برای سالمتر شدن آمریکا، باید از الگوی اروپا درس گرفت
سیاستهای عمومی، نه توصیههای فردی، سلامت آمریکاییها را بهبود میبخشند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «برای سالمتر شدن آمریکا، باید از الگوی اروپا درس گرفت» نوشته دوی سریدار (Devi Sridhar) در گاردین (Guardian)، با مقایسه شاخصهای سلامت در آمریکا و اروپا، استدلال میکند که ریشه بحران سلامت در آمریکا بیش از آنکه به سبک زندگی افراد مربوط باشد، به ضعف سیاستهای عمومی، نظام سلامت و حکمرانی بهداشت بازمیگردد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با وجود آنکه آمریکا از ثروتمندترین کشورهای جهان و دارای یکی از پرهزینهترین نظامهای درمانی است، شهروندان این کشور در مقایسه با اروپاییها عمر کوتاهتری دارند و سالهای بیشتری از زندگی خود را با بیماری سپری میکنند. حتی ثروتمندترین آمریکاییها نیز در مقایسه با همتایان اروپایی خود نرخ مرگومیر بالاتری دارند؛ موضوعی که نشان میدهد برخورداری از درآمد بالا بهتنهایی نمیتواند پیامدهای ضعف ساختارهای عمومی سلامت را جبران کند.
در سالهای اخیر، جنبش «آمریکا را دوباره سالم کنیم» با محوریت رابرت اف. کندی جونیور، افزایش بیماریهای مزمن، چاقی و دیابت را به یکی از موضوعات اصلی سیاست داخلی آمریکا تبدیل کرده است. بااینحال، این جریان بیش از آنکه بر اصلاح ساختارهای نظام سلامت تکیه کند، بر توصیههای فردی مانند تغییر رژیم غذایی، افزایش فعالیت بدنی، مصرف برخی مواد غذایی خاص یا تقویت ایمنی طبیعی تأکید دارد. همزمان، کاهش نقش نهادهای تخصصی سلامت، محدود شدن حمایت از پژوهشهای علمی و کنار گذاشتن کارشناسان از فرایند تصمیمگیری، نگرانیهایی درباره آینده نظام بهداشت عمومی آمریکا ایجاد کرده است.
با وجود گسترش فعالیت این جریان در فضای مجازی، افکار عمومی همچنان اعتماد بیشتری به پزشکان و دانشمندان نسبت به سیاستمداران و چهرههای تأثیرگذار شبکههای اجتماعی دارد. همچنین میزان نارضایتی از عملکرد وزیر بهداشت آمریکا نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از جامعه، راهکارهای ارائهشده را برای حل مشکلات ساختاری نظام سلامت کافی نمیداند.
بخش مهمی از تفاوت شاخصهای سلامت میان آمریکا و اروپا به سیاستهای عمومی بازمیگردد. آمریکا همچنان با نرخ بالای خشونت مسلحانه، تصادفات جادهای و نبود پوشش همگانی خدمات درمانی روبهرو است. میلیونها نفر فاقد بیمه درمانی هستند و بسیاری دیگر نیز بهدلیل هزینههای سنگین درمان، مراجعه به مراکز پزشکی را به تعویق میاندازند. در نتیجه، بیماریهایی که امکان درمان یا پیشگیری از آنها در مراحل اولیه وجود دارد، به مشکلات پیچیدهتر و پرهزینهتری تبدیل میشوند.
در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی با وجود تفاوتهای سیاسی و اقتصادی، در چند اصل مشترک هستند؛ از جمله برخورداری از نظام سلامت همگانی، قوانین سختگیرانه درباره حمل سلاح، سرمایهگذاری در ایمنی حملونقل و استانداردهای دقیق برای کیفیت مواد غذایی. این سیاستها با کاهش خطرهای عمومی، نقش مؤثری در افزایش امید به زندگی و بهبود کیفیت سلامت شهروندان ایفا کردهاند.
در مجموع، تجربه اروپا نشان میدهد که ارتقای سلامت عمومی تنها با تغییر رفتار فردی محقق نمیشود، بلکه مستلزم سیاستگذاری مؤثر، سرمایهگذاری در نهادهای عمومی و کاهش خطرهای ساختاری است. سلامت جامعه بیش از آنکه نتیجه انتخابهای فردی باشد، بازتاب کیفیت حکمرانی و توانایی دولت در ایجاد محیطی ایمن و دسترسی عادلانه به خدمات بهداشتی است؛ موضوعی که میتواند مسیر اصلاح نظام سلامت آمریکا را نیز مشخص کند./منبع



