چگونه ترامپ نظام دموکراسی آمریکا را به نفع خود تغییر داد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چگونه ترامپ نظام دموکراسی آمریکا را به نفع خود تغییر داد» منتشرشده در نیویورک تایمز (The New York Times)، به بررسی گسترده سازوکارهای بهرهبرداری مالی شخصی و تضعیف نهادهای دموکراتیک در دولت دوم دونالد ترامپ میپردازد. این مقاله نشان میدهد چگونه سیاستها و اقدامات ترامپ منجر به شکلگیری فرهنگی سازمانیافته از فساد شده است که تأثیرات عمیقی بر ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آمریکا دارد. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در دولت دوم دونالد ترامپ، یک فرهنگ گسترده فساد به وجود آمده است که در آن افرادی که به ترامپ و خانوادهاش سود مالی میرسانند، با رفتارهای مطلوب و معافیتهای قانونی روبرو میشوند. یکی از نمونههای برجسته این فساد، حوزه رمزارزها است که ترامپ و خانوادهاش مستقیماً از فروش رمزارزهای مرتبط با خود درآمد قابل توجهی کسب میکنند و حتی با وجود افت قیمتها، از کارمزدهای فروش آینده سود میبرند. این در حالی است که چند سال پیش ترامپ نسبت به رمزارزها بسیار بدبین بود و آنها را خطرناک میدانست، اما اکنون این نگرانیها کنار رفته و تحقیقات و اقدامات قضایی مرتبط با رمزارزها در دولتش متوقف شدهاند.
خودترامپ و خانوادهاش راههای مختلفی برای بهرهبرداری مالی ایجاد کردهاند و سیاستهای دولتی نیز به گونهای تغییر یافته که به نفع آنهایی باشد که به آنها کمک مالی میکنند. نمونههایی از این روابط مالی و تجاری در سطح بینالمللی نیز وجود دارد؛ پروژههای ساختوساز و هتلهای خانواده ترامپ در کشورهای قطر، عربستان، عمان و امارات و نیز روابط نزدیک و تسهیلات ویژه در این کشورها از جمله مواردی است که نشاندهنده تداخل منافع خصوصی و عمومی است. مثلاً قرارداد ساخت زمین گلف و ویلاهای کنار دریا با دولت قطر که میلیونها دلار درآمد برای ترامپ دارد و اهدا کردن یک هواپیمای گرانقیمت به عنوان هدیه، نمونههای بارز این رابطه ویژه هستند.
در دولت اول ترامپ نیز رفتارهایی مانند برگزاری رویدادهای دولتی در هتلهای شخصی و ادامه کسبوکارهای خانوادگی با طرفهای خارجی مشاهده شده بود، اما این اقدامات اکنون به صورت گستردهتر و سازمانیافتهتر در دولت دوم دنبال میشود. همچنین اعضای خانواده ترامپ مانند دونالد ترامپ جونیور باشگاه خصوصیای راهاندازی کردهاند که عضویت در آن نیم میلیون دلار هزینه دارد و اعضای آن افرادی مانند برادران وینکلووس هستند که شرکت رمزارزیشان مورد شکایت کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا قرار داشت اما این شکایت توسط دولت ترامپ متوقف شد.
در حوزه سیاست خارجی نیز مواردی مانند تسهیل پروژههای ساخت زمین گلف و ساختمانهای تجاری در ویتنام که با دستور شخصی ترامپ با سرعت بیشتری پیش میرود و نیز صدور مجوزهای مشکوک برای پروژه هتل بینالمللی ترامپ در بلگراد که با استفاده از اسناد جعلی انجام شده، نشان میدهد که منافع شخصی بر تصمیمات دولتی اولویت دارد. از سوی دیگر، ترامپ در مسائل مربوط به لیگهای گلف نیز مداخله میکند و این مداخلات مالیاتی و سیاسی به نفع خانواده ترامپ است.
پشتیبانی مالی از ترامپ و خانوادهاش با پرداخت مبالغ گزاف برای عضویت در باشگاهها، کمکهای مالی کلان به کمیته افتتاحیه ریاست جمهوری و حتی پرداخت برای مستندهای شخصی مانند فیلم درباره ملانیا ترامپ، ارتباط مستقیم با دریافت امتیازات ویژه دولتی دارد. همچنین بخشودگیهای سیاسی متعدد به افرادی که به ترامپ یا حامیانش کمک مالی یا سیاسی کردهاند، مشهود است. مثلاً فردی که در ازای پرداخت یک میلیون دلار به کمپین مالی ترامپ، فرزندش توسط ترامپ بخشوده شده است.
در زمینه حقوقی، شکایتهای ترامپ علیه شرکتهای بزرگ رسانهای، از جمله CBS و ABC که برخی از آنها به مبالغ چند میلیون دلار به توافق رسیدهاند، نمونه دیگری از استفاده ابزاری از قدرت است تا علاوه بر کسب درآمد، فشار سیاسی بر رسانهها وارد شود.
این فرهنگ فساد باعث تضعیف اعتماد عمومی به دولت و دموکراسی میشود، زیرا قدرت دولت به جای اینکه در خدمت مردم باشد، ابزاری برای منافع شخصی ترامپ و خانوادهاش شده است. همچنین اعتبار بینالمللی آمریکا به عنوان کشوری که حاکمیت قانون در آن بر اقتصاد و بازارهای مالی تأثیر مثبت دارد، آسیب دیده است. این وضعیت به مرور زمان به کاهش رشد اقتصادی و توقف بهبود سطح زندگی مردم منجر خواهد شد و دیگر سیاستمداران را نیز به تقلید از این رفتارها ترغیب میکند.
از آنجا که نهادهای قضایی و نظارتی تحت کنترل دولت ترامپ هستند و تحقیقات و پیگیریهای قانونی علیه وی یا نزدیکانش انجام نمیشود، راهکارهای حقوقی محدود است. تنها امید برای مقابله با این فرهنگ فساد، افزایش آگاهی عمومی و اعمال فشار سیاسی از سوی نمایندگان مجلس است که تاکنون به طور عمده نسبت به این موضوع سکوت کردهاند یا کمتوجه بودهاند. برخی نمایندگان جمهوریخواه و شخصیتهای سیاسی مستقل نگرانیهایی ابراز کردهاند، اما اکثریت همچنان تمایل چندانی به برخورد با این مسائل نشان ندادهاند.
تاکید شده که اگر مردم و سیاستمداران این وضعیت را عادیسازی کنند، فساد و منافع شخصی به شکل یک هنجار سیاسی درآمده و در نهایت به زیان ساختار دولت، جامعه و اقتصاد کشور خواهد بود. روندی که آمریکا را به کشوری با فساد نهادینه و آسیبدیده از حیث اخلاقی و اقتصادی تبدیل میکند./ منبع



