فساد آمریکا را فرا گرفته و سدها در حال فروپاشیاند
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «فساد آمریکا را فرا گرفته و سدها در حال فروپاشیاند» که بهقلم بن رودز (Ben Rhodes) در روزنامه نیویورک تایمز (Newyork Times) منتشر شده است، استدلال میکند که دونالد ترامپ با شخصیسازی قدرت و کسب سودهای کلان از آن، نظام سیاسی آمریکا را بهسمت فساد عمیق سوق داده و شبیه رهبران اقتدارگرایی مانند پوتین و اوربان عمل میکند و در نهایت این روند ثبات کشور و جایگاه جهانی آن را تهدید میکند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
دونالد ترامپ که از کمپین انتخاباتی ۲۰۲۴ بهبعد، ثروتش را بیش از دو برابر کرده، نظام سیاسی آمریکا را به سمت فسادی عمیق میبرد. میلیاردها دلار خارجی به املاک و سرمایهگذاریهای رمزارز خانوادهاش سرازیر شده و قطر هواپیمایی مجلل برای استفاده او تأمین کرده است. این فراتر از خودمحوری دوره اول ترامپ است؛ آمریکا در خطر تبدیل شدن به کشوری با یک «رهبر قوی» فاسد است که قدرت را شخصی و سودآور کرده است.
به ولادیمیر پوتین در روسیه بنگرید که رسانهها را به متحدانش سپرد، منابع طبیعی و قراردادهای پرسود را به نزدیکانش داد و با الحاق کریمه در ۲۰۱۴، هم محبوبیتش را افزایش داد و هم به ثروت نزدیکانش مانند آرکادی روتنبرگ که قراردادی ۳ میلیارد دلاری برای پل کریمه گرفت، افزود. فساد، قدرت پوتین را تثبیت کرد و قدرت، فساد بیشتر را ممکن ساخت. ویکتور اوربان در مجارستان که مورد علاقه جناح MAGA است، در مقیاسی کوچکتر همین مسیر را پیش گرفت؛ مخالفان را به حاشیه راند و نزدیکانش، از جمله دامادش، ثروتمند شدند. اعضای خانواده و نزدیکان در نقش واسطههای غیررسمی، خارج از نظارت دولتی عمل میکنند.
ساندور لدرر، فعال ضدفساد مجارستانی، تجربهای مشابه در آمریکا میبیند: دستگاه قضایی تحت کنترل وفاداران رهبر حکومت، تضعیف نظارتها، و فرسایش اخلاقی. اوربان با حمله به منتقدان، بیتفاوتی عمومی را تقویت کرد؛ مردم سیاست را مانند سریال تماشا میکنند، بدون احساس تأثیرگذاری. لدرر فساد را به رودی تشبیه میکند که به سد فشار میآورد. وقتی سد میشکند، جریان شما را میبرد و بازسازی آن دیر است، زیرا قوانین و انتظارات فروپاشیدهاند. این به رهبرانی مانند ترامپ و اوربان اجازه میدهد ادعا کنند نظام پیشین فاسد بود و مخالفان ناتوان یا بیخبر بودند.
ترامپ از اوربان و پوتین فراتر رفته، زیرا قدرت اقتصادی، فناوری، و نظامی بینظیر آمریکا را در دست دارد. او با تعرفههای جهانی، این قدرت را شخصی کرده است. در «روز رهایی»، تعرفه ۴۶ درصدی بر ویتنام اعلام کرد، سپس آن را ۹۰ روز معلق نمود. دولت ویتنام فوراً قرارداد ۱.۵ میلیارد دلاری برای مجموعه گلف ترامپ را تصویب کرد که ابهام درباره ارتباط آن با تعرفهها، خود هدف است. این عدم شفافیت، کشورها را به حدسوگمان درباره جلب رضایت ترامپ وامیدارد. اما آمریکاییها زیان میبینند؛ تعرفهها قیمتها را بالا میبرند، بیثباتی تجاری ایجاد میکنند، و کشورها ممکن است به سمت چین متمایل شوند.
در فناوری، ترامپ محدودیتهای صادرات نیمهرساناها و هوش مصنوعی به امارات و عربستان را لغو کرد. آیا این تصمیم سیاستی بود یا به سرمایهگذاری ۲ میلیارد دلاری امارات در رمزارز ترامپ مرتبط است؟ نبود برنامهریزی برای هوش مصنوعی، خطر جابجایی شغلی و تهدیدات امنیتی -از جرایم سایبری گرفته تا سلاحهای جدید- را افزایش میدهد. ترامپ با کاهش نظارت و شخصیسازی تصمیمات، قدرت و سود را متمرکز کرده است. قانون مصوب مجلس که ایالتها را از تنظیم هوش مصنوعی برای ۱۰ سال منع میکند، این روند را تشدید میکند.
جهانبینی ترامپ مبتنی بر معامله است؛ قوانین اهمیتی ندارند، و نهادها به منطق سود تسلیم شدهاند. اگر بازار رمزارز حباب ایجاد کند، آیا ترامپ منافع خانوادهاش را بر ثبات مالی جهانی ترجیح میدهد؟ اگر عدالت گزینشی شود، جرم یقهسفیدها افزایش مییابد؟ اگر قانون منع فساد خارجی اجرا نشود، رشوه عادی میشود؟ کشورهایی مانند روسیه و ونزوئلا ممکن است با وعده قرارداد، تحریمها را دور بزنند. قرارداد رمزارز پاکستان با خانواده ترامپ، نگرانیهایی در هند ایجاد کرده که میانجیگری آمریکا را زیر سؤال میبرد.
ارتش با بودجه یک تریلیون دلاری ترامپ نیز در معرض فساد است. با وفاداری پیت هگست، وزیر دفاع، قراردادهای نظامی ممکن است بر اساس منافع شخصی بسته شوند. وسواس ترامپ با گسترش قلمرو، مانند گرینلند، میتواند ناتو را مختل کند، اما منابع معدنی و نفت آن، مانند کریمه برای پوتین، سودآور است. دموکراتها باید نشان دهند چگونه تعرفهها، بیثباتی هوش مصنوعی و معاملهمحوری زندگی مردم را بدتر میکند. قانون «بزرگ و زیبا»ی ترامپ، با کاهش مدیکید و کمک غذایی، نابرابری را تشدید میکند و بدهی ملی را ۲ تریلیون دلار افزایش میدهد.
لدر مجارستانی پیشنهاد میکند که بهجای بازسازی سد شکسته، در پاییندست سدی جدید باید ساخت. دموکراتها باید در ایالتها و شهرها، نفوذ منافع خاص را کاهش دهند و خلاء دولت فدرال را پر کنند. در سطح ملی، باید با قطع وابستگی به اهداکنندگان ثروتمند، شفافیت و پاسخگویی را تقویت کنند. دموکراتها باید با افشای همدستان ترامپ، مردم را به مشارکت تشویق کنند. فساد ترامپ بیسابقه است، اما تاریخ -مانند عصر طلایی قرن نوزدهم- نشان میدهد پوپولیسم و اصلاحات مترقی میتوانند پاسخ باشند. بدون بسیج مردمی، دموکراسی آمریکا در خطر است. /منبع



