آمریکاسیاست داخلی و جامعه

سوپربول ۲۰۲۶؛ ناقوس مرگ اتحاد آمریکا

قطبی‌شدن شدید فرهنگی و سیاسی، که در جنجال‌های سوپربول ۲۰۲۶ به اوج خود رسید، ایالات متحده را به سمت یک درگیری اجتماعی گسترده و اجتناب‌ناپذیر سوق می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سوپربول ۲۰۲۶؛ ناقوس مرگ اتحاد آمریکا» به قلم رمزی بارود (Ramzy Baroud) در عرب نیوز (Arab News) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به جنجال‌های فرهنگی پیرامون سوپربول ۲۰۲۶، استدلال می‌کند که «زبان تحقیر» و «قطبی‌سازی عاطفی» در حال سوق‌دادن جامعه آمریکا به سوی یک شکاف رژیمی و درگیری اجتماعی اجتناب‌ناپذیر است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

نظرسنجی مؤسسه گالوپ در ژانویه ۲۰۲۶ نشان داد که ۸۹ درصد از آمریکایی‌ها انتظار درگیری‌های سیاسی سطح بالایی را در سال جاری دارند. این آمار با توجه به عادی‌سازی گفتمان‌های تند و نژادپرستانه توسط مقامات ارشد آمریکایی، جای تعجب ندارد. این لفاظی جدید که «زبان تحقیر» نامیده می‌شود، با هدف قرار دادن گروه‌های اجتماعی و نژادی با عناوینی چون «حیوان موذی» یا «آشغال»، یک «چرخه طعمه‌گذاری خشم» را تغذیه می‌کند.

این رویکرد چیزی فراتر از تهی کردن دموکراسی است و کشور را برای «قطبی‌سازی عاطفی» آماده می‌کند؛ وضعیتی که در آن افراد دیگر فقط بر سر مسائل سیاسی اختلاف ندارند، بلکه فعالانه از یکدیگر به خاطر هویتشان بیزارند. این قطبی‌سازی در جریان سوپربول ۲۰۲۶ به اوج خود رسید، جایی که اجرای هنرمند پورتوریکویی، «بد بانی»، طوفانی بر سر هویت ملی به پا کرد. در حالی که میلیون‌ها نفر انتخاب این هنرمند را جشن گرفتند، مفسران محافظه‌کار با «به‌اندازه کافی آمریکایی نبودن» خواندن این نمایش اسپانیایی‌زبان، آن را تحریم کردند. این شکاف فرهنگی حتی به صفحه تلویزیون‌ها نیز کشیده شد و بینندگان را به دو اردوگاه مجزا تقسیم کرد: کسانی که اجرای رسمی را تماشا کردند و کسانی که به پخش جایگزین «تمام-آمریکایی» با حضور «کید راک» روی آوردند.

این رویارویی، جوهر درگیری آمریکاست که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند به نقطه شکست و چیزی شبیه به جنگ داخلی خواهد رسید. این نتیجه‌گیری با توجه به سه روند نگران‌کننده اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد: هویت‌زدایی غیرانسانی، آینه‌سازی حزبی (نگاه به طرف مقابل به‌عنوان یک تهدید وجودی) و درگیری نهادی که در آن نهادهای فدرال «قانون‌شکن» و دیدگاه‌های مخالف، «خائنانه» تلقی می‌شوند. بحران کنونی دیگر بر سر مشروعیت یک دولت نیست، بلکه ایالات متحده در حال ورود به یک «شکاف رژیمی» است؛ یک مبارزه سیاسی که در آن گروه‌های مسلط بر سر تعریف بنیادین ملت با یکدیگر اختلاف دارند.

ریشه این بحران به تنش تاریخی میان دو مدل «دیگ ذوب» (همگون‌سازی و ذوب شدن اقلیت‌ها در ساختار اجتماعی غالب) و «کاسه سالاد» (چندفرهنگ‌گرایی و حفظ هویت‌های متمایز) بازمی‌گردد. این بحث دانشگاهی اکنون به یک درگیری روزمره و عمیق تبدیل شده است. اقتصاد در حال تقلا، نابرابری اجتماعی فزاینده و کاهش شکاف جمعیتی، گروه‌های اجتماعی مسلط را به نقطه‌ای رسانده که دیگر احساس امنیت نمی‌کنند و مبارزه آن‌ها برای امتیازات اقتصادی و سیاسی، در قالب یک شکایت فرهنگی و اجتماعی بروز می‌کند. در این میان، یک نابرابری سیاسی قابل‌توجه نیز وجود دارد.

در حالی که جناح راست از وضوح بینش و انسجام سیاسی نسبی برخوردار است، طرف مقابل در ابهام فرو رفته و نهاد دموکرات که مدعی نمایندگی گروه‌های به حاشیه رانده‌شده است، اعتماد نسل جوان را از دست داده است. با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، جامعه قطبی‌شده آمریکا به سوی افراطی‌گری بیشتری کشیده می‌شود و صرف‌نظر از نتایج انتخابات، بخش بزرگی از فرجام کار از پیش تعیین‌شده به نظر می‌رسد: یک درگیری اجتماعی گسترده‌تر در ایالات متحده اجتناب‌ناپذیر است و نقطه شکست به سرعت نزدیک می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا