آمریکاامنیت و دفاعخارجی

راهبرد گمشده پنتاگون در برابر چین

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «راهبرد گمشده پنتاگون در برابر چین» به قلم ست جی. جونز  (Seth G. Jones) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به بررسی فقدان راهبرد نظامی منسجم آمریکا برای مهار چین، به‌ویژه در برابر تهدیدات نظامی در منطقه هند-آرام، می‌پردازد و بر نیاز به یک «راهبرد جبرانی» جدید برای مقابله با پیشرفت‌های نظامی چین تأکید دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


در اواسط دهه ۲۰۱۰، مقامات پنتاگون از پیشرفت‌های نظامی چین و روسیه، به‌ویژه در جنگ سایبری، فضایی، الکترونیک و تسلیحات هدایت‌شونده دقیق مانند موشک بالستیک ضدکشتی دی‌اف-۲۱دی (DF-21D) چین (ملقب به «قاتل ناوها») نگران بودند. رابرت ورک، معاون وقت وزیر دفاع، «راهبرد جبرانی» سوم را برای مقابله با برتری‌های چین در اقیانوس آرام پیشنهاد کرد، که شامل مفاهیم عملیاتی جدید مانند عملیات دریایی توزیع‌شده و سرمایه‌گذاری در فناوری‌هایی نظیر مین‌های دریایی پیشرفته بود. اما این راهبرد در آن زمان، به‌دلیل برتری جهانی آمریکا، فاقد فوریت و انسجام بود.

امروز، وضعیت به‌شدت تغییر کرده است. پایگاه صنعتی دفاعی چین با سرعت نگران‌کننده‌ای تولید می‌کند و ظرفیت کشتی‌سازی آن ۲۳۰ برابر آمریکا است. موشک‌های دوربرد چین، نیروهای آمریکایی را از ژاپن تا گوام تهدید می‌کنند، به‌ویژه در سناریوی جنگ بر سر تایوان. با این حال، چین مانند شوروی در جنگ سرد، آسیب‌پذیری‌هایی دارد که قابل بهره‌برداری است. آمریکا نیازمند راهبرد جبرانی جدیدی است، مشابه مفهوم نبرد هوایی-زمینی دهه ۱۹۷۰ علیه شوروی، اما پنتاگون هنوز برنامه عملیاتی مشترکی توسعه نداده و بیش از حد بر فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی تمرکز کرده است.

اندرو مارشال، رئیس سابق دفتر ارزیابی خالص پنتاگون، تأکید داشت که فناوری بدون مفاهیم عملیاتی جدید، پیروزی را تضمین نمی‌کند. آمریکا باید مفهوم عملیاتی مشخصی برای شکست چین، به‌ویژه در جلوگیری از تهاجم به تایوان، طراحی کند. این شامل تقویت حضور نظامی در منطقه با استقرار بمب‌افکن‌ها در استرالیا، مقاوم‌سازی پناهگاه‌ها در ژاپن، ایجاد دفاع موشکی در گوام، و ذخیره‌سازی سوخت و مهمات است. برای ضربه سریع به نیروهای چینی، آمریکا باید اهداف باارزش ارتش چین مانند کشتی‌های تهاجمی آبی-خاکی و مراکز فرماندهی را شناسایی و نابود کند. این نیازمند افزایش موجودی موشک‌های دوربرد هدایت‌شونده ارزان‌تر، پهپادهای بدون نیاز به باند، بمب‌افکن‌های رادارگریز مانند نورثروپ گرامن بی-۲۱ ریدر، جنگنده‌های نسل پنجم و ششم مانند  اف-۳۵، و زیردریایی‌های تهاجمی هسته‌ای و پهپادهای زیرآبی است، زیرا چین در حوزه زیرسطحی ضعف دارد.

در جنگ سرد، راهبرد «نگاه نو» آیزنهاور با برتری هسته‌ای و بمب‌افکن‌های دوربرد، و راهبرد جبرانی دوم کارتر با تسلیحات دقیق، شوروی را مهار کرد. امروز، آمریکا باید از این الگوها برای مهار چین استفاده کند، اما سرمایه‌گذاری در ناوهای بزرگ و ناوهای هواپیمابر یا تانک‌ها، که در جنگ با چین آسیب‌پذیرند، غیرضروری است. تمرکز باید بر شکست و بازدارندگی چین باشد، بدون نادیده گرفتن تهدیدات دیگر مانند روسیه، ایران یا کره شمالی./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا