افسوس به حال ترامپ که امیدهای نوبل او توسط عقل سلیم سرکوب شد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «افسوس به حال ترامپ که امیدهای نوبل او توسط عقل سلیم سرکوب شد» نوشته دیو شیلینگ (Dave Schilling) در گاردین (Guardian) منتشر شده است. این یادداشت به نقد واکنشهای ترامپ به شکستهای سیاسی و عدم دریافت جایزه نوبل پرداخته و تأکید دارد که این شکستها نتیجه انتقادهای مداوم و تمرکز بر مشکلات شخصی او است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در این زندگی دنیوی، همه ما رویاهایی داریم. زمانی که کودک بودم، آرزو داشتم فضانورد شوم تا این که متوجه شدم در ایستگاه فضایی بینالمللی هیچ تاکو بلی (یک رستوران زنجیرهای آمریکایی فست فود، استعارهای طنزآمیز برای نشان دادن ناکامی و واقعیت تلخ رویاها) وجود ندارد. این همان خصوصیت رویاها است: اغلب به ناامیدیهای دردناک میانجامند. این سرنوشت رئیسجمهور دونالد ترامپ بود که امیدش به دریافت جایزه صلح نوبل از دست رفت – نه به دلیل کمبود فست فود، بلکه به دلیل عقل سلیم.
جایزه سال ۲۰۲۵ به جای ترامپ به ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، رسید که از کاندیداتوری ریاستجمهوری به دلیل حکم دادگاههای کشورش منع شده بود. ماچادو در سخنرانی خود در دریافت این جایزه از ترامپ قدردانی کرد و گفت که از حمایت او از اصلاحات دموکراتیک ونزوئلا تشکر میکند. حداقل او هنوز به دموکراسی در جایی نظارت میکند. ترامپ میتواند این را بهعنوان نوعی جایزه تسلیبخش در نظر بگیرد و به سال آینده تمرکز کند، زمانی که اثرات یک توافق صلح در غزه آشکار خواهد شد. اما باختن برای بازندگان است، بنابراین طرفداران مگا به طور پیشبینیشده از این موضوع ناراحت هستند. شان دیویس از فدرالیست اعلام کرد که جایزه نوبل در واقع برای ترامپ «ناچیز و مضحک» است. اگر اینطور باشد، من مشکلی ندارم که دیگر هیچوقت درباره آن نشنوم.
هر وقت نمره C میگرفتم، به خودم میگفتم که نمرات یک ساختار ظلم هستند و دانشگاه اصلاً مهم نیست. سیستم من را مجبور کرده بود که به مدرسه بروم و درباره کانت یا فیزیک یا اختیارات گسترده مطالعه کنم. مثل این که اصلاً به اینها اهمیت بدهم. بیتفاوتی یک ابرقدرت در دنیای بیرحمی است که به احساسات و آرزوهای ما اهمیتی نمیدهد. گاهی تنها قدرتی که داریم این است که علاقهمان را پنهان کنیم و بیتفاوتی را بهنمایش بگذاریم. وقتی بازی را میبازیم، پذیرفتن شکست سختتر از انکار مشروعیت آن است.
این شاید شاهکار جنبش محافظهکاری مدرن آمریکاست. انتخابات را میبازی؟ حتماً تقلب شده است. توضیح دادن درباره استقرار نیروهای نظامی در خیابانهای آمریکایی سخت است؟ دشمن بسیار هوشمند است و پنهان شده است. جایزه صلح نوبل را نبردهای؟ آلفرد نوبل حتماً یک بازنده و ضعیف بوده است. بهتر است سیستم دموکراسی را خاموش کنیم.
تمام نگرش ترامپ بر این پایه استوار است که زندگی ناعادلانه است، سیستم تقلبی است و فقط او میتواند تعادل را بهسمت عدالت برگرداند. این راهبرد تبلیغاتی، منطقی بهنظر میرسد و در عصری که بسیاری از مردم، دولت آمریکا را همچون یک کاسه سوپ رشتهفرنگی، بینظم و پیچیده میبینند، محبوبیت یافته است اما وقتی شکایتهای او تقریباً به طور انحصاری بر خودش و نارضایتیهای شخصیاش متمرکز میشود، این راهبرد چندان جذاب نیست. تعقیب مقامات خود به اتهام دروغگویی، تلاش برای لغو برنامههای شبانه و گلایه از جایزهای که به نظر میرسد ارزشی ندارد، همه اینها شروع به خستهکننده شدن میکند.
رتبه محبوبیت ترامپ در حال سقوط است. البته من نمیتوانم آخرین باری که یک رئیسجمهور پس از روز ۱۱ سپتامبر محبوب بود را بهیاد بیاورم. بنابراین شاید این حالت جدید عادی باشد. یا شاید خیلی از مردم از شنیدن این که یکفرد خاص دوباره بهدلیل نبرندهشدن مدال در یک رقابت ناراحت است، خسته شدهاند. بهطور صادقانه، من دوست دارم بیشتر درباره خودم بشنوم. من بسیار خودخواه هستم و شدیداً به تأیید نیاز دارم. کجا مدال من است؟ کی جشن من برگزار میشود؟ کدام رئیسجمهور در هنگام نگاه نکردن من چشمانش را به علامت تمسخر میچرخاند؟ من این را در میان خوابهای کوتاه نوشتم و بیدار شدن از خواب اول خیلی سخت بود.
وقتی ترامپ سخنرانی میکند، باید بهطور مستقیم با من صحبت کند. من هم نیازهایی دارم، میدانید؟ من هیچ چیزی برای جلب آن توجه به دست نیاوردهام، اما درخواست میکنم. وقتی سیاست داخلی را ترسیم میکنید، باید از خود بپرسید: «این چگونه بر دِیو شیلینگ تأثیر میگذارد»، «دِیو چه فکری درباره این خواهد کرد»، «آیا میتوانیم یک ناو هواپیمابر را بهنام کسی که پدرش در نیروی هوایی خدمت کرده، نامگذاری کنیم». و اگر چیزی که میخواهم را دریافت نکنم، میگویم که اهمیتی ندارد. چیزی دیگر پیدا میکنم تا به آن وسواس پیدا کنم، مثلاً جایزهای که بهراحتی میتوانم از طریق ارعاب یا اجبار بهدست بیاورم. یک کودک را وادار کنم که مدال افتخار لیگ بیسبال کوچک را به من بدهد. فکر میکنم زمان آن رسیده است که جایزهای را که نمیخواهم، اما قطعاً شایستهاش هستم، دریافت کنم./ منبع



