تنها عددی که واقعاً مهم است
تولید ناخالص داخلی، با وجود محدودیتها، همچنان ابزار اصلی برای اندازهگیری توسعه اقتصادی و پیشرفت کشورهاست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تنها عددی که واقعاً مهم است» نوشته برایان آلبرشت (Brian Albrecht) در واکس (Vox) منتشر شده است. در این یادداشت، نویسنده با بررسی مزایا و انتقادات به تولید ناخالص داخلی بهعنوان معیاری برای سنجش رشد اقتصادی و پیشرفتهای مرتبط با آن، استدلال میکند که این شاخص باوجود محدودیتهای خود، بهطور مؤثری توسعه اقتصادی را اندازهگیری کرده و همچنان ابزاری حیاتی برای ارزیابی وضعیت اقتصادی کشورها به شمار میرود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در سال ۱۹۷۲، پادشاه بوتان اعلام کرد که «خوشبختی ملی از تولید ناخالص داخلی مهمتر است». این جمله در ظاهر جذاب توجه بسیاری را جلب کرد و به نظر رسید که خوشبختی از پول مهمتر است. در آن زمان، بوتان کشوری فقیر بود و حالا بیش از پنجاه سال بعد، همچنان از نظر تولید ناخالص داخلی در پایینترین رتبهها قرار دارد. در حالی که امید به زندگی در بوتان از ۵۱ سال در سال ۱۹۷۲ به ۷۳ سال امروز افزایش یافته، این کشور هنوز از نظر سطح زندگی به پیشرفتهای قابلتوجهی دست نیافته است. برخلاف بوتان، کره جنوبی در دهه ۱۹۶۰ با هدف مدرنسازی و رشد اقتصادی بهویژه از طریق افزایش تولید صنعتی، شروع به استفاده از تولید ناخالص داخلی برای سنجش پیشرفت خود کرد و این کشور امروز یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان است.
در حالی که در حال حاضر بسیاری از اقتصاددانان و شخصیتهای معروف، از جمله ایلان ماسک، به نقد تولید ناخالص داخلی پرداختهاند و آن را ناقص میدانند، این شاخص همچنان برای اندازهگیری توسعه اقتصادی ضروری است. انتقادات معمولاً بر این استوارند که تولید ناخالص داخلی تنها بر تولید اقتصادی متمرکز است و عواملی مانند خوشبختی، محیط زیست یا نابرابری درآمدی را نمیسنجد. با این حال، این انتقادات بیشتر مربوط به استفاده غلط از تولید ناخالص داخلی توسط سیاستمداران است تا نقص خود این شاخص.
تولید ناخالص داخلی بهطور کلی بهعنوان یک حساب ملی برای اندازهگیری تمام فعالیتهای اقتصادی یک کشور در یک دوره زمانی معین استفاده میشود. این عدد میزان کل ارزش بازار کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در یک کشور است. تولید ناخالص داخلی برای جلوگیری از محاسبه مجدد مقادیر، تنها ارزش نهایی کالاها را در نظر میگیرد. به این معنی که فقط قیمت نهایی یک محصول مانند یک کامیون، نه قیمت مواد اولیه مورد استفاده برای ساخت آن، در تولید ناخالص داخلی حساب میشود.
در کنار مزایای تولید ناخالص داخلی، همچنان برخی انتقادات به آن وارد است. برای مثال، تولید ناخالص داخلی کارهای غیررسمی مانند کارهای خانگی را در نظر نمیگیرد و همچنین به هزینههای محیط زیستی و نحوه توزیع درآمد پرداخته نمیشود. اما این انتقادات در حقیقت ناشی از اشتباه در تفسیر این شاخص است، چرا که تولید ناخالص داخلی تنها برای اندازهگیری تولید بازار طراحی شده است.
از سوی دیگر، بررسی دادههای تولید ناخالص داخلی نشان میدهد که کشورهای با تولید ناخالص داخلی بالاتر عموماً از طول عمر بیشتر، مرگ و میر کمتر نوزادان، سطح تحصیلات بالاتر و رضایت بیشتر از زندگی برخوردارند. این همزمانیهای قابلتوجه نشان میدهند که تولید اقتصادی پیشنیاز بسیاری از اهداف دیگر است. برای مثال، بدون ظرفیت اقتصادی، نمیتوان به تأمین هزینههای سلامت، آموزش، زیرساختها یا حفاظت از محیط زیست پرداخت.
در نهایت، هرچند در برخی موارد ممکن است میان افزایش تولید ناخالص داخلی و برخی اهداف دیگر تضادهایی بهوجود آید، این تضادها اغلب ساختگی هستند. در واقع، برای بیشتر کشورها و تصمیمات سیاسی، افزایش تولید ناخالص داخلی بهعنوان شاخص اصلی رشد اقتصادی و ابزاری کارآمد برای سنجش موفقیت است./ منبع



