تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۵
سال ۲۰۲۵، سال بازگشت به عصر کنسرت قدرت و چندجانبهگرایی سنتی بود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۵» به قلم هیئت تحریریه اندیشکده استراتفور (Stratfor) منتشر شده است. این مقاله بهجای تمرکز بر رویدادهای پراکنده، به تبیین روندهای کلان میپردازد که نظم جهانی را در سال ۲۰۲۵ بازتعریف کردهاند: از ظهور مجدد بازیگران غیردولتی تا بازگشت جنگ بهعنوان ابزار رسمی سیاست. نویسندگان نشان میدهند که چگونه جهان از نظم لیبرال تحت رهبری آمریکا بهسمت یک نظام سنتی چندقطبی و خشنتر حرکت کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سال ۲۰۲۵ شاهد تثبیت روندهایی بود که در سال ۲۰۲۴ پایهگذاری شدند؛ بهویژه تضعیف رهبری غرب و فرسایش همکاریهای بینالمللی. برخلاف آرمانگرایی پس از جنگ سرد که اقتصاد را ابزاری برای رفع اختلافات ملی میدید، امروزه «جنگ» بار دیگر بهعنوان ابزار اصلی سیاست بازگشته است. در سال گذشته، نهتنها اسرائیل جبهههای جنگ را به سوریه، لبنان، یمن، ایران و حتی قطر گسترش داد، بلکه در جنوب شرقی آسیای نیز شاهد درگیریهای مرزی میان تایلند و کامبوج بودیم. در آفریقا، شورشیان مورد حمایت رواندا در جمهوری دموکراتیک کنگو پیشروی کردند و در دریای کارائیب، ایالات متحده با دکترین جدید خود («اصل تکمیلی ترامپ بر دکترین مونرو»)، عملاً علیه کارتلهای مواد مخدر و دولت ونزوئلا اعلام جنگ کرد. این فرسایش هنجارهای بینالمللی باعث شده است تا کشورها بدون هراس از تحریمهای جدی، برای تأمین منافع خود به زور متوسل شوند.
یکی دیگر از ویژگیهای بارز سال ۲۰۲۵، احیای قدرت بازیگران غیردولتی در خلاء ناشی از تغییر اولویتهای قدرتهای بزرگ بود. از گسترش فعالیتهای جهادی در غرب آفریقا (مالی، بورکینافاسو و نیجر) تا حملات فرامرزی طالبان پاکستان، گروههای شبهنظامی فضاهای جدیدی برای مانور پیدا کردهاند. همزمان، اعتراضات نسل زد (Z) بهعنوان یک نیروی غیردولتی نوین، منجر به سرنگونی دولتها در نپال و ماداگاسکار شد. این جنبشهای جوانمحور که ریشه در ناامیدی اقتصادی و فساد دولتی دارند، مشابه بهار عربی اما بدون هماهنگی مرکزی، ساختارهای سیاسی را در کشورهایی چون مغرب، پاراگوئه و مغولستان به چالش کشیدند. در کنار اینها، شرکتهای بزرگ فناوری نیز با استفاده از اهرم هوش مصنوعی، نفوذ خود را در سیاستگذاریهای کلان ملی و بینالمللی افزایش دادند.
در حوزه اقتصاد، سال ۲۰۲۵ «سال ترن هوایی تعرفهها» بود. موج تعرفههای ترامپ علیه متحدان و رقبا، بیش از آنکه از نظر مالی اثرگذار باشد، از نظر ایجاد «عدم قطعیت» بازارها را تحت تأثیر قرار داد. این رویکرد واشنگتن باعث شد تا کشورها برای محافظت از خود، بهسمت پیمانهای تجاری دوجانبه و منطقهای انعطافپذیر حرکت کنند و بهدنبال جایگزینهایی برای نظم اقتصادی تحت سلطه آمریکا باشند. در همین راستا، توازن قدرت منطقهای نیز در حال تغییر است؛ در اروپا بودجههای دفاعی افزایش یافته و در آسیا، ژاپن و استرالیا نقش نظامی فعالتری ایفا میکنند. همزمان ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تلاش برای بازپسگیری نقش رهبری خود در غرب آسیا و آفریقا هستند.
در نهایت، ریشه بسیاری از این تحولات در تغییر اولویتهای داخلی ایالات متحده نهفته است. دولت ترامپ با تمرکز بر «دوجانبهگرایی منطقهای» (تمرکز بر هند-آرام و نیمکره غربی)، توجه خود را به اروپا، غرب آسیا و آفریقا کاهش داده است. اقدامات تهاجمی علیه دولت مادورو در ونزوئلا و افزایش حضور نظامی در کارائیب برای مقابله با نفوذ چین و روسیه، نشاندهنده بازگشت واشنگتن به راهبرد «حیاطخلوت» است. این تغییر رفتار آمریکا از «تشویق» به «اجبار اقتصادی» و مطالبه تعهدات نظامی بیشتر از متحدان، جهان را بهسمت نظامی چندقطبی سوق داده است که در آن توافقات کوتاهمدت و معاملهگرایانه، جایگزین راهبردهای بلندمدت و ارزشمحور شدهاند./ منبع



