هزینه سنگین کمک اجتماعی مهاجران
استفاده گسترده مهاجران کمسواد از مساعده عمومی بار مالی قابلتوجهی ایجاد کرده و کارآمدی نظام مهاجرتی را زیر سؤال میبرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هزینه سنگین کمک اجتماعی مهاجران» نوشته استیون ای کاماروتا (Steven A. Camarota) و منتشرشده در کامنپلیس (Commonplace)، به بررسی میزان و پیامدهای استفاده مهاجران از نظام مساعده اجتماعی ایالات متحده میپردازد و با تکیه بر دادههای رسمی، نسبت این پدیده را با ساختار بازار کار، هزینههای مالی عمومی و سیاستهای مهاجرتی تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
رسوایی در حال گسترش کلاهبرداری از خدمات اجتماعی در ایالت مینهسوتا، که در آن مهاجران سومالیایی میلیاردها دلار از منابع عمومی را بهطور غیرقانونی دریافت کردند، توجه زیادی را جلب کرده، اما این رویداد به مسئلهای گستردهتر درباره مهاجران و شبکه حمایت اجتماعی اشاره دارد: سهم بالای استفاده قانونی مهاجران از نظام مساعده. دادههای پیمایش مشارکت در درآمد و برنامههای دولتی ایالات متحده نشان میدهد بیش از نیمی از خانوارهای دارای سرپرست مهاجر از دستکم یک برنامه مساعده استفاده میکنند. دلیل اصلی این وضعیت، سطح تحصیلات نسبتا پایین بخش بزرگی از مهاجران و درآمدهای اندک ناشی از آن است که شرایط لازم برای دریافت کمکها را فراهم میکند.
این موضوع به مصرف گسترده منابع مالی عمومی اشاره دارد؛ منابعی محدود که باید با احتیاط هزینه شوند. استفاده مهاجران از این منابع، توان دولت برای کمک به فقیران متولد ایالات متحده را کاهش میدهد و پرسشهایی اساسی درباره تأثیر مهاجرت بر بازار کار، بهویژه کارگران مطرح میکند. برخلاف تصور رایج، مساعده اجتماعی عمدتا شامل پرداخت نقدی به افراد بیکار نیست، بلکه بیشتر بهصورت کمکهای غیرنقدی مانند مدیکید، کمک غذایی و مسکن عمومی ارائه میشود. اشتغال مانع دسترسی به بسیاری از این برنامهها نیست و معیار اصلی، درآمد، تعداد افراد تحت تکفل و گاهی داراییهاست.
اداره آمار آمریکا برنامههای مساعده اجتماعی را برنامههای مبتنی بر آزمون وسع درآمدی تعریف میکند که شامل مسکن یارانهای، وعدههای غذایی مدارس و برنامه مدیکید میشود. همچنین بخش قابلاسترداد اعتبار مالیاتی درآمد حاصل از کار، پرداخت نقدی به کارگرانی است که مالیات بر درآمد فدرال نمیپردازند. اگرچه بیشتر مهاجران تازهوارد قانونی و مهاجران غیرقانونی از بسیاری برنامهها محروماند، این محدودیتها اثر اندکی بر استفاده کلی دارد. مهاجران میتوانند بهنام فرزندان متولد آمریکا مزایا دریافت کنند، برخی برنامهها مستثنا هستند، ایالتها خدمات جداگانه ارائه میدهند و برخی مهاجران غیرقانونی مجوز کار یا شماره تأمین اجتماعی دارند. در نهایت میلیونها مهاجر از منابع مالیاتدهندگان بهرهمند میشوند.
طبق دادههای سال ۲۰۲۴، ۵۳ درصد خانوارهای مهاجر در برابر ۳۷ درصد خانوارهای متولد آمریکا از مساعده استفاده میکنند. برآوردها نشان میدهد ۵۱ درصد خانوارهای مهاجر قانونی و ۶۱ درصد خانوارهای مهاجر غیرقانونی دستکم از یک برنامه اصلی بهره میبرند، بهویژه در حوزه غذا، مدیکید و اعتبار مالیاتی. دولت فدرال سالانه حدود یک تریلیون دلار و ایالتها صدها میلیارد دلار برای مساعده هزینه میکنند و استفاده بالا احتمال بار مالی خالص مهاجران را افزایش میدهد.
استفاده از مساعده ناشی از بیمیلی به کار نیست، زیرا خانوارهای مهاجر اغلب شاغل دارند، اما دستمزدهای پایینتر سبب وابستگی بیشتر به کمکها میشود. افزایش عرضه نیروی کار کممهارت فشار کاهشی بر دستمزدها وارد میکند و هزینههای مساعده را میان همه مالیاتدهندگان پخش میکند. سطح تحصیلات عامل تعیینکننده است؛ ۶۸ درصد خانوارهای مهاجر بدون مدرک دانشگاهی از مساعده استفاده میکنند، درحالیکه این رقم برای مهاجران تحصیلکرده ۳۴ درصد است. با توجه به وجود دولت رفاه مدرن، نظام مهاجرتی آینده باید با واقعیتهای بازار کار هماهنگ شود و بر انتخاب مهاجران بر اساس تحصیلات، توان درآمدی و اجرای مؤثر قوانین تمرکز داشته باشد./ منبع



