آمریکاایالات متحدهداخلیسیاسی

مادورو چگونه سرنوشت خود را رقم زد؟

تصمیمات خارجی‌گرایانه و سیاست‌های تهاجمی مادورو متحدانش را از او دور کرد و زمینه سقوط و تضعیف موقعیت داخلی و منطقه‌ای او را فراهم ساخت.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مادورو چگونه سرنوشت خود را رقم زد؟» نوشته خوان دیوید روخاس (Juan David Rojas) در کامپکت (Compact) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تصمیمات خارجی‌گرایانه و سیاست‌های تهاجمی مادورو می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه این اقدامات متحدانش را از او دور کرد و زمینه سقوطش را فراهم ساخت. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای آمریکایی نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا، را ربودند و چندین منطقه در کشور را بمباران کردند که حدود ۴۰ نفر کشته شدند. دقایقی پس از آن، دونالد ترامپ از احتمال «کنترل ونزوئلا» و پرداخت هزینه اشغال احتمالی از طریق نفت ونزوئلا سخن گفت. هرچند منتقدان امپریالیسم واشنگتن درست اشاره می‌کنند که حاکمیت ونزوئلا نقض شده است، اما بسیاری از آن‌ها سابقه مداخله مادورو در امور دیگر کشورها، شامل حمایت از چریک‌های خارجی و تهدید به جنگ با همسایگان کوچک‌تر، را نادیده می‌گیرند. رژیم بولیواری مادورو، ادامه‌دهنده سیاست‌های هوگو چاوز، از ابتدا ضدامپریالیسم را هسته‌ای از ایدئولوژی خود قرار داده بود، اما تهاجم‌های خارجی او متحدانش را از دست داد و زمینه سقوطش را فراهم کرد.

مفهوم ضدامپریالیسم مادورو بر پایه الگویی مشابه رابطه ستمگر–مظلوم استوار است، به‌طوری که مخالفان واشنگتن قادر به انجام امپریالیسم نیستند و تهدیدهای مادورو به تصرف دو سوم خاک گویان و بهره‌برداری از نفت آن، به‌طور پارادوکسیکال، در این چارچوب «ضدامپریالیسم» تلقی شد. در سال ۲۰۲۳، رژیم مادورو به‌صورت قانونی منطقه مورد مناقشه اسسکویبو را ضمیمه کرد و نیروها را در مرز گویان مستقر نمود. این اقدامات موجب شد متحدان پیشین، از جمله رئیس‌جمهور برزیل، لولا دا سیلوا، علیه مادورو موضع بگیرند. با توجه به اینکه دسترسی زمینی بین ونزوئلا و گویان از مسیر برزیل است، هر تلاش مادورو برای تصرف این منطقه، مستلزم نقض حاکمیت برزیل بود و لولا نیروهایش را در مرز با ونزوئلا مستقر و خواستار گذار مذاکره‌ای در کاراکاس شد.

پس از تقلب آشکار انتخاباتی مادورو در سال ۲۰۲۴، رئیس‌جمهور برزیل دا سیلوا، رئیس‌جمهور کلمبیا گوستاوو پِترو، رئیس‌جمهور مکزیک آندرس مانوئل لوپز اوبرادور و رئیس‌جمهور شیلی گابریل بوریچ، خواستار انتشار آرا دقیق شدند. مادورو این چهار رهبر چپ‌گرا را مأمور واشنگتن خواند و حتی پیروزی لولا در ۲۰۲۲ را نامشروع اعلام کرد. پترو نیز مادورو را به حمایت از شورش خشونت‌آمیز چریک‌های ELN در کلمبیا متهم کرد. تهدیدهای مادورو علیه کشورهای کارائیب، از جمله تهدید به تهاجم به گویان و ترینیداد و توباگو، متحدان منطقه‌ای را علیه او قرار داد و زمینه برای سرنگونی او فراهم شد.

حاکمیت ناپایدار مادورو باعث فاصله‌گرفتن روسیه، ایران و چین نیز شد. دیدار اخیر او با یک نماینده ویژه چین تنها بیانگر حمایت لفظی بود و نشان داد که ونزوئلا در مسائل بدهی‌ها و دیپلماسی تنها مانده است. در کوتاه‌مدت، احتمال ادامه حاکمیت تحت معاون او دلسی رودریگز مطرح است. ترامپ پس از عملیات، مدعی شد که رهبر اپوزیسیون ماریا کورینا ماچادو حمایت لازم برای ریاست جمهوری ندارد، ضمن اینکه ارتش ونزوئلا نیز صعود او را نامطلوب می‌داند. به‌نظر می‌رسد دولت آمریکا از رودریگز برای اجرای اصلاحات بازار آزاد به‌ویژه در بخش نفت حمایت می‌کند، مشابه علاقه مادورو به بهره‌برداری از نفت گویان.

در صورت برگزاری انتخابات جدید تحت تهدید بمباران‌های آمریکا، اد‌موندو گونزالز، جایگزین ماچادو در انتخابات ۲۰۲۴، ممکن است پیشتاز شود. اما در انتخابات آزاد، احتمال ادامه سلطه بولیواریسم کم است. حمایت عمومی از ربودن مادورو گسترده بوده و نشان‌دهنده رد منطقی «ضدامپریالیسم» مادورو توسط مردم است. چپ‌گرایانی که مادورو را قربانی امپریالیسم می‌دانند باید آسیب‌های گسترده او و متحدان نزدیکش مانند دانیل اورتگا در نیکاراگوئه را در عرصه سیاسی منطقه در نظر بگیرند. سیاست خارجی مادورو، هرچند خود را ضدامپریالیستی معرفی می‌کند، در نگاه افکار عمومی تفاوتی با اقدامات مستقیم ترامپ در جهت غارت منابع ندارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا