ارتش بیفرمانده؛ شکاف نظارتی آمریکا در بهکارگیری تسلیحات هوش مصنوعی
با وجود سرمایهگذاری بیسابقه پنتاگون در هوش مصنوعی و پهپادهای خودران، آمریکا هنوز سازوکار مشخصی برای صدور فرمان آتش در شرایط جنگی ندارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ارتش بیفرمانده؛ شکاف نظارتی آمریکا در بهکارگیری تسلیحات هوش مصنوعی» به قلم ریچارد بری (Richard Berry) در سایفر بریف (The Cipher Brief) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که خریدهای کلان تسلیحاتی پنتاگون در حوزه هوش مصنوعی، بهدلیل فقدان دکترین نظامی و نهاد تصمیمگیر برای کنترل این سیستمها، به بزرگترین نقطه آسیبپذیر امنیت ملی آمریکا تبدیل شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
ارتش ایالات متحده متعهد شده است تا سال ۲۰۲۸ یک میلیون ریزپهپاد خریداری کند. همزمان، پنتاگون با شتاب فزایندهای در حال تأمین مالی زیرساختهای هوش مصنوعی و پیشبرد پروژههای عظیمی نظیر سپر دفاع موشکی ۱۸۵ میلیارد دلاری «گنبد طلایی» است. با این حال، مشکل اصلی کمبود تجهیزات یا بودجه نیست؛ بحران اصلی یک «شکاف نظارتی» است. پنتاگون هنوز مشخص نکرده است که چه کسی و کدام نهاد اختیار صدور فرمان آتش برای این سیستمهای خودکار را بر عهده دارد؛ مسئلهای که اکنون به بزرگترین نقطه آسیبپذیر در ساختار امنیت ملی آمریکا تبدیل شده است.
این بحران در شکاف عمیق میان وزارت دفاع و پایگاه صنعتی هوش مصنوعی آمریکا ریشه دارد. در حالی که شرکتهایی مانند اوپنایآی (OpenAI) قراردادهایی برای فعالیت در شبکههای طبقهبندیشده پنتاگون امضا کردهاند، وزارت دفاع شرکت انتروپیک (Anthropic) را یک «خطر زنجیره تأمین» معرفی کرده و به دادگاه کشانده است. همزمان، صدها کارمند گوگل با امضای نامهای علنی، خواستار توقف همکاریهای نظامی این شرکت شدهاند. این چنددستگی نشان میدهد که صنعت فناوری آمریکا درباره مشارکت در پروژههای محرمانه نظامی که دکترین جنگی جدید به آن وابسته است، هیچ اجماعی ندارد.
پیامد این خلأ ساختاری در میدان نبرد فاجعهبار خواهد بود. در یک سناریوی فرضی در آوریل ۲۰۲۷، اگر ناوگان پهپادی آمریکا در یک کریدور درگیری در هندواقیانوسیه به پرواز درآید و سیستم ایمنی طراحیشده توسط شرکت سازنده، مانع از شلیک هوش مصنوعی هدفیاب شود، فرمانده میدانی به یک «مجوز نقض فوری» نیاز پیدا میکند. اما در حال حاضر هیچ دفتری در وزارت دفاع صلاحیت صریح برای داوری میان محدودیتهای نرمافزاری شرکت سازنده و قضاوت فرمانده نظامی را ندارد و این تصمیم حیاتی باید بهصورت بداهه و در لحظه توسط هر مقام نظامی یا حقوقی که در دسترس باشد، گرفته شود.
در نقطه مقابل، ارتش آزادیبخش خلق چین در حال طراحی دکترینهای مشخصی برای حل این بحران است. پژوهشگران نظامی چین در مقالات اخیر خود از مفهوم «جنگ ناتوانسازی کلانشهرها در تمام دامنهها» رونمایی کردهاند که داراییهای نظامی، غیرنظامی، رسانهای و حزبی را تحت یک دستگاه فرماندهی یکپارچه ادغام میکند. هرچند ارتش چین بهدلیل تحقیقات انضباطی و تصفیههای داخلی ممکن است در اجرای این الگو با چالش روبهرو باشد، اما حداقل روی کاغذ از یک معماری فرماندهی و تصمیمگیری مشخص برخوردار است؛ چیزی که در آمریکا کاملاً غایب است.
سه شاخص کلیدی در ماههای آینده نشان خواهند داد که آیا این شکاف در آمریکا در حال ترمیم است یا گسترش: اعطای اختیار لغو کدهای ایمنی به دفتر مقام ارشد دیجیتال پنتاگون، حلوفصل دعوای حقوقی با انتروپیک، و تعیین اپراتور مشخص برای پروژه گنبد طلایی. واقعیت این است که آمریکا جنگ آینده را بهدلیل خرید پهپاد اشتباه نخواهد باخت؛ بلکه شکست زمانی رقم میخورد که پیشرفتهترین تسلیحات را در اختیار داشته باشد، اما نهادی برای صدور فرمان شلیک به آنها تعریف نکرده باشد./ منبع



