تقویت دموکراسیها در برابر پوپولیسم، تعیینکننده سرنوشت انتخابات آینده و ثبات سیاسی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « راهنمای من برای مصونسازی دموکراسی در برابر پوپولیسم – قبل از آنکه دیر شود» به قلم تیموتی گارتون اش (Timothy Garton Ash) در گاردین (Guardian) منتشر شده است. در این یادداشت به بررسی راهکارهای عملی برای تقویت و مقاومسازی دموکراسیها در برابر تهدیدات پوپولیستی پرداخته و تأکید میکند که پیشگیری از تسلط پوپولیستها و آسیب به ساختارهای دموکراتیک باید به اولویت تبدیل شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
چگونه میتوان دموکراسیهای خود را در برابر کسانی که میخواهند آن را نابود کنند، محافظت کرد؟ معمولاً در مورد راهبردهای جلوگیری از رسیدن پوپولیستهای ضدلیبرال و ملیگرا به قدرت صحبت میشود، اما روزانه بهدست گرفتن چکش تخریب توسط دونالد ترامپ نشان میدهد که به همان اندازه مهم است که دموکراسی خود را تقویت کنیم تا در دوران حکومت پوپولیستها تابآوری داشته باشد.
در آلمان مفهومی به نام «دموکراسی دفاعی» وجود دارد که به معنای دموکراسی است که قادر به دفاع از خود باشد. تحت این شعار، برخی پیشنهاد کردهاند که حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) که اکنون یکی از محبوبترین احزاب در کشور است، ممنوع شود. این رویکرد اشتباه است زیرا فقط حمایتکنندگان این حزب را در باور خود مبنی بر اینکه دولت دموکراتیک نوعی توطئه نخبگان لیبرال است، تقویت میکند و آنها را به تصویری از شهید تبدیل میکند. تجربه فرانسه از «دایرهی جمهوریخواه»، جایی که تقریباً همه احزاب تنها بر حفظ دشمنی با حزب مارین لوپن توافق دارند، نیز نتایج منفی داشته است. در مقابل، نمونه هلند جالب است؛ جایی که حزب پوپولیست خیرت ویلدرس به حکومت وارد شد، نتوانست موفقیتی کسب کند و در انتخابات بعدی شکست خورد.
اگر شما ریسک ورود پوپولیستها به حکومت را میپذیرید، باید ابتدا دفاعهای دموکراسی خود را تقویت کنید. در غیر این صورت، آنها از دموکراسی برای تضعیف آن استفاده خواهند کرد، مانند کاری که ویکتور اوربان در مجارستان و ترامپ در ایالات متحده در حال انجام آن هستند. این دموکراسیها به تدریج به سیستمهای اقتدارگرای انتخاباتی تبدیل میشوند که در آن انتخابات هنوز برگزار میشود، اما آزاد و عادلانه نیستند. برای مقاومسازی دموکراسی در برابر پوپولیسم، باید به مواردی توجه کرد.
اولین نکته سیستم نمایندگی تناسبی است. سیستمهای دوحزبی که در ایالات متحده و انگلیس غالب است، زمانی که یکی از احزاب به دست پوپولیستها بیفتد، مشکلساز میشود. بهتر است از سیستم نمایندگی تناسبی استفاده کرد تا پوپولیستها مجبور به همکاری با شرکای ائتلافی شوند. دوم، مدیریت انتخاباتی اهمیت دارد. در ایالات متحده، سیستم پیچیده و قدیمی که در آن هر ایالت روشهای متفاوتی دارد، زمینه را برای دستکاریهای حزبی، سرکوب رایدهندگان و تقلب باز میکند. سوم، وجود رسانههای عمومی مستقل برای تقویت حوزه عمومی دموکراتیک ضروری است. رسانههای عمومی قابل اعتماد، مانند (BBC) در انگلیس یا (ARD) در آلمان، باید حفظ و تقویت شوند.
چهارم، مالکیت رسانهها باید به دقت بررسی شود. در کشورهایی مانند ترکیه و مجارستان، رسانهها تحت کنترل افراد نزدیک به دولت قرار دارند و ظاهر دموکراتیک را از بین میبرند. پنجم، استقلال دستگاه قضائی بسیار مهم است. بیثباتی قضائی در لهستان نمونهای از پیامدهای فقدان حاکمیت قانون است. ششم، بیطرفی دستگاههای اجرائی ضروری است. در ایالات متحده، پروژه سال ۲۰۲۵ بنیاد هریتج صراحتاً پیشنهاد کرده که دستگاه اداری تحت سلطه قوه مجریه قرار گیرد.
در نهایت، برخی مانند تام گینزبورگ پیشنهاد کردهاند که داشتن یک سلطنت مشروطه میتواند به تقویت دموکراسی کمک کند، چرا که پادشاه مشروطه میتواند فضای غیرحزبی در رأس کشور را پر کند. در کل، حفظ نهادهای دموکراتیک و تقویت آنها در برابر تهدیدات پوپولیستی نیاز به توجه به حوزههای مختلف دارد. این کار بهراحتی قابل انجام نیست، اما اگر از دست برود، بازسازی آن بسیار دشوار خواهد بود. نمونههای مختلفی همچون لهستان و ایالات متحده نشان میدهند که نابودی این نهادها آسانتر از ساخت آنهاست.



