جهان هراسان و میراث ترامپیسم
پایان ترامپ ضروری است، اما بحران سیاست غرب با رفتن او پایان نمییابد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جهان هراسان و میراث ترامپیسم»، به قلم فرانک برونی (Frank Bruni) و برت استیفنز (Bret Stephens) در نیویورک تایمز (New York Times)، به بررسی همزمان بحرانهای جهانی، نقش ترامپ در تشدید بیثباتی سیاسی و این پرسش میپردازد که آیا شکست سیاسی او میتواند مسیر سیاست آمریکا و غرب را تغییر دهد یا آنکه ریشه بحرانها عمیقتر از شخص رئیسجمهور است؛ در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
این گفتوگوی تحلیلی با توصیف شرایط کنونی جهان بهعنوان وضعیتی هراسآور آغاز میشود؛ شرایطی که مجموعهای از بحرانهای مالی، امنیتی و ژئوپلیتیکی را همزمان در برابر دولتها قرار داده است. افزایش بدهی عمومی و نگرانی در بازارهای اوراق قرضه، تداوم جنگ در اوکراین و ایران، نگرانی از احتمال گسترش رویارویی روسیه با یکی از اعضای ناتو و افزایش شکاف میان آمریکا و برخی متحدان غربی، تصویری از بیثباتی گسترده ترسیم میکند.
در این چارچوب، پایان ریاستجمهوری دونالد ترامپ بهعنوان یکی از پیششرطهای بازگشت به مسیر متفاوت مطرح میشود. شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای میتواند نشانهای از تغییر افکار عمومی و محدود شدن قدرت سیاسی ترامپ باشد؛ بااینحال، تجربه تاریخی نشان میدهد که پیروزی حزب مخالف در انتخابات میاندورهای لزوماً به تغییر اساسی مسیر سیاسی کشور منجر نمیشود. انتخابات ۲۰۱۸، ۲۰۱۰، ۲۰۰۶ و ۱۹۹۴ نمونههایی هستند که در آنها تغییر توازن قدرت در کنگره، اثر محدودی بر روندهای عمیقتر سیاسی آمریکا داشت.
از این منظر، مسئله اصلی فراتر از شخص ترامپ قرار میگیرد. ترامپیسم بهعنوان شکلی از پوپولیسم اقتدارگرا و کاریزماتیک، دیگر صرفاً پدیدهای آمریکایی نیست و نشانههای مشابه آن در کشورهای مختلف مشاهده میشود. افزایش هزینههای دولت، تضعیف اجماع جهانی درباره تجارت آزاد، کاهش توافق بر سر ارزشهایی مانند آزادی بیان و تقویت موقعیت رهبران اقتدارگرا، از جمله روندهایی هستند که مستقل از سرنوشت سیاسی ترامپ نیز میتوانند ادامه پیدا کنند.
با وجود این، کاهش قدرت ترامپ همچنان میتواند پیامدهای بینالمللی مهمی داشته باشد. جایگاه آمریکا در نظام جهانی به اندازهای پرنفوذ است که تغییر رفتار واشنگتن میتواند بر تصمیمها و محاسبات سایر کشورها اثر بگذارد. شکست سیاسی ترامپ ممکن است بهعنوان علامتی برای عقبنشینی پوپولیسم کاریزماتیک تلقی شود و به بازنگری در برخی روندها و توافقهای بینالمللی منجر شود.
در نهایت، جهان پس از ترامپ همچنان چندقطبی و چندجانبه خواهد بود و چالشهایی مانند روسیه، جنگهای منطقهای، بدهی عمومی و بحران اعتماد به نهادهای سیاسی از بین نخواهد رفت. بااینحال، تغییر رئیسجمهور آمریکا میتواند کیفیت مدیریت این محیط پیچیده را بهبود دهد. بنابراین، مسئله اساسی فقط کنار رفتن ترامپ نیست، بلکه اصلاح ساختارهای سیاسی و اجتماعیای است که زمینه ظهور و گسترش ترامپیسم را فراهم کردهاند. پایان دوره ترامپ ممکن است آغاز تغییر باشد، اما بهتنهایی راهحل بحران عمیق سیاست غرب نخواهد بود./ منبع



