آمریکااقتصاد و تجارت

کوین وارش نکته اصلی آلن گرینسپن را متوجه نشده است

الگوبرداری کورکورانه از تصمیمات تاریخی فدرال رزرو بدون تحلیل دقیق داده‌های روز، سیاست‌گذاری پولی را با مخاطره مواجه می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کوین وارش نکته اصلی آلن گرینسپن را متوجه نشده است» اثر دیوید وسل (David Wessel) در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است. رویکرد کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو، در قبال سیاست‌های پولی آمریکا در سال ۲۰۲۶ و مقایسه آن با دوران آلن گرینسپن قابل بررسی است. وارش در تعبیر درس‌های تاریخی دهه ۱۹۹۰ دچار سطحی‌نگری شده و تفاوت‌های بنیادین میان جهش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی و انقلاب کامپیوتر را نادیده گرفته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

رئیس جدید فدرال رزرو در جریان تلاش‌های خود برای جلب نظر دونالد ترامپ جهت تصدی این سمت، مکرراً به یکی از حساس‌ترین تصمیمات تاریخی این نهاد در سپتامبر ۱۹۹۶ استناد کرده است؛ مقطعی که آلن گرینسپن در برابر فشارهای فزاینده برای افزایش نرخ بهره مقاومت کرد. گرینسپن در آن زمان به این نتیجه رسیده بود که انقلاب کامپیوتر در حال ایجاد تغییرات ساختاری عمیق در اقتصاد است؛ فرضیه‌ای که بعد‌ها صحت آن ثابت شد و منجر به چند سال شکوفایی اقتصادی برای آمریکا گردید. تشابهات ظاهری آن دوران با ظهور و توسعه کنونی هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶، توجیه‌گر تمایل رئیس جدید برای تقلید از آن الگو و ابقا یا کاهش نرخ بهره به امید جهش بهره‌وری است.

اما نکته کلیدی که در این الگوبرداری نادیده گرفته شده، متدولوژی و احتیاط گرینسپن در مواجهه با پدیده‌های نوظهور است. او هرگز بر اساس پیش‌فرض‌ها یا شعارهای سیاسی تصمیم‌گیری نمی‌کرد، بلکه با تکیه بر سال‌ها تجربه مشاوره تجاری، به واکاوی عمیق داده‌ها، جستجوی مراجع تاریخی و به چالش کشیدن فرضیات خود با اقتصاددانان برجسته می‌پرداخت. استناد او به نظریات تاریخی نشان می‌داد که جایگزینی فناوری‌های بنیادین نظیر موتورهای الکتریکی یا کامپیوترها، فرآیندی زمان‌بر است و پیش از تبدیل شدن به آمارهای رسمی بهره‌وری، نیازمند سازماندهی مجدد ساختارهای تولیدی است. گرینسپن زمانی ساختارشکنی کرد که متوجه شد با وجود رشد دستمزدها و سود شرکت‌ها، قیمت‌ها افزایش نمی‌یابند؛ امری که نشان‌دهنده شتاب پنهان بهره‌وری بود.

سیاست‌گذار پولی نباید فراموش کند که گرینسپن علاوه بر آینده‌نگری، به شدت محتاط و واقع‌بین بود. سه سال پس از آن تصمیم تاریخی، زمانی که افزایش شدید تقاضا ثبات قیمت‌ها را تهدید کرد، او بدون معطلی سیاست افزایش چشمگیر نرخ بهره را در پیش گرفت. چالش اصلی اقتصاد در سال ۲۰۲۶ این است که آیا بازارها در وضعیت مشابه سال ۱۹۹۶ قرار دارند و هوش مصنوعی مهارکننده تورم است، یا وضعیت بیشتر به سال ۱۹۹۹ شباهت دارد؛ یعنی زمانی که سرمایه‌گذاری‌های سنگین در زیرساخت‌ها، ساخت دیتاسنترهای عظیم و استخدام نیروهای متخصص با دستمزدهای بالا، پیش از ظهور نتایج ملموس بهره‌وری، خود به محرک و پیش‌ران تورم تبدیل شده‌اند.

تغییر لحن محتاطانه رئیس جدید فدرال رزرو در اولین نشست خبری و ارجاع موضوع به تشکیل یک کارگروه ویژه، نشان‌دهنده آن است که صلب بودن نرخ تورم در ماه‌های اخیر، او را نیز به بازنگری در مواضع پیشین واداشته است. درس واقعی که باید از تاریخ فدرال رزرو آموخت این نیست که ظهور یک فناوری جدید، مجوزی خودکار برای پایین نگه داشتن نرخ بهره است؛ بلکه درس اصلی در این است که رئیس فدرال رزرو باید تصمیمات خود را صرفاً بر اساس تحلیل مستمر داده‌ها، تطبیق دقیق تاریخ و بررسی سناریوهای جایگزین اتخاذ کند، نه بر اساس وعده‌ها و تحلیل‌هایی که در دوران تلاش برای کسب این کرسی مطرح کرده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا