آیا پنتاگون در حال کُندکردن پذیرش هوش مصنوعی است؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا پنتاگون در حال کُندکردن پذیرش هوش مصنوعی است؟» به قلم رادا آیینگار پلومب (Radha Iyengar Plumb) و مایکل سی. هوروویتز (Michael C. Horowitz) در اندیشکده شورای روابط خارجی (Council on Foreign Relations)منتشر شده است. این مقاله به بررسی تصمیم اخیر پنتاگون برای انتقال دفتر دیجیتال و هوش مصنوعی (CDAO) از سطح رهبری ارشد به زیرمجموعه بخش تحقیق و توسعه میپردازد. نویسندگان استدلال میکند که این اقدام ممکن است پذیرش گسترده هوش مصنوعی در ارتش آمریکا را مختل کرده و برنامه اقدام هوش مصنوعی دونالد ترامپ برای تسلط آمریکا در این حوزه را بهخطر بیندازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
هوش مصنوعی نوید تحول در جوامع مدرن، از جمله ارتشهای جهانی را میدهد. با این حال، سالها پس از ظهور مدلهای زبانی بزرگ، پنتاگون در دام مقیاسپذیری گیر افتاده و نتایج آزمایشی موفق خود را نمیتواند به سطح گسترده عملیاتی کند. این مشکل با دوگانگی کاذب بین پذیرش سریع و استفاده مسئولانه تشدید شده است. واقعیت این است که پیروزی در رقابت هوش مصنوعی بین آمریکا و چین به پذیرش گسترده بستگی دارد.
برنامه اقدام هوش مصنوعی دولت دونالد ترامپ بر لزوم تسلط آمریکا در این حوزه و گسترش پذیرش هوش مصنوعی تأکید دارد. با این حال، تصمیم اخیر پنتاگون برای انتقال دفتر دیجیتال و هوش مصنوعی، که در سال ۲۰۲۱ بهعنوان نهادی همتراز با دفتر تحقیقات و مهندسی و دفتر اطلاعات تأسیس شده بود، به زیرمجموعه بخش تحقیق و توسعه، این هدف را تضعیف میکند. مقامات پنتاگون ادعا میکنند این تغییر به «تلاش یکپارچه برای اولویتدادن به هوش مصنوعی» منجر میشود و لایههای نظارتی یا فرآیندهای بوروکراتیک جدیدی ایجاد نخواهد کرد. اما این اقدام پیامی برعکس به ارتش میفرستد: اینکه هوش مصنوعی هنوز برای استفاده عملی آماده نیست و با قرارگرفتن در فرآیندهای کند اداری و بودجهای، موانع جدیدی ایجاد خواهد شد.
ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند دادههای اطلاعاتی و عملیاتی را در زمان واقعی تحلیل و اقدام کنند، که به تصمیمگیری سریعتر و دقیقتر و افزایش قدرت مرگبار ارتش منجر میشود. پنتاگون این را میداند و به همین دلیل دفتر دیجیتال و هوش مصنوعی را برای تبدیل نمونههای اولیه به ابزارهای عملیاتی ایجاد کرد. این سازمان عظیم با بودجه نزدیک به یک تریلیون دلار و میلیونها نفر پرسنل، میتواند از ابزارهای تجاری مانند چت جیپیتی(ChatGPT)، کلود (Claude) و جمنای (Gemini) برای رفع نیازهای نیروهای نظامی و صرفهجویی در هزینهها بهره ببرد. اما پنتاگون در حالت آزمایش باقی مانده است و حتی در حوزههایی با نتایج اثباتشده، پیشرفت نمیکند.
در مقابل، چین با شتاب در پذیرش هوش مصنوعی پیش میرود؛ بهویژه پس از لغو کنترل صادرات تراشههای پیشرفته. چین از شرکتهای داخلی حمایت میکند، مالکیت معنوی را سرقت میکند و از فناوریهای آمریکایی برای تقویت ارتش خود و شرکتهایی مانند دیپسیک (DeepSeek) استفاده میکند. با وجود این تهدید، پنتاگون در الگوی «دو قدم به جلو، یک قدم به عقب» گیر کرده است، که گاهی بهدلیل نگرانیهای استفاده نظامی از هوش مصنوعی است. این نگرانیها، سوءتفاهم از چارچوبهای نظارتی پنتاگون، مانند نظارت انسانی و پاسخگویی، را نشان میدهد که دولت ترامپ از آن حمایت کرده است.
دو مورد کاربردی این مشکل را نشان میدهد:
- اصلاح فرآیندهای تدارکات: هوش مصنوعی میتواند تولید قراردادها را از هفتهها به ساعتها کاهش دهد، مشکلات نگهداری را پیشبینی کند (مانند برخی پلتفرمهای نیروی هوایی) و ریسکهای زنجیره تأمین را شناسایی نماید. این ابزارها میتوانند هزینهها را کاهش داده و نیازهای نیروهای نظامی را برآورده کنند.
- مراکز عملیاتی نظامی: این مراکز، مراکز اطلاعاتی و تصمیمگیری برای دفاع ملی هستند. برنامه فرماندهی و کنترل مشترک همهجانبه (CJADC2)، تحت رهبری دفتر دیجیتال و هوش مصنوعی، با فرآیند توسعه چابک، در هجده ماه به قابلیت اولیه و در ۶ ماه بعد به استقرار جهانی رسید. این ابزارهای هوش مصنوعی دقیق و شفاف، جان انسانها را نجات داده و اثرات قابل اعتمادی ارائه میدهند.
با این حال، انتقال دفتر دیجیتال و هوش مصنوعی به بخش تحقیق و توسعه، احتمالاً بهدلیل تمایل به یکپارچهسازی ابتکارات فناوری، این پیشرفت را بهخطر میاندازد. برنامه اقدام هوش مصنوعی ترامپ بر نوآوری و حذف موانع با مدیریت مسئولانه ریسکها تأکید دارد، اما تغییرات پنتاگون با این هدف همخوانی ندارد. کاهش اهمیت هوش مصنوعی در پنتاگون، تسلط آمریکا بر پهپادها و هوش مصنوعی را تضعیف میکند. در رقابت واقعی آمریکا و چین، پذیرش گسترده تعیینکننده است و زمان آن است که پنتاگون شتاب دهد، نه اینکه کند نماید./ منبع



