیات هدف حمله قرار نگرفتند؛ نتیجه‌ مستقیم تضعیف پیشینی زیرساخت‌های دفاعی ایران توسط اسرائیل.

دومین عامل، کاهش شدید توان ایران برای پاسخ‌گویی به حمله بود. در ماه گذشته، حملات اسرائیل بخش زیادی از زرادخانه موشک‌های بالستیک ایران را نابود کرده و شبکه‌های متحد جمهوری اسلامی در سراسر منطقه را به‌شدت تضعیف کرده بود. گروه‌هایی چون حزب‌الله لبنان، حماس در غزه و حوثی‌ها در یمن که ابزار اصلی جنگ نامتقارن ایران به‌شمار می‌رفتند، اکنون در پایین‌ترین سطح توان عملیاتی خود قرار دارند. این تضعیف راهبرد «حلقه آتش» ایران، یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده پیشین برای حمله مستقیم را خنثی کرده بود، چرا که نگرانی از یک پاسخ منطقه‌ای هماهنگ به‌شدت کاهش یافته بود.

سومین عامل، بحران فرماندهی در ساختار نظامی ایران بود. شبکه‌های ارتباطی سپاه پاسداران به‌شدت آسیب دیده و فرماندهان ارشد این نهاد ناچار به استفاده از واسطه‌ها برای انتقال پیام‌ها شده بودند. رهبری عالی ایران نیز بنا بر گزارش‌ها در پناهگاه و در انزوا قرار داشت. این اختلال در فرماندهی و ارتباطات بدان معنا بود که حتی در صورت وجود امکانات نظامی یا گروه‌های متحد، هماهنگی و اجرای یک پاسخ منسجم در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نبود.

بمب‌های GBU-57/B که برای انهدام تأسیسات عمقی مثل فردو به کار رفتند، از سال ۲۰۰۴ توسط نیروی هوایی آمریکا و به‌طور خاص برای چنین مأموریتی طراحی شده بودند. این مهمات ۳۰ هزار پوندی تنها تسلیحاتی هستند که توان نفوذ در لایه‌های ضخیم بتون و سنگ محافظ تأسیسات هسته‌ای ایران را دارند. عملیات روز شنبه، نخستین استفاده رزمی از این بمب‌ها بود که توسط بمب‌افکن‌های پنهان‌کار بی-۲ انجام شد. فرماندهان نظامی آمریکا این عملیات را یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های نظامی تاریخ خواندند. موفقیت در نفوذ به تأسیسات فردو که بسیاری آن را غیرقابل نفوذ می‌دانستند، نشان‌دهنده اثربخشی برنامه‌ریزی و توسعه فناوری در بیست سال گذشته بود.

با این حال، این پنجره فرصت کوتاه‌مدت است. سامانه‌های پدافندی ایران بازسازی خواهند شد، شبکه‌های نیابتی مجدداً تجهیز می‌شوند و ساختار فرماندهی سپاه با شرایط جدید سازگار خواهد شد. همچنین، خود برنامه هسته‌ای ایران نیز در حال تحول است؛ هر ماه تأخیر می‌تواند به پراکندگی ذخایر اورانیوم، مقاوم‌سازی تأسیسات بیش‌تر و گام‌هایی به سوی تسلیحاتی‌شدن منجر شود. پیشرفت‌های فناورانه‌ای که به طراحی GBU-57/B کمک کرده‌اند، می‌توانند در بلندمدت به نفع دفاع ایران نیز به‌کار گرفته شوند.

تصمیم برای اجرای حمله نظامی در این مقطع زمانی، در چارچوب راهبردی اتخاذ شد که ایجاد شرایط بهینه را بر اقدام شتاب‌زده ترجیح می‌داد. با حمایت از عملیات‌های اسرائیل در تضعیف ظرفیت‌های ایران، در حالی‌که تهدید مستقیم مداخله نظامی آمریکا به‌صورت دائمی حفظ می‌شد، بستری فراهم شد که در نهایت امکان اجرای موفق عملیات را فراهم آورد. حتی اظهارات عمومی رئیس‌جمهور پیش از حمله که برخی مقامات نظامی آن را تهدیدی برای امنیت عملیاتی تلقی کرده بودند، می‌تواند نقش راهبردی ایفا کرده باشد. این سخنان موجب شد ایران مجبور به پراکندن سامانه‌های دفاعی خود در سطحی گسترده شود و نتواند جهت و زمان دقیق حمله را پیش‌بینی کند.

با وجود موفقیت چشم‌گیر در انهدام بخش بزرگی از زیرساخت‌های هسته‌ای شناخته‌شده ایران، پرسش‌هایی درباره ذخایر اورانیوم نزدیک به سطح تسلیحاتی و نیت‌های آینده جمهوری اسلامی همچنان باقی‌ است. همچنین، اظهارات بعدی رئیس‌جمهور در رسانه‌های اجتماعی که از لزوم «تغییر حکومت» سخن می‌گوید، نشان می‌دهد که این عملیات ممکن است صرفاً آغازی بر یک کمپین گسترده‌تر باشد، نه یک اقدام یک‌باره.

در نهایت، موفقیت این عملیات نه تنها بر اساس میزان تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، بلکه با واکنش‌های آینده تهران سنجیده خواهد شد. اگر ایران تصمیم به بازسازی و ادامه مسیر هسته‌ای بگیرد، تکرار چنین حمله‌ای با همان موفقیت دشوار خواهد بود؛ اما اگر به مسیر مذاکره و خلع سلاح بازگردد، این حمله به‌عنوان نقطه عطفی در سیاست مهار ایران در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا