آمریکاامنیت و دفاعخارجی

تحلیلی بر حمله آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو

حمله ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ به ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو چه پیامدهایی برای آمریکا، منطقه و جهان دارد؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «تحلیلی بر حمله آمریکا به ونزوئلا و بازداشت مادورو» به قلم کریستوفر ساباتینی (Christopher Sabatini) و برونوِن مدوکس (Bronwen Maddox)  در اندیشکده چتم‌ هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این مقاله به بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی و بین‌المللی اقدام نظامی ایالات متحده در سوم ژانویه ۲۰۲۶ و سرنگونی دولت نیکلاس مادورو می‌پردازد و استدلال می‌کند که این حرکت فراتر از یک تغییر حکومت ساده، آغازگر فصلی نوین از بی‌ثباتی در نیم‌کره غربی و چالش برای متحدان و رقبای واشنگتن است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

در روز شنبه ۳ ژانویه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ با اعلام حمله گسترده نظامی به ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو، شوک بزرگی به جامعه جهانی وارد کرد. پاملا باندی، دادستان کل آمریکا، با تأیید اتهامات مرتبط با قاچاق مواد مخدر علیه مادورو و همسرش، آن‌ها را برای محاکمه به خاک آمریکا منتقل کرد. ترامپ صراحتاً اعلام کرد که ایالات متحده تا زمان برقراری یک انتقال قدرت ایمن، اداره ونزوئلا را بر عهده خواهد گرفت. این عملیات که تحت نظارت تیمی متشکل از مارکو روبیو، پیت هگست و استیون میلر انجام می‌شود، عملاً ایالات متحده را به قدرت حاکم در این کشور تبدیل کرده است؛ نقشی که یادآور اشتباهات تاریخی در عراق و افغانستان است و خطر گرفتارشدن در یک «جنگ ابدی» دیگر را به‌همراه دارد.

کارشناسان معتقدند این اقدام اگرچه به بهانه مبارزه با مواد مخدر انجام شده، اما انگیزه‌های تجاری و کنترل منابع نفتی ونزوئلا در آن برجسته است. از منظر حقوق بین‌الملل، پروفسور مارک ولر تأکید می‌کند که توسل به زور به‌عنوان ابزار سیاست ملی ممنوع است و هیچ‌یک از شرایط دفاع مشروع یا حکم شورای امنیت در این پرونده صادق نیست. حتی دکترین «مداخله دموکراتیک» نیز نمی‌تواند توجیه‌گر این حمله باشد، چرا که ابهامات انتخاباتی سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ مجوزی برای حمله نظامی بین‌المللی صادر نمی‌کند. با این حال، دادگاه‌های آمریکا طبق دکترین «کر-فریزبی» بدون توجه به نحوه بازداشت متهم، محاکمه را پیش خواهند برد؛ مشابه آنچه در سال ۱۹۸۹ برای مانوئل نوریگا در پاناما رخ داد.

پیامدهای بین‌المللی این اقدام بسیار گسترده است. در حالی که رقبایی مانند روسیه و چین از این رفتار برای توجیه اقدامات خود در اوکراین و تایوان استفاده خواهند کرد، متحدانی مانند انگلیس در میان دوراهی اخلاقی و تاکتیکی گرفتار شده‌اند. راهبرد امنیت ملی جدید ترامپ که بر کنترل «نیم‌کره غربی» تأکید دارد، کشورهایی نظیر کانادا، پاناما و گرینلند را نیز نگران کرده است. در داخل آمریکا نیز شکافی میان حامیان جنبش ماگا (MAGA) ایجاد شده است؛ برخی مانند هگست این عملیات را مصداق «صلح از طریق قدرت» می‌دانند و برخی دیگر مانند مارجوری تیلور گرین، ترامپ را به‌دلیل تداوم جنگ‌های خارجی و خیانت به شعارهای اولیه خود سرزنش می‌کنند.

در نهایت، مدیریت ونزوئلا چالش‌برانگیزتر و هزینه‌برتر از تصور دولت ترامپ خواهد بود. نبود حضور دیپلماتیک آمریکا در کاراکاس از سال ۲۰۱۹، خلأ قدرت در ساختار سیاسی ونزوئلا و تقسیمات احتمالی میان شاخه‌های نظامی و غیرنظامی وفادار به مادورو، کار را برای حاکمان دوفاکتوی آمریکایی دشوار می‌کند. ترامپ اکنون مالک تمام پیامدهای بعدی در ونزوئلا است و شکست در مدیریت این گذار می‌تواند نه‌تنها یک بحران منطقه‌ای، بلکه یک بحران سیاسی داخلی برای او ایجاد کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا