موانع حقوقی و سیاسی پیشروی حزب جدید ایلان ماسک
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «موانع حقوقی و سیاسی پیشروی حزب جدید ایلان ماسک» نوشته هرب اسکریبنر (Herb Scribner) و منتشرشده در آکسیوس (Axios)، به بررسی امکانسنجی حقوقی و سیاسی تأسیس حزب سوم در آمریکا توسط ایلان ماسک با تمرکز بر چالشهای نهادی، ساختاری و رسانهای آن میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ایده تأسیس یک حزب سیاسی جدید توسط ایلان ماسک با عنوان «حزب آمریکا» با موانع متعددی روبهروست، اما این پروژه بهطور بالقوه میتواند نظم سیاسی موجود در ایالات متحده را به چالش بکشد. در حالی که تقاضا برای حزب سوم در آمریکا موضوعی جدید نیست، موفقیت آن نیازمند تلاش عظیم و عبور از موانع نهادی و ساختاری متعدد است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که این کار غیرممکن نیست و شخصیت برجسته و منابع مالی گسترده ماسک میتواند این روند را تسهیل کند.
ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان، در ماههای اخیر با انتقاد از سیاستهای دولتهای پیشین ایالات متحده، بهویژه برخی قوانین امضاشده در دوران دونالد ترامپ، آنها را عامل تضعیف قدرت جهانی آمریکا دانسته است. در همین چارچوب، او ایده تأسیس یک حزب سیاسی جدید را مطرح کرده؛ حزبی که بتواند در رقابتهای حساس کنگره نقشآفرین باشد و رأی تعیینکننده در تصویب قوانین جنجالبرانگیز ایفا کند. به باور او، چنین حزبی میتواند بازتابدهنده «خواست واقعی مردم» در فرآیند قانونگذاری باشد.
اما این پروژه با مخالفتهای آشکار نیز روبهرو شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ایلان ماسک را «فاجعهبار» خوانده و وزیر خزانهداری، اسکات بسنت، که از منتقدان سرسخت ماسک است، تهدید کرده که شرکتهای تحت مالکیت او ممکن است تحت فشار قرار گیرند.
در تاریخ، احزاب سوم مانند حزب اصلاحطلب راس پرو در سال ۱۹۹۲ یا حزب سبز، تأثیرات سیاسی مهمی داشتهاند. برخی معتقدند حزب سبز در انتخابات سال ۲۰۰۰ به پیروزی جورج بوش کمک کرد. با این حال، به گفته برنارد تامس، نویسنده کتاب «زوال و باززایش احزاب سوم در آمریکا»، این احزاب معمولاً به دلیل ضعف در سازماندهی، عدم سابقه نهادی و ناتوانی در کسب کرسیهای قدرت، دوام بلندمدت ندارند. با این وجود، احزاب سوم میتوانند نظم سنتی دوحزبی را مختل کنند و احزاب اصلی را مجبور به رقابت سختتر نمایند.
مهمترین چالش پیشروی ماسک، دستیابی به «دسترسی به برگه رأی» در سطح ایالتی است؛ فرآیندی که در هر ایالت قوانین خاص خود را دارد. بر اساس مقررات کمیسیون انتخابات فدرال (FEC)، احزاب جدید باید حمایت گسترده رأیدهندگان را جلب کنند تا بهصورت رسمی ثبت شوند. برای نمونه، در ایالت کارولینای شمالی، یک حزب جدید باید نزدیک به چهارده هزار امضاء از رأیدهندگان در سه حوزه مختلف انتخابیه جمعآوری کرده و آنها را به هیئت انتخابات هر شهرستان تحویل دهد. این روند، دشوار و زمانبر است و نیاز به منابع انسانی گسترده دارد.
برای کسب جایگاه در سطح ملی، حزب جدید باید از کمیسیون انتخابات فدرال درخواست رسمی ارائه دهد. این نهاد شرایط مشخصی برای ثبت احزاب ملی و پیروی از قوانین مالی انتخاباتی فدرال دارد، از جمله ثبت رسمی، ارسال گزارشهای مالی و رعایت محدودیتهای قانونی کمکهای مالی. با این حال، اگر حزب ماسک تمرکز خود را بر رقابتهای ایالتی بگذارد، میتواند بهعنوان سازمانی با عنوان «بند ۵۲۷» در چارچوب قوانین مالیاتی آمریکا فعالیت کند. چنین سازمانهایی نیازی به رعایت سقف کمکهای مالی یا منابع خاص ندارند، اما باید در سازمان امور مالیاتی ثبت شوند.
فراتر از چالشهای حقوقی و نهادی، حزب ماسک برای بقاء سیاسی نیاز به سازماندهی رسانهای، تبلیغاتی و مردمی دارد. کارشناسان هشدار میدهند که نباید تنها در زمان انتخابات ریاستجمهوری ظاهر شد و پس از آن ناپدید گردید؛ چرا که چنین استراتژیای بارها به شکست احزاب سوم منجر شده است. برای تأثیرگذاری واقعی، فعالیت مستمر در چرخههای انتخاباتی ضروری است.
با توجه به ثروت شخصی ماسک و امکان تأسیس سوپرپکهای قدرتمند، عبور از چالشهای حقوقی ممکن است سادهتر شود. اما حفظ حضور ذهن رأیدهندگان و ثبت برند سیاسی حزب آمریکا، چالشی اساسی برای ماسک خواهد بود. تمرکز بر ایالتهایی چون جورجیا و کارولینای شمالی که معمولاً دارای رقابتهای نزدیک هستند، از اولویتهای راهبردی این پروژه سیاسی است.
در نهایت، موفقیت حزب ماسک بستگی به ترکیبی از سرمایهگذاری، توان رسانهای، فعالیت میدانی و پایداری سیاسی دارد. اگر این عناصر بهدرستی مدیریت شوند، حزب آمریکا میتواند نقشی تعیینکننده در سیاست آینده ایالات متحده ایفا کند، هرچند تحقق آن هنوز در مراحل اولیه و نیازمند تلاشهای فراگیر است./ منبع



