ارتش همیشه سیاسی بوده است
تحولات نظامی ترامپ، پایههای سیاستهای جمهوریخواهانه را در ارتش آمریکا تغییر میدهد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ارتش همیشه سیاسی بوده است» نوشته کریس بری (Chris Bray) در تام کلینگ استین (Tom Klingenstein) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل رابطه همیشگی و ذاتی بین ارتش و سیاست در تاریخ آمریکا پرداخته و بر این تأکید دارد که تغییرات در ساختار و سیاستهای نظامی، همواره بازتابی از تحولات سیاسی و اجرایی دولتها بوده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
داستان از یک ادعای آشنا آغاز میشود: دونالد ترامپ، به گفته برخی، در حال تبدیل ارتش ایالات متحده به ارتشی شخصی است و یک نهاد بیطرف را به درگیریهای حزبی میکشاند. این همان بازی است که سالها توسط افرادی که ارتش را بهعنوان آزمایشگاه تنوع و شمولیت میدیدند، بازی شده است. حالا همان افراد میگویند که ارتش باید از سیاستها جدا بماند. این یک ترفند قدیمی است: تبدیل اقدامات عادی حکومت مدنی به یک بحران قانونی و در نهایت نمایش آن بهعنوان «آخرین ایستگاه دفاع از دموکراسی.»
در تاریخ ۱۵ اکتبر، مکس بوت، نمونهای جدید از این ادعاها را در مقالهای با عنوان «معضل وظیفه در دوران ترامپ: حمله او به ارتش ایالات متحده چه معنایی برای آمریکا دارد؟» بیان میکند. بوت مینویسد که ترامپ و وزیر دفاعش، پیت هگستث، در حال انجام حملهای گسترده به حرفهای بودن غیرسیاسی ارتش ایالات متحده هستند. او مدعی است که تلاش ترامپ برای تبدیل ارتش به یک «میلیشای مگا» نگرانکننده است. سپس بوت میگوید که این اقدامات تهدیدی برای دموکراسی و آزمونی برای اعضای ارتش است که بهجای وفاداری به رئیسجمهور، قسم یاد کردهاند که از قانون اساسی ایالات متحده دفاع کنند.
این ادعا که وفاداری به فرمانده کل قوا نقض قانون اساسی است، فریبکارانه و نادرست است. بوت ابتدا به مفهومی آشنا از کتاب «سرباز و دولت» ساموئل هانتینگتون اشاره میکند و سپس آن را تحریف میکند. البته که ارتش باید از سیاستهای حزبی دور بماند، اما ارتش هیچگاه غیرسیاسی نبوده است. ارتش بهعنوان ابزار سیاسی یک دولت سیاسی عمل میکند. روابط نظامی–مدنی بهطور طبیعی روابط سیاسی هستند و افسران ارشد یک ارتش نیز بازیگران سیاسی هستند.
توماس جفرسون، رئیسجمهور ایالات متحده در قرن نوزدهم، نمونهای از این واقعیت تاریخی را در مواجهه با ارتشی که توسط رقبای سیاسیاش ساخته شده بود، نشان داد. جفرسون پس از به قدرت رسیدن در سال ۱۸۰۱، به اصلاح ارتش پرداخت و از طریق قانون «ایجاد ارتش صلحآمیز» در سال ۱۸۰۲، یک سوم افسران ارتش را کنار گذاشت. هدف جفرسون بازسازی ارتش و اطمینان از وفاداری آن به رژیم جمهوریخواه جدید بود.
در قرن بیستم، دوایت آیزنهاور نیز با مشکلات مشابهی در ارتش روبرو شد. هنگامی که او سیاست «نگاه جدید» را برای دفاع از کشور پیش برد و بر بازدارندگی هستهای تأکید کرد، افسران ارتش به مخالفت پرداختند. آیزنهاور، بهعنوان یک ژنرال پنجستاره، این مخالفتها را بهدرستی تشخیص داد و به کنترل غیرنظامیان بر ارتش ادامه داد. در آن زمان هیچکس ادعا نمیکرد که آیزنهاور ارتش را «سیاسی» کرده است.
در دوران ترامپ، این مسائل بهطور جدیدی مطرح شدند. بوت مینویسد که ترامپ ژنرال سیکیو براون، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، را بدون توضیح اخراج کرد. براون در ویدیویی در سال ۲۰۲۰، در جریان اعتراضات جورج فلوید، در مورد تبعیضی که در ارتش با آن مواجه بود، سخن گفته بود. بوت این اقدام را نشاندهنده یک عمل غیرسیاسی میداند، در حالی که برخی دیگر ممکن است آن را سیاسی تلقی کنند.
در نهایت، این روایتها به تلاشهایی برای ترسیم سیاستهای ترامپ بهعنوان تهدیدی خاص و خطرناک برای ارتش و دموکراسی تبدیل میشوند. واقعیت این است که هر رئیسجمهوری ارتش را برای خدمت به اهداف سیاسی خود شکل داده است. از جفرسون تا آیزنهاور، همه رئیسجمهورها انتظار وفاداری و اطاعت از ارتش داشتند. ترامپ نیز از این قاعده مستثنی نیست.
این تلاشها برای نشان دادن سیاستهای ترامپ بهعنوان «سیاسیسازی» ارتش، ترفندی برای پنهان کردن حقیقت است: تلاش برای حفظ یک شبکه ایدئولوژیک در درون ارتش. کسانی که میخواهند ارتش بیطرف باقی بماند، در واقع از «بیطرفی» صحبت میکنند که بهمعنای همراستایی دائم با چپ است. در حقیقت، ارتش همیشه سیاسی بوده است و رئیسجمهورانی که این واقعیت را دوباره بهرسمیت میشناسند، در حال انجام وظیفه خود هستند./ منبع



