عصر جدید تاریکی
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله ای با موضوع «عصر جدید تاریکی» نوشته آدام سِروِر (Adam Serwer)، در نشریه آتلانتیک (The Atlantic)، منتشر شده است. این یادداشت با بررسی اقدامات دولت ترامپ، از جمله قطع بودجه دانشگاهها، حذف دادههای علمی و تحریف تاریخ، به تحلیل حملهای هدفمند به دانش و نهادهای علمی-فرهنگی آمریکا میپردازد که با هدف تحکیم سلطه سیاسی و تضعیف نظارت دموکراتیک انجام میشود. در ادامه، خلاصه این یادداشت آمده است.
دولت ترامپ با مجموعهای از اقدامات، حملهای گسترده به دانش، آموزش، علم و تاریخ آغاز کرده است که یادآور دوران تاریک پس از سقوط روم است. این اقدامات که بهصورت هدفمند و با تعصب انجام میشوند، نهتنها نهادهای علمی و آموزشی را تضعیف میکنند، بلکه توانایی جامعه آمریکا برای درک جهان اطراف را به خطر میاندازند. این حمله شامل تهدید دانشگاهها به قطع بودجه فدرال، کاهش حمایت از نهادهای علمی مانند بنیاد ملی علوم و مؤسسات ملی سلامت، تغییر ماهیت مؤسسات تاریخی مانند اسمیتسونیان به مراکز ترویج ایدئولوژی ماگا و حذف دادههای عمومی سلامت است. این سیاستها بهصورت یکپارچه بهعنوان حملهای به دانش تلقی میشوند که هدف آن تحکیم سلطه سیاسی و جلوگیری از نظارت دموکراتیک است.
دانشگاهها از اهداف اصلی این حمله هستند. دانشگاههای برجستهای مانند کرنل، پرینستون، نورثوسترن و جانز هاپکینز با قطع بودجههای کلان مواجه شدهاند. بهعنوان مثال، کرنل بیش از یک میلیارد دلار، پرینستون ۲۱۰ میلیون دلار و جانز هاپکینز ۸۰۰ میلیون دلار از بودجه تحقیقاتی خود را از دست دادهاند. این کاهشها در برخی موارد بدون درخواست خاص و صرفاً بهصورت یکجانبه اعمال شدهاند. برخی دانشگاهها، مانند کلمبیا، برای حفظ بودجه چهارصد میلیون دلاری خود به خواستههای دولت تن دادهاند، اما حتی این تسلیم نیز مانع از فشارهای جدید، از جمله درخواست نظارت قضایی بر این نهادها، نشده است. در آکادمی نظامی وست پوینت، متون و ایدههایی که به موضوعات نژاد، جنسیت یا تاریخ تاریک آمریکا میپردازند حذف شدهاند. بهعنوان مثال، آثار نویسندگان برجسته سیاهپوست مانند تونی موریسون و جیمز بالدوین از برنامه درسی حذف شده و اساتید از بحث درباره جنایات علیه بومیان آمریکا منع شدهاند.
این حمله به دانشگاهها محدود نمیشود. در سراسر دولت، کارمندانی که وظیفه تحقیق، بررسی یا تحلیل دارند، با کاهش بودجه یا اخراج مواجه شدهاند. در مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، هزاران نفر از جمله کارشناسان ایمنی محیط کار اخراج شدهاند. در سازمان غذا و دارو، دانشمندانی که غذا و دارو را برای آلودگی آزمایش میکردند یا تبلیغات دارویی را نظارت میکردند، کنار گذاشته شدهاند. در وزارت کشاورزی، تیم تحقیقاتی سرویس جنگلداری که ابزارهایی برای مدلسازی خطر آتشسوزی و احیای جنگلها توسعه میداد، هدف اخراج قرار گرفته است. بازوی تحقیقاتی سازمان حفاظت محیط زیست کاملاً حذف شده و بخش تحقیقات وزارت آموزش نیز با کاهش شدید بودجه مواجه است. بنیاد ملی علوم و مؤسسات ملی سلامت با کاهش بودجه بیش از دو میلیارد دلاری و اخراج ۱۳۰۰ کارمند مواجه شدهاند. این کاهشها، از جمله لغو صدها کمکهزینه تحقیقاتی، بهویژه پروژههایی را هدف قرار داده که به گروههای حاشیهنشین یا موضوعاتی مانند عدالت زیستمحیطی میپردازند.
دادههای عمومی سلامت نیز در معرض خطر نابودی قرار دارند. دادههای چندین دهه تحقیقات سلامت عمومی، از جمله مطالعات در حال انجام، حذف شدهاند. در وزارت بهداشت و خدمات انسانی، بیش از دوازده برنامه جمعآوری داده درباره مرگومیر و بیماریها متوقف شده است. این حذف دادهها، ارزیابی تأثیر سیاستهای دولت را دشوارتر میکند. به گفته یک متخصص سلامت عمومی، عدم مطالعه یک مشکل به معنای نبود آن نیست، بلکه به این معناست که دادهای برای اثبات وجود یا عدم وجود آن در دسترس نیست.
ترامپ این کاهشها را با تحریک تعصبات یا نادانی عمومی توجیه کرده است. بهعنوان مثال، او در سخنرانی خود در کنگره از بودجه تحقیقات برای «تراجنسیتیکردن موشها» انتقاد کرد؛ که اشارهای گمراهکننده است به موشهای تراریخته که در تحقیقات پزشکی رایج هستند. این توصیفات گمراهکننده برای کماهمیت جلوهدادن ارزش دانشی است که از مردم آمریکا سلب میشود.
پیامدهای این حمله به دانش گسترده است. کاهش تحقیقات فدرال، که پایه کشاورزی مدرن، پزشکی و فناوریهایی مانند اینترنت و جیپیاس بوده، پیشرفتهای علمی و فناوری را متوقف خواهد کرد. تحقیقات بخش خصوصی که به سودآوری وابسته است، نمیتواند جای خالی این بودجهها را پر کند. بهعنوان مثال، شرکت اکسونموبیل سالها پیش از تغییرات اقلیمی آگاه بود، اما برای منافع خود، تردید در این یافتهها را ترویج کرد. علاوه بر این، کاهش تحقیقات درباره نابرابریهای نژادی و اقتصادی، توانایی حل مشکلات اجتماعی را تضعیف میکند. این کاهشها که به بهانه مبارزه با «بیدارگرایی» انجام میشوند، از ترس نتایج تحقیقاتی است که ممکن است برابری نژادی یا جنسیتی را تأیید کنند.
حمله به تاریخ آمریکا نیز بخشی از این کارزار است. دستور اجرایی دولت، مدارس دولتی را مجبور به تدریس نسخهای تحریفشده از تاریخ آمریکا میکند که جنبههای تاریک آن را نادیده میگیرد. موزهها و کتابخانهها نیز با قطع بودجه مواجه شدهاند. بهعنوان مثال، موزه تاریخ سیاهپوستان در بوستون به دلیل عدم همخوانی با سیاستهای کاخ سفید، بودجه فدرال خود را از دست داده است. مؤسسه اسمیتسونیان به دلیل نمایشهایی که نژاد را بهعنوان یک ساختار اجتماعی توصیف میکنند، تهدید شده است. اخراج کارلا هیدن، اولین زن سیاهپوست رئیس کتابخانه کنگره، بخشی از الگوی حذف زنان و سیاهپوستان از مناصب رهبری است.
این اقدامات توانایی نظارت عمومی را نیز تضعیف میکنند. اخراج بازرسان کل که وظیفه بررسی فساد دولتی را دارند و حذف پایگاههای دادهای مانند سوابق تخلفات مأموران اجرای قانون، شفافیت را کاهش میدهد. این امر امکان سوءاستفاده و فساد را بدون خطر پاسخگویی افزایش میدهد. به گفته مایکل برومویچ، بازرس کل سابق وزارت دادگستری، این اقدامات نهادهایی را که برای کشف فساد طراحی شدهاند، خنثی میکند.
این حمله به دانش، نیروی کار متخصص را نیز هدف قرار داده است. کاهش بودجه نهادهای علمی و دانشگاهی به معنای فرصتهای کمتر برای دانشجویان و محققان است. دولت همچنین برنامههایی را که برای افزایش حضور اقلیتها در رشتههای علمی طراحی شدهاند، قطع کرده است. این اقدامات نهتنها تعداد متخصصان تحصیلکرده را کاهش میدهد، بلکه ترکیب جمعیتی آنها را نیز تغییر میدهد و به سمت سفیدپوستان و افراد از خانوادههای ثروتمند متمایل میکند.
در نهایت، این تخریب دانش به نفع سلطه سیاسی و منافع مالی حامیان دولت است. خصوصیسازی گسترده کارکردهای دولتی، که با حمایت ایلان ماسک پیش میرود، نمونهای از این بهرهبرداری است. این اقدامات، با جایگزینی نیروی انسانی با هوش مصنوعی و کاهش نظارت بر صنایع، به سود شرکتهای خصوصی منجر میشود. با این حال، این تخریب توانایی حل مشکلات، پیشگیری از بیماریها و پیشرفت فناوری را به شدت مختل میکند. نتیجه، جامعهای است که به اطلاعات دستکاریشده وابسته است و نمیتواند واقعیت
عینی را درک کند، وضعیتی که به کنترل و بهرهکشی آسانتر منجر میشود./ منبع



