توهم انزواطلبی
چرا هیچکس نباید انتظار عقبنشینی ترامپ را میداشت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «توهم انزواطلبی» به قلم مایکل ئی. اوهانلون (Michael E. O’Hanlon) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله با بازخوانی تاریخی سیاست خارجی آمریکا، ادعای انزواطلببودن دونالد ترامپ را رد کرده و نشان میدهد که اقدامات او در دور دوم ریاستجمهوری، از جمله مداخله در ونزوئلا و حملات نظامی، در تداوم سنت قدرتطلبی رؤسایجمهور قرن نوزدهم آمریکا قرار دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
بسیاری از تحلیلگران، سبک رهبری دونالد ترامپ و بیزاری او از متحدان سنتی و مهاجرت را بازگشتی به دوران انزواطلبی قرن نوزدهم ایالات متحده میدانند؛ اما این برداشتی ناقص است. سیاستهای امنیت ملی ترامپ در واقع بهجای انزواطلبی، یادآور رویکرد رؤسایجمهوری نظیر اندرو جکسون و تئودور روزولت است که هدفشان نه کاهش نقش جهانی آمریکا، بلکه به حداکثر رساندن قدرت و نفوذ واشنگتن بود. تاریخ آمریکا نشان میدهد که این کشور تقریباً هرگز انزواطلب نبوده و همواره با جسارت در امور بینالمللی، از سرکوب دزدان دریایی در مدیترانه تا گسترش مرزهای سرزمینی، مداخله کرده است. تنها دوره کوتاه انزواطلبی واقعی در دهههای ۲۰ و ۳۰ میلادی رخ داد که با وقوع جنگ جهانی دوم پایان یافت. ترامپ نیز در دور دوم ریاستجمهوری خود از سال ۲۰۲۵، با اقداماتی نظیر حمله به تأسیسات هستهای ایران، بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا و افزایش بودجه نظامی، خود را بهعنوان یک بینالمللیگرای بهشدت تهاجمی و قدرتطلب معرفی کرده است.
تکیه بر قدرت ملی و بازگشت به آرمانهای توسعهطلبانه قرن نوزدهم لزوماً بهمعنای موفقیت در ایجاد جهانی امن نیست. ترامپ با مطرحکردن «اصل تکمیلی ترامپ بر دکترین مونرو» در راهبرد امنیت ملی سال ۲۰۲۵، عملاً حق مداخله مستقیم آمریکا در نیمکره غربی و فراتر از آن را رسمیت بخشیده است. این سیاستهای ملیگرایانه، بهویژه در حوزه تعرفههای تجاری، همبستگی هشتادساله جهان غرب را که مانع از وقوع جنگ جهانی سوم شده بود، به خطر انداخته است. اگرچه او از جنگهای فرسایشی نظیر ویتنام یا افغانستان بیزاری میجوید، اما تاریخ ثابت کرده است که صلح پایدار نیازمند یک نظام متحد و استقرار نیروهای پیشرو است؛ نظامی که ترامپ با اقدامات تکرویانه خود در حال تضعیف آن است. تمرکز افراطی او بر قدرت سخت، بدون در نظر گرفتن منافع مشروع سایر کشورها، میتواند به شکستی فاجعهبار منجر شود، چرا که الگوهای پیروزی در قرن نوزدهم دیگر در دنیای بههمپیوسته قرن بیست و یکم کارایی ندارند./ منبع



