آمریکاامنیت و دفاعخارجی

آیا وزارت دفاع آمریکا می‌تواند به یک ماشین جنگی قوی و کارآمد تبدیل شود؟

صرفه جویی در بودجه دفاعی لزوما به‌معنای کاهش قدرت نظامی نیست.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آیا وزارت دفاع آمریکا می‌تواند به یک ماشین جنگی قوی و کارآمد تبدیل شود؟» به قلم سم راس (Sam Raus) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله استدلال می‌کند که بحث‌های سیاسی پیرامون بودجه‌های دولتی، به‌ویژه بودجه دفاعی، اغلب به یک دوگانگی ساده‌انگارانه «کاهش یا افزایش» محدود می‌شود. این در حالی است که این گفت‌وگوی منسوخ، مهم‌ترین سؤال را نادیده می‌گیرد: آیا هزینه‌های دفاعی، که سالانه بیش از یک تریلیون دلار است، کارآمد و هم‌سو با اولویت‌های راهبردی مدرن هستند؟ نویسنده تأکید می‌کند که قانون اختیارات دفاع ملی (NDAA) که برای سال مالی ۲۰۲۶ در حال بررسی است، نیاز به بررسی دقیق‌تر دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

رویکرد فعلی به بودجه دفاعی، که اغلب به‌طور خودکار افزایش می‌یابد، باید با منطق «کارایی به‌جای ریاضت» جایگزین شود. این اصل باید شبیه به این باشد که هنگام نقل مکان به محله‌ای امن‌تر با اجاره بالاتر، هزینه‌های غیرضروری خانوار قطع می‌شود. در حال حاضر، مقادیر قابل توجهی از اتلاف منابع در وزارت دفاع (پنتاگون) وجود دارد که به‌راحتی قابل مشاهده است. به‌عنوان مثال، پنتاگون سالانه حدود ۱.۵ میلیارد دلار برای اداره شبکه فروشگاه‌های مواد غذایی تحت مدیریت دولت هزینه می‌کند. این فروشگاه‌ها یادگاری از سیاست‌های نظامی اواسط قرن بیستم هستند، زمانی که دسترسی به غذا در نزدیکی پایگاه‌ها محدود بود. در حالی که امروز دسترسی به فروشگاه‌های خصوصی و تحویل آنلاین در تقریباً هر منطقه‌ای امکان‌پذیر است، حفظ این فروشگاه‌ها اتلاف بوروکراتیک محسوب می‌شود. همچنین، صدها میلیون دلار از پول مالیات‌دهندگان به شرکت‌های فناوری خصوصی مانند آنتروپیک، که در زمینه هوش مصنوعی فعالیت می‌کند، هدایت می‌شود، در حالی که همسویی راهبردی و لابی‌گری نظارتی این شرکت‌ها سؤالاتی جدی را برانگیخته است. حوزه‌های دیگر، از جمله برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی برای وابستگان نظامی و پروژه‌های زیرساختی وزارت دفاع، نیز به‌طور مشابه دچار تورم هزینه‌ها شده‌اند بدون اینکه با بهبودهای قابل اندازه‌گیری در کیفیت خدمات مرتبط باشند.

این مثال‌ها نشان‌دهنده یک مسئله عمیق‌تر است: بودجه دفاعی آمریکا بیش از حد بزرگ و پیچیده شده و نمی‌توان آن را با اصلاحات سطحی یا بحث‌های حزبی مدیریت کرد. اصلاحات واقعی مستلزم تغییر طرز فکر در کنگره و پنتاگون است. صرفه‌جویی در هزینه نباید به‌عنوان تهدیدی برای آمادگی نظامی تلقی شود، بلکه باید به‌عنوان یک مزیت راهبردی در نظر گرفته شود. هر دلاری که از اتلاف منابع بازیابی می‌شود، می‌تواند مستقیماً به سرمایه‌گذاری در مقابله با تهدیدهای نوظهور مانند هوش مصنوعی، پهپادها و ارتباطات کوانتومی هدایت شود، که آمریکا را ایمن‌تر و از نظر فناوری رقابتی‌تر نگه می‌دارد.

قانون اختیارات دفاع ملی (NDAA)، در ساختار کنونی خود، اغلب به یک مجموعه تصادفی از مقررات نامرتبط و امتیازات ویژه تبدیل می‌شود که می‌تواند اهداف راهبردی بلندمدت رئیس‌جمهور را تضعیف کند. اگر قانون‌گذاران در تبدیل وزارت دفاع به یک ماشین جنگی کارآمد جدی هستند، باید ابتدا ثابت کنند که می‌توانند منابع گسترده آن را با همان انضباطی که از مردان و زنانی که تحت لوای آن خدمت می‌کنند انتظار دارند، مدیریت کنند. احتیاط مالی و قدرت نظامی اهدافی متقابل نیستند. آزمون واقعی برای کنگره این است که آیا می‌تواند بالاتر از جناح‌بندی‌های خودکار، به بودجه دفاعی به‌عنوان ابزاری برای حکمرانی هوشمندانه‌تر نگاه کند یا همچنان به گسترش بی‌پایان آن ادامه دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا