نیروهای مسلح آینده
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «نیروهای مسلح آینده» که بهقلم مایکل فرومن (Michael Froman) در اندیشکده شورای روابط خارجی (CFR) منتشر شده است، به تحولات ساختاری و فناورانه در نیروهای مسلح ایالات متحده میپردازد و چالشهای بودجهای، صنعتی و انسانی آن را در مواجهه با تهدیدات نوظهور همچون چین تحلیل میکند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
نشست مهم و کمسابقه با حضور فرماندهان شش نیروی اصلی نظامی ایالات متحده، برخلاف جلسات محرمانه پنتاگون، در فضای عمومی و بدون طبقهبندی امنیتی برگزار شد تا تصویری از تحولات راهبردی پیشروی ارتش آمریکا به افکار عمومی و نخبگان منتقل شود.
امروزه مجموعهای از عوامل ساختاری، فناورانه و ژئوپلیتیکی ارتش ایالات متحده را بهسمت «تحول ریشهای» سوق میدهد؛ امری که با ظهور چین بهعنوان تهدید اصلی، فشارهای بودجهای و رشد خیرهکننده فناوری در بخش خصوصی تقویت شده است.
در اینجا شش محور اصلی تحولات در ارتش آمریکا را برمیشمارم:
۱) بازطراحی ساختار نیروها متناسب با تهدیدات جدید
نیروهای نظامی آمریکا، بهویژه نیروی تفنگداران دریایی، در حال بازتعریف مأموریتهای خود هستند. تمرکز پیشین بر مقابله با تروریسم و شورشهای محلی، جای خود را به آمادگی برای درگیری با رقبای قدرتمند مانند چین داده است. ارتش آمریکا اکنون با نگاهی جدید به عملیاتهای دریایی و سواحل (littoral) مینگرد. برای مثال، یک تیپ مکانیزه مجهز به پهپاد که در اروپا مستقر شده بود، توانست کارایی رزمی خود را تا ۳۰۰ درصد افزایش دهد؛ اما چنین نمونههایی باید در مقیاس سراسری پیادهسازی شوند تا واقعاً اثربخش باشند.
۲) تعیین اولویتهای جغرافیایی برای استقرار نیروها
با وجود تأکید بر تمرکز بر منطقه هند-آرام و چین، چالشهای امنیتی در خاورمیانه و اروپا همچنان منابع و توجه ارتش را به خود معطوف میکنند. برای مثال، ناوگروه هواپیمابر USS Carl Vinson که مأموریتش در هند-آرام تعریف شده بود، بهمنظور دفاع از اسرائیل و مقابله با حوثیها به منطقه سنتکام اعزام شد. این جابجاییها نشان میدهد که برنامهریزی بلندمدت نظامی همیشه با واقعیتهای بحرانزده سیاست خارجی همراستا نیست.
۳) تحول رابطه ارتش با بخش خصوصی فناوری
در گذشته، پنتاگون نیازهای خود را تعریف میکرد و شرکتهای دفاعی، تجهیزات را بر اساس آن تولید میکردند. اما امروزه نوآوری از سمت استارتاپها و شرکتهای خصوصی هدایت میشود. حوزههایی مانند پهپاد، هوش مصنوعی، رباتیک و جنگال (جنگ الکترونیک) در صدر توجه قرار گرفتهاند. برای نمونه، پروژههای تلفیقی مانند بمبافکن B-21، جنگنده F-47 و هواگردهای رزمی همکار (Collaborative Combat Aircraft) تلاشی برای همگرایی فناوریهای قدیم و جدید است.
نیروی فضایی آمریکا نیز نقش محوری در برنامهی دفاع موشکی «گنبد طلایی» دارد که از معماریهای باز و قابلتعامل بهره میبرد تا بتواند فناوریهای جدید را با سرعت در میدان نبرد بهکار گیرد.
۴) ضرورت اصلاح نظام بودجهریزی و تأمین مالی
فرآیند فعلی تخصیص بودجه نظامی از انعطاف لازم برخوردار نیست. فرماندهان ارتش خواستار امکان جابجایی منابع میان سامانهها، استفاده از بودجههای چندساله و حذف برنامههای منسوخ هستند. ارتش آمریکا آماده است تا از برخی سیستمهای نمادین مثل هامر و هلیکوپتر آپاچی دست بکشد. اما چالش اصلی، نقش کنگره است. نمایندگان معمولاً از برنامههایی دفاع میکنند که در حوزه انتخابیهشان شغل ایجاد کردهاند، حتی اگر آن برنامهها از نظر نظامی ناکارآمد یا منسوخ باشند.
۵) بحران ظرفیت در صنایع دفاعی آمریکا
پس از جنگ سرد، پایه صنعتی دفاعی آمریکا بهشدت کوچک شده است. اکنون چین دارای ظرفیتی ۲۰۰ برابر آمریکا در کشتیسازی نظامی است. در حال حاضر تنها یک یخشکن فعال در گارد ساحلی آمریکا وجود دارد که آنهم ۵۰ سال عمر دارد. این کمبودها در حالی است که موضوعات امنیتی قطب شمال، از جمله اعلام چین بهعنوان «کشور نزدیک قطب شمال» و علاقه ترامپ به گرینلند، در حال افزایش است.
دولت بایدن و ترامپ هر دو وعده اصلاحات ساختاری دادهاند. ترامپ اخیراً دستور اجرایی جدیدی برای تسریع در روند طراحی و تأمین کشتیهای نظامی امضا کرده است. همچنین ایالات متحده بهدنبال جذب سرمایهگذاری و همکاری صنعتی از کشورهای متحدی مانند ژاپن و کره جنوبی است که ظرفیتهای کشتیسازی بالایی دارند. با این حال، چالشهایی مانند کمبود نیروی متخصص و زیرساخت صنعتی، مانعی جدی برای تغییرات سریع است.
۶) نیروی انسانی: مهمترین دارایی ارتش
فرماندهان تأکید کردند که بزرگترین سرمایه ارتش، نیروی انسانی آن است. جذب، آموزش، انگیزهبخشی، ارتقای شغلی و بهبود کیفیت زندگی باید در اولویت قرار گیرد. روند استخدام که در سالهای اخیر با افت مواجه بود، اکنون بهبود یافته است. ترامپ نیز در قالب طرح «یک لایحه بزرگ زیبا» One Big Beautiful Bill مبلغ ۸.۵ میلیارد دلار برای بهبود زندگی سربازان، نگهداری پادگانها و خدمات درمانی اختصاص داده است.
با این حال، اقدام اخیر دولت در اخراج چند فرمانده ارشد، از جمله دو زن و یک فرمانده سیاهپوست، نگرانیهایی درباره تأثیر منفی بر انگیزه نسل آینده مطرح کرده است.
نتیجهگیری
ارتش آمریکا در آستانه یک بازآفرینی جدی است؛ فرآیندی که تنها با اصلاحات فناورانه و سازمانی ممکن نیست، بلکه نیازمند اراده سیاسی، بازسازی صنعتی، و سرمایهگذاری بر نیروی انسانی است. در عصر رقابت با قدرتهایی مانند چین، ارتش ایالات متحده باید چابکتر، فناورانهتر و ساختاریافتهتر شود—اما مسیر پیشرو پرچالش و زمانبر خواهد بود. /منبع



