بحرانهای دموکراتها، راهکارهای آمریکایی را زیر سؤال میبرد و آینده سیاست این کشور را تعیین میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فقط تصور کنید اگر دموکراتها اینقدر شرور نبودند، چه کارها که نمیکردیم» به قلم درک هانتر (Derek Hunter) در تاونهال (Town Hall) منتشر شده است. این یادداشت به نقد عملکرد و اولویتهای دموکراتها در آمریکا پرداخته و در آن به بررسی این موضوع میپردازد که در صورت تغییر رویکرد این حزب، چه پیشرفتهایی میتوانست در راستای منافع عمومی ایجاد شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در این کشور مشکلات زیادی داریم، همانطور که همیشه داشتیم. اما فقط برای لحظهای تصور کنید که یک طبقه سیاسی وجود داشته باشد که به حل این مشکلات بهگونهای علاقهمند باشد که منافع حداکثری مردم آمریکا را تأمین کند. این به معنای این است که دولت باید همچون یک وسیله برای هموار کردن مسیر برای همه عمل کند، بهطوری که هیچ مانعی (از جمله بوروکراسی، مداخلات خارجی و شرکای تجاری) در مسیر پیشرفت مردم قرار نگیرد و هر فرد بتواند هر آنچه را که میخواهد از زندگی خود بهدست آورد.
اما به جای این اقدام، نیمی از طبقه سیاسی به زمین نگاه میکنند، قدمهای بیهدف برمیدارند و مثل یک بازیگر بد نمایش، نمیدانند دستهایشان را چه کنند. نیمه دیگر هم بهطور فعال موانعی در این مسیر میسازند – درختها، سنگها، میخها – و همه اینها را به گردن«جامعه» میاندازند. جمهوریخواهان گاهی اوقات سعی میکنند کارهای خوبی انجام دهند و این را نیز در سخنانشان نشان میدهند. البته این تلاشها کم هستند، اما از وضعیت فعلی سیاست که در آن هیچ کاری انجام نمیشود، اندکی بیشتر است. دموکراتها اما تمایل دارند که کل سیستم را بر سر هر کسی که حاضر به تسلیم شدن در برابر خواستههایشان نیست، خراب کنند. آنها همچون پارازیتهای مرگبار هستند که میزبان خود را میکشند – بمبگذاران انتحاری برای ایجاد انفجار.
تصور کنید اگر آنها بهاندازه علاقهای که به مهاجران غیرقانونی یا جنایتکاران دارند، به کشور خود هم علاقه داشتند. چه کارهایی نمیتوانستند انجام دهند؟ اما حقیقت این است که آنها چنین علاقهای ندارند. آنها هیچگاه برای دیدار با خانوادههای قربانیان قتلهای ناشی از مهاجران غیرقانونی به ایالتهای خود سفر نمیکنند، اما به سفرهایی به آمریکای لاتین میروند تا با یک ضربهزننده به همسر عکس بگیرند. این رفتار اولویتهای آنها را با اولویتهای آمریکاییها در تضاد قرار میدهد.
بیندیشید به اینکه آنها چگونه با ۶ عضو کنگره هماهنگ شدند تا ویدیویی ضبط کنند که در آن به اعضای ارتش دستور داده میشود از دستور رئیسجمهور سرپیچی کنند. این اقدام نه تنها خیانت است بلکه هدفی جز بدنام کردن ایالات متحده در عرصه جهانی ندارد. حال اگر دموکراتها بهجای اینگونه اقدامات ضدآمریکایی، انرژی خود را صرف انجام کارهای مفید برای مردم میکردند، چه نتایج مثبتی میتوانست حاصل شود؟ بهجای آنکه مردم را به خیابانها کشانده و علیه مأموران (ICE) تحریک کنند یا ترافیک را مسدود کنند، آنها میتوانستند بر ایجاد فرصتهای واقعی برای کمک به مردم تمرکز کنند.
اگرچه میدانیم که دموکراتها به کمک واقعی علاقهای ندارند و برنامههای آنها عمدتاً بر افزایش وابستگی مردم به دولت تمرکز دارد، اما تصور کنید که اگر به راستی به مردم اهمیت میدادند، چه پیشرفتهایی میتوانستند ایجاد کنند. انتظار کمک از یک دموکرات امری غیرممکن است، اما این سؤال که چرا نمیتوان حتی امیدوار بود که آنها یکبار هم دست از تلاش برای آسیب رساندن به مردم بردارند، سؤال بزرگی است. چیزی که دموکراتها در حال مبارزه برای آن هستند، در هیچکجا منافع قطعی مردم را دنبال نمیکند. در موضوعاتی مانند جلوگیری از حضور پسران در تیمهای ورزشی دختران، ممنوعیت تغییر جنسیت برای کودکان، یا جلوگیری از ورود جنایتکاران به کشور، دموکراتها مخالف مردم قرار دارند و بهطور فعال از مواضع ضدآمریکایی حمایت میکنند.
زمانی که الیسا اسلاتکین، سناتور دموکرات ایالت میشیگان از فیلم «چند مرد خوب» برای دفاع از ویدیوی «سرپیچی از رئیسجمهور» استفاده کرد، نشان داد که جناح چپ چه اندازه از مسیر خود منحرف شده است. آنها حتی نتواستهاند به دروغ چیزی بهعنوان «دستور غیرقانونی» ارائه دهند، که خود دلیلی بر شخصیت آنهاست. شاید دموکراتها قادر به انجام کارهای مفید برای کشور نباشند، چرا که در تاریخ زندگی من هیچگاه چنین اقدامی از آنها ندیدهام، اما ممکن است که آنها اصلاً اهمیتی به این مسائل ندهند. هرچند شاید هیچگاه ندانیم که اگر دموکراتها به اندازه غرور و قدرت خود به خیر کشور میاندیشیدند، چه کارهایی میتوانستند انجام دهند، چرا که بهنظر نمیرسد حتی تلاشی در این راستا داشته باشند./ منبع



